ورود نقطه ضعف ممنوع

الف عزیزم

این آخرین باری که صحبت می کردیم گفتی که نباید نقطه ضعف بدهم دست طرف مقابلم. حتی کسی که با او به عنوان پارتنر ارتباط دارم هم از این قضیه مستثنی نیست. من خیلی به این قضیه فکر کردم. و به تو حق می دهم که این قانون را وضع کنی. از آن زمان شروع کرده ام به کنترل آنچه بیان می کنم از ترس ها و ناراحتی ها و قصه های تاریکی که در زندگی روزانه اتفاق می افتد. حق دارم که گاهی غمگین باشم یا بترسم یا اشتباهات کوچک و بزرگ کنم. اما حق ندارم سفره ی دل باز کنم. اصلا جدا از اینکه باز کردن سفره ی دل معنی ندارد، باعث برچسب خوردن می شود و قضاوت شدن. و این همان چیزی است که تو اسمش را گذاشتی نقطه ضعف دادن.

این قانونت را باید بزرگ بنویسم جلوی چشم هایم آویزان کنم.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای ورود نقطه ضعف ممنوع

  1. من اگر وقت غم و ناراحتی چیزی نگویم, غمباد که می‌گیرم به کنار. همان یک ذره اعتماد به نفسم هم از بس با خودم بدبختی‌ام را دوره می‌کنم دود می‌شود و هوا می‌رود. ولی خب راز دل را با غیر اهلش بگویی می‌شود قضاوت و نقطه ضعف، ولی اگر با محرمش بگویی می‌شود استرس ریلیف و درددل. خیلی لبه تیغ طور!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s