بایگانی دسته بندی ها: Hoffgarten

جزیره ام…

یک وقت هایی فکر می کردم بچه دار که بشوم من و بچه ام دوتایی می رویم در یک جزیره ای که دست هیچ کس بهمان نرسد. همان جا زندگی می کنیم و هیچ کس نمی تواند به ما آسیب … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Eternal Sunshine of the spotless mind, Hoffgarten, در ستایش صبوری و عشق | 31 دیدگاه

در ستایش صبوری و عشق (2)

من صبورم. اما تو بسیار از من صبورتری. با این همه مرسی که دیشب توی خواب زنگ زدی و گفتی باید همدیگر را ببینیم. همین که توی خواب هم زنگ بزنی برای من کافی است. بیدار که شدم بیشتر از … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Hoffgarten, از آنچه نمی دانیم, در ستایش صبوری و عشق | ۱ دیدگاه