بایگانی دسته بندی ها: اشعار دیگران

پرنده شو

Originally posted on صد در صد مصرف شخصی:
برای گلدن، بابت دست‌گرمی و تشکر چینی‌ بند زن چینی‌ِ بال‌هایت را بند می‌‌زند تو پر باز می‌‌کنی‌ و آفتاب از میان بال‌های شکسته‌ات دلِ قبیله‌ای را شاد می‌‌کند. همه‌ی مردان قبیله به طلا‌بال‌هایِ تو چشم دوخته‌اند…

نوشته‌شده در اشعار دیگران | ۱ دیدگاه

چون باد چون نسیم…

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد به هرزه بی می‌و معشوق عمر می‌گذرد بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین نثار خاک ره … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در اشعار دیگران | 2 دیدگاه

ساده است بهره جویی از انسانی

ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد آن بودن که چه گونه زیر غلتکی می رود و گفتن که : سگ من نبود ساده است ستایش گلی چیدنش و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد . ساده است … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در اشعار دیگران | دیدگاهی بنویسید

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم شیوه مستی و رندی نرود از پیشم زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم شاه شوریده سران خوان من بی‌سامان را زان که در کم خردی از همه عالم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در اشعار دیگران | 2 دیدگاه