در ستایش امنیتی که ایتالیایی به من می دهد!

هر زمان یک زبانی به من احساس امنیت می دهد. در حال حاضر وقتی ایتالیایی حرف می زنم می توانم بروم‌در غار خودم. شاید هم جزیره ام. با این زبان در مورد چیزهایی حرف می زنم که در حالت عادی کمی اذیت کننده می توانند باشند. انگار بازی ای که با زبان می کنم مرهمی می شود بر درد و حسی که می کنم در هنگام صحبت کردن در مورد درد تبدیل می شود به حس تعریف کردن یک کمدی. شاید هم یک کمدی دارک. ولی مهم این است که کمدی است.

وقتی به زبان دیگری سخن می گوییم‌اجازه پیدا می کنیم با بازی با لغت ها از آن ها تعبیری داشته باشیم غیر از آنچه هستند. کمی شبیه این است که می دانیم واقعا داریم در مورد یک موضوعی حرف می زنیم اما در عین حال چون کلمات از زبان مادری نمی آیند در عین حال حس می کنیم در مورد آن حرف نمی زنیم.

به همین دلیل باور دارم آدم ها وقتی به زبانی غیر از زبان مادری شان صحبت میکنند راحت تر به نقطه های تاریک وجودشان اعتراف می کنند. چون حس می کنند واقعا آن کلمات را بیان نمی کنند.

Advertisements
نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه

در ستایش عاشقی

عزیزکم

عاشق شدن مثل خماری است.

صبح از خواب بیدار می شوی و یکهویی حس می کنی خوشحالی. بعد آهنگ های عاشقانه می گذاری. این دفعه من Lemon Tree را تمام روز گذاشتم. بعد که رفتم دوچرخه را برای تعمیر ببرم تمام راه با صدای بلند Lemon Tree را می خواندم. امیدوار بودم آدم های اطراف هم بشنوند و حالشان تازه شود.

مدام ایمیل چک میکنی که آیا خبری نشانی هست یا نه. خب معلوم است که نیست!

۲۴ ساعت که می گذرد شک می کنی که آیا طرف مقابل هم مثل تو فکر می کند؟ حالا باید چند روز صبر کنی که اگر نه خودش آمد و نه نامه اش تو پا پیش بگذاری؟

 آخرین باری که عاشق شده بودم دقیقه ها را هم می شمردم!

خلاصه در عین امیدواری خودت را برای ناامید شدن آماده می کنی. برای خودت نقشه می ریزی که وقتی او را ببینی چه بگویی و او چه می گوید و در عین حال خودت را آماده می کنی که به احتمال زیاد طرف مقابلت اصلا در این باغی که تو در آن در حال سپری کردن دوران خماری ات هستی نیست. با خودت می گویی خب حداقل یک مدتی عاشق بودم و از تویش یک چند تا نقاشی و شعر و نوشته در آمد. آخرین باری که عاشق بودم کلی نقاشی کشیدم. اتفاقا کارهای خوبی هم از آب در آمدند. حداقل آنقدرها هم بیهوده نبود خماری ام. به صورت مکتوب ثبت شد. می توانم مدرکش را ببرم به همه نشان بدهم بگویم این مال آن زمان است که دقیقه ها را می شمردم تا لحظه ای که قرار بود ببینمش برسد. الان که نوشته هایم را می خواندم دیدم حتی یک متنی نوشته بودم با عنوان در ستایش ثانیه ها.

عزیزکم. عاشق خوب چیزی است. این طور برایت بگویم که من عاشق عاشق شدنم!

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

ورود نقطه ضعف ممنوع

الف عزیزم

این آخرین باری که صحبت می کردیم گفتی که نباید نقطه ضعف بدهم دست طرف مقابلم. حتی کسی که با او به عنوان پارتنر ارتباط دارم هم از این قضیه مستثنی نیست. من خیلی به این قضیه فکر کردم. و به تو حق می دهم که این قانون را وضع کنی. از آن زمان شروع کرده ام به کنترل آنچه بیان می کنم از ترس ها و ناراحتی ها و قصه های تاریکی که در زندگی روزانه اتفاق می افتد. حق دارم که گاهی غمگین باشم یا بترسم یا اشتباهات کوچک و بزرگ کنم. اما حق ندارم سفره ی دل باز کنم. اصلا جدا از اینکه باز کردن سفره ی دل معنی ندارد، باعث برچسب خوردن می شود و قضاوت شدن. و این همان چیزی است که تو اسمش را گذاشتی نقطه ضعف دادن.

این قانونت را باید بزرگ بنویسم جلوی چشم هایم آویزان کنم.

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه

I am a human after all

الف عزیزم

این آهنگ جدیدی که کشف کرده ام دوای روز و شبم‌است.

هر روز گوش می کنم و هم خطاهای خودم را می بخشم و هم خطاهای دیگران را در حق من.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

دوستت دارم

تولد میم‌که بود عقیل از ما  پرسید راستی به فارسی چه جوری می شه گفت I love you

 

دو تاییمون با هم گفتیم دوستت دارم.

 

اصلا یه حسی بود. فهمیدم‌مدت بسیار طولانی هست که این جمله با این کلمات در این زبان شیرین بر دهانم جاری نشده.

یه حس خوبی داره وقتی به زبان خودت بتونی به کسی بگی دوستش داری. و بدونی او هم کلماتت رو دقیقا همون جور می فهمه که تو می فهمی…

وقتی با غیر همزبان خودت هستی ، غم انگیزه که حتی صمیمانه ترین جمله که دوستت دارم هست رو هم ترجمه باید کنی.

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه

When Parvin turned into a butterfly

When Parvin died the only thing that could comfort me was the wish that there was another world. That she is there and I will meet her sometime over there.

Was vain and painful. My wish. ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

 عزیزکم. فیلم bridegroom را دیدم.می دانستم که قرار است غمگین باشد اما به دقیقه ی ۱ و ۴۸ ثانیه که رسید خواستم متوقفش کنم اما ادامه دادم. آنچه در فیلم قرار بود ببینم می بایست چیزی بود که تبدیل شده به زندگی روزمره ی خیلی ها. چیزی که درها به روی من برای تجربه کردنش بسته است.

فیلم‌به شرح زندگی Tomو Shane می پردازد. از کودکی شان شروع می کند. Shane، خانواده اش، دوستان و همسایگان هرکدام بخشی از داستان را روایت می کنند. Shane نقل می کند به خاطر علاقه ای که به یکی از همکلاسی های مذکر داشته مورد انواع آزار ها قرار می گیرد و از تمام برنامه های گروهی مدرسه کنار گذاشته می شود. اینجاست که او به تمامی شکسته میشود تا زمانی که Tomرا ملاقات می کند. Tomبه حقیقت زیباست.

نه به گریم احتیاج دارد و نه به نورپردازی. Tomمعنای واقعی زیبایی است و در کنار آن استعدادش در موسیقی و خوانندگی و شور و شوقش به زندگی او را متمایز می کند. Shane و Tom  همدیگر را در لس آنجلس ملاقات می کنند و عاشق هم می شوند. خانواده ی Shane هم جنس گرایی پسراشان را قبول می کنند و متقابلا پارتنر او را هم می پذیرند. خانواده ی Tom از سوی دیگر این را گناهی بزرگ‌می دانند. در نهایت اما مادر Tom نیز رابطه بین این دو را می پذیرد. رابطه ی بین این دو معنای واقعی عشق است. نمی توانم تصور کنم عشق چیزی جز این باشد. Shane در میانه ی داستان توضیح می دهد که ما هرگز در معرض عموم هم را نمی بوسیدیم. اگر وقتی در هواپیما بودیم می خواستیم دست هم را بگیریم یک کت می انداختیم روی دستمان که کسی نبیند. آه که دنیایی که ساخته ایم چقدر بر برخی از خودمان تنگ نظر است. بعد از ۶ سال رابطه ی عاشقانه در ۷ may سال ۲۰۱۱ Tom به طور تصادفی از پشت بام پرت می شود. بعد از مرگ Tom  ، خانواده ی او حتی اجازه ی حضور در مراسم تدفین را به Shane نمی دهند. و این طور است که عشق آنها از طرف جامعه ای که straight است و همه را straight می خواهد پذیرفته نمی شود. داستان بسیار غم انگیز و دردناک است اما زیبایی اش در این است که با پرچم هم جنس گرایی وارد نمی شود که تنها عشق بین دو انسان را به نمایش می گذارد. و گرچه تجربه اش نکرده ام، اما شک ندارم چیزی زیبا تر از این وجود ندارد.

بسیار متاسفم از مرگ Tomو از رنجی که آدم ها می کشند به خاطر عشقی که بقیه ی ما نوشته و نا نوشته ممنوع اعلام کرده اند.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید