داستانی درباره ی موش ها

ترجمه ی داستان eine meerschweinchen geschichte یا داستان موش ها رو در زیر از آلمانی به فارسی آورده ام.

meerschweinchen از دسته ی موش ها است که تصویر آن را در زیر می بینید و شبیه همستر است (به همین دلیل هم حیوان خانگی محسوب می شود). در آلمانی schwein به معنای خوک است و اگر meerschweinchen رو ترجمه ی لغوی کنیم خوک آبی کوچولو خواهد بود.

 

Meerschweinchen

Meerschweinchen

 

آقای جان هوسکینسون از آقای راندال هاپکینز، خیابان مدیسون شماره ۶۷، شیکاگو، دو موش کوچولو (meerschweinchen) خرید. موشها باید به ایستگاه قطار Indianapolis فرستاده می شدند، جایی که آقای هوسکینسون قرار بود اونا رو تحویل بگیره.

مسئول ایستگاه Indianapolis به آقای هوسکینسون اطلاع دهد که موشها رسیدن و اون ها رو هرچه زودتر تحویل بگیره و دو دلار بابت هزینه ی امور اداری بپردازه (تعرفه ی مقرر برای خوک ها، تعرفه ی شماره ی ۱۷).

آقای هوسکینسون قصدی برای پرداخت این ۲ دلار نداشت. به عقیده ی اون موشها (meerschweinchen) خوک (schwein) نیستند، بلکه حیوانات خانگی کوچک هستند (تعرفه ی شماره ی ۱۳۶) و به همین دلیل فقط ۴۵ سنت باید بابتشون پرداخت بشه.

 

مسئول ایستگاه نامه ی آقای هوسکینسون رو به رئیسش می فرسته و اون هم نامه رو به زیر دستانش ارجاع می ده.

در همین مدت، موش مونث دو تا موش کوچولو به دنیا میاره. مسئول ایستگاه دوباره نامه ای به آقای هوسکینسون می نویسه و از اون می خواد پول برای تغذیه ی موش ها بفرسته. اما آقای هوسکینسون می خواد منتظر بمونه تا اول نوع تعرفه مشخص بشه.

رئیس ایستگاه در نامه ای به پروفسور مکنزی در بوستون از اون می پرسه آیا موشها حیوان خانگی به حساب می آیند. اما پرفسور مکنزی در همین زمان تعطیلات رو در کنار دریا سپری می کرد‌ و بعد از ۸ ماه تازه جواب می ده. در این مدت ۷ موش مونث ۶۲ بچه به دنیا آورده بودند و چهارده تا از اون بچه ها مونث بودند و ۴۰۰ تا بچه ی دیگه هم به دنیا آوردند، همه سالم و خوشبخت.

وقتی پروفسور مکنزی بالاخره جواب داد که موشها حتما به دسته ی حیوانات خانگی تعلق دارند، مشخص شد که از تعرفه ی ۱۳۶ باید استفاده بشه.

در نتیجه سریعا به آقای هوسکینسون اطلاع داده شد که حق با اون بوده و اون می تونه محموله رو تحویل بگیره به ازای ۴۵ سنت پول امور اداری و ۷۰ دلار برای تغذیه ی ۴۷۶ موش.

این نامه اما برگشت خورد، چرا که آقای هوسکینسون اسباب کشی کرده بود و هیچ کس نمی دونست آدرس جدیدش چیه.

مسئول ایستگاه کم کم دچار نگرانی شد، چرا که دیگه جا برای موشها نداشت. اون نامه ای برای آقای راندال هاپکینز می فرسته و از اون می خواد ۳۷۳ دلار بپردازه و ۱۵۰۰ موش رو تحویل بگیره.

آقای هاپکینز اما نمی خواست این کاررو بکنه، چرا که اون فقط ۲ موش فرستاده بود و ۱۴۹۸ موش دیگر به اون ربطی نداشتند.

مسئول ایستگاه سریعا یک تلگرام به رئیسش می فرسته و می پرسه که با ۳۷۸۴ موش چه خاکی به سر کنه‌. و این داستان همین طور ادامه پیدا می کنه.

جالبه که تا امروز تعداد موشها به چه رقمی رسیده!

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s