بایگانی دسته بندی ها: آلمان

سفرنامه ی اسکی – روز اول

سفر ما به قلب کوهها در جنوب آلمان در ساعت ۶ و نیم صبح روز ۶ ژانویه آغاز می شد. طبق معمول وقتی قرار است کله ی سحر به مسافرت بروم تمام شب خوابم نمی برد. به این اضافه کنید … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, سفرنامه | 2 دیدگاه

چرا ایرانی های خارج از کشور از هم گریزانند؟

تقریبا در هرجای خاک پهناور کره ی زمین دوستان ایرانی رو دیده ام، متوجه شده ام که از همنشینی با سایر ایرانی ها گریزانند و فقط چند ایرانی که تعدادشون از انگشت های یک دست هم کمتر هست رو گلچین … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, ایران, درباره ی کشورهای دیگر, درباره آدم های دیگر | 6 دیدگاه

حالا می رقصه جدی؟

دیشب با دو تا از دوستای ایرانی و یه دختری که از مادر ایرانیه ولی فارسی نمی تونه حرف بزنه و یک فرانسوی و یک ایرلندی و یک آلمانی رفتیم به یک رستوران ایرانی. یک دختری آمد عربی رقصید یک … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, ایران | 7 دیدگاه

کوری

من و کاف تو یه اتاق کار می کنیم. امروز کاف وقتی ساعت ۴ از در اتاق می رفت بیرون اول چراغ رو خاموش کرد. و بعد در رو از بیرون قفل کرد. فکر کردم داره شوخی می کنه. خندیدم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, دکترا, درباره آدم های دیگر | برچسب‌خورده با | 12 دیدگاه

مواظب خودم هستم… فقط به خاطر تو!

فلانی که سه سال پیش تنها چند بار او را دیده ام و حالا سه سال است که حتی به اندازه ی یک جمله ارتباط نداشته ایم ایمیل زده چهارهزار یورو داری به من قرض بدی؟ سه ماه دیگه می … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان | 19 دیدگاه

و این حفره ی خالی

 به مونیخ که فکر می کنم دوستش دارم. یک جوری انگار که آدم دوستش را دوست داشته باشد. اما حس می کنم این شهر یک حفره ی خالی در قلب من درست کرده. یعنی وقتی به رفتن از اینجا فکر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, ایران, از آنچه نمی دانیم | 53 دیدگاه

در مورد تنهایی شاید

آشوبناک گفت که در مورد تنهایی بنویسم. و من ویر نوشتنم گرفته و نمی توانم ننویسم. از طرفی مبهم نوشتن را دوست ندارم چون حس میکنم به شعور کسی که اینجا را می خواند توهین کرده ام اگر در مورد … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, از آنچه نمی دانیم, دکترا | 22 دیدگاه