بایگانی دسته بندی ها: دکترا

کوری

من و کاف تو یه اتاق کار می کنیم. امروز کاف وقتی ساعت ۴ از در اتاق می رفت بیرون اول چراغ رو خاموش کرد. و بعد در رو از بیرون قفل کرد. فکر کردم داره شوخی می کنه. خندیدم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, دکترا, درباره آدم های دیگر | برچسب‌خورده با | 12 دیدگاه

بدشانسی

دکتر هولاکویی مدام می گه چیزی به نام بدشانسی وجود نداره. حالا فرض کنید در دو هفته ی اخیر بنده هرروز از ساعت ۶ صبح در دانشگاه بوده ام تا ساعت ۹ شب. یکی از همین روزها البته سیم ترمز … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دکترا | 19 دیدگاه

درباره ی تمام کردن

الکس از ۱۷-۱۸ سالگی با دوست دخترش بوده است. من به دلیل نامعلومی دوست دخترش را دوست داشتم. مهم ترین قضیه این بود که فکر میکردم این دختر الکس را خوشحال می کند و خب این مهم بود. برایم ستایش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در از آنچه نمی دانیم, دکترا | 29 دیدگاه

در مورد تنهایی شاید

آشوبناک گفت که در مورد تنهایی بنویسم. و من ویر نوشتنم گرفته و نمی توانم ننویسم. از طرفی مبهم نوشتن را دوست ندارم چون حس میکنم به شعور کسی که اینجا را می خواند توهین کرده ام اگر در مورد … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, از آنچه نمی دانیم, دکترا | 22 دیدگاه

در مورد خوابیدن روی میز

من فهمیده ام خوابیدن روی میز اصلا چیز جالبی نیست. آدم همه جایش درد می گیرد تا صبح. من هم دستم مدام می ماند زیر آن یکی دستم و تا صبح ده بار از دردش بیدار می شوم. دیشب نصف … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دکترا | 16 دیدگاه

و این مغز خفته…

به توصیه ی دوستی با دو سایت که کلاس های آموزش آنلاین ارایه می دهند آشنا شدم و می خوام اون رو با شما هم در میون بذارم: https://courses.edx.org/dashboard https://www.coursera.org/ درسایت اول کلاس ویژگی های الکترونیکی نورون ها: The Electrical … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دکترا | 10 دیدگاه

A PhD disease

الان به مرحله ای رسیدم که از خودم می پرسم Why am I doing this?

نوشته‌شده در دکترا | 39 دیدگاه