سفرنامه ی Rothenburg ob der Tauber

Rothenburg ob der Tauber یکی از شهرهای استان بایرن در ناحیه ی Middle Franconia است. شهرت این شهر به خاطر معماری قرون وسطی ای این شهر است که در ناحیه ی قدیمی شهر (old town) به چشم می شود. فاصله ی زیادی که این شهر از مونیخ دارد باعث شد صبح ساعت ۸.۳۰ به راه بیفتیم تا بالاخره حدود ۱۱ صبح به Rothenburg برسیم.

نام Rothenburg ob der Tauber به معنای دژ قرمز بربالای Tauber است چرا که شهر برروی دشتی واقع شده که مشرف به رود Tauber است. برخی معتقدند که کلمه ی rotten به پشت بام قرمز رنگ خانه ها اشاره دارد. اما ممکن است به پروسه ای به نام rotten که در تولید پارچه ی کتان استفاده می شود اشاره کند. این شهر در سال 1170 تاسیس شد.

در عکس زیر نقشه ی شهر قدیمی را می بینید. شهر قدیمی میان دیواره ای ضخیم احاطه شده که قبلا برای دفاع از شهر استفاده می شده است. این دیوار دورتادور شهر قدیمی کشیده شده و می توان با پله به بالای آن رفت و در راهرویی که در آن وجود دارد شهر را از بالا دید.

 نقشه ی شهر Rothenberg و دیوار دور آن

نقشه ی شهر Rothenberg و دیوار دور آن

برای ورود به شهر قدیمی از دروازه ای عبور می کنید که در تصویر زیر آن را می بینید.

 

اولین دروازه ی ورودی به شهر Rothenburg

اولین دروازه ی ورودی به شهر Rothenburg

بیرون شهر Rothenburg دروازه ی ورودی و دیوار شهر

بیرون شهر Rothenburg دروازه ی ورودی و دیوار شهر

تصویر بالا را در بیرون از شهر قدیمی گرفته ام. در میان دروازه و در دو طرف آن دیوار شهر را می بینید.

در تصویر پایین در داخل شهر هستیم و پله هایی را می بینید که به راهروی درون دیوار منتهی می شوند.

پله هایی که به راهروی درون دیوار شهر منتهی می شوند

پله هایی که به راهروی درون دیوار شهر منتهی می شوند

دیوار شهر Rothenburg از داخل شهر

دیوار شهر Rothenburg از داخل شهر

راهروی درون دیوار شهر Rothenburg

راهروی درون دیوار شهر Rothenburg

از بالای دیوار سقف های شیروانی را می بینید که به دیوار متصلند.

راهروی درون دیوار شهر Rothenburg

راهروی درون دیوار شهر Rothenburg

قدم زدن در داخل Rothenburg درست مانند راه رفتن در شهر پریان است. کف خیابان ها سنگ فرش است و خانه ها رنگارنگند. اگر چشم هایتان را می بستید می توانستید صدای درشکه هایی را بشنوید که در قرون وسطی با تلق تلق از روی این سنگ فرش ها عبور می کردند. بچه هایی که در کوچه های افسانه ای بازی می کردند و زنانی که سبد خرید به دست خرید روزمره شان را می کردند. شما می توانستید حتی سربازانی را ببینید که در دیوار شهر راه می رفتند و شهر را در مقابل حمله ی دشمنان محافظت می کردند. اگر لازم شد آن ها حتی می توانستند از سوراخ هایی که داخل دیوار تعبیه شده بود به دشمن شلیک کنند یا نیزه پرتاب کنند تا او را از نزدیک شدن به شهر بازدارند.

مغازه های شهر هم از این افسانه ها به دور نبودند. در این جا مغازه ای را می بینید که خانه های کوچکی که به خانه های Rothenburg شبیه اند را می فروشد.

ویترین یک مغازه در Rothenburg با ماکت هایی از خانه های Rothenburg

ویترین یک مغازه در Rothenburg با ماکت هایی از خانه های Rothenburg

 

ویترین یک مغازه در Rothenburg با ماکت هایی از خانه های Rothenburg

ویترین یک مغازه در Rothenburg با ماکت هایی از خانه های Rothenburg

در اینجا هم خانه های واقعی را می بینید!

کوچه پس کوچه های Rothenburg و خانه های رنگارنگ آن

کوچه پس کوچه های Rothenburg و خانه های رنگارنگ آن

کوچه پس کوچه های Rothenburg و خانه های رنگارنگ آن

کوچه پس کوچه های Rothenburg و خانه های رنگارنگ آن

به طور اتفاقی من و Eva و مارک با هم همراه شدیم و بقیه ی بچه ها را گم کردیم. بعدا فهمیدیم که گروه بسیار خوبی کنار هم هستیم و کلی بهمان خوش گذشت. آدم هایی که می توان با آن ها خندید را باید سفت چسبید.

مارک به مغازه های قرون وسطی علاقه داشت و از دیدن مغازه ای که لباس ها و شمشیرهای شوالیه ها را می فروخت کلی هیجان زده شد. یکی از خاطرات من از لباس شوالیه ها این است که من یکبار وقتی به کوهنوردی می رفتم در قطار زمین خوردم و به همین دلیل یکی از دوستان در فیس بوک عکس یک لباس شوالیه گذاشت و از من درخواست کرد برای هرگونه عملیاتی از جمله شنا کوهنوردی سنگنوردی راه رفتن رقصیدن و الی غیر از این لباس استفاده کنم! شرح زمین خوردنم را در اینجا در وسط یک شرح دیگر توضیح داده ام.

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

مغازه ی قرون وسط با لباس های شوالیه ها در شهر Rothenburg

بعد به یک مغازه ی شیرینی فروشی رفتیم تا شیرینی سنتی این شهر را بخریم.

شیرینی سنتی Rothenburg

شیرینی سنتی Rothenburg

شیرینی سنتی Rothenburg

شیرینی سنتی Rothenburg

وقتی به مرکز شهر Rothenburg رسیدیم غرفه های مربوط به بازارچه ی کریسمس را دیدیم. بازارچه ی کریسمس که با عنوان Christkindlmarkt (به معنای Christ Child market) در آلمان شناخته می شود جزو جدایی ناپذیر استقبال از کریسمس است و از چهار هفته قبل از میلاد مسیح‌ (۲۴ دسامبر) در مراکز شهرها و در سایر نقاط آن ها برپا می شوند.

این بازارچه ها از آلمان، اتریش، ناحیه ی تیقول جنوبی (South Tirol) در شمال ایتالیا، و نواحی شرقی فرانسه می آیند. قدمت بازارچه های کریسمس به اواخر قرون وسطی در نواحی آلمانی زبان اروپا و در بسیاری از بخشی های امپراطوری روم (شامل بخش های شرقی فرانسه و سوییس) برمی گردد. به نظر می آید بازارچه ی کریسمس مونیخ که در اولین بار در سال 1310 برپا شد قدیمی ترین این بازارچه هاست.

در این بازارچه ها می توان کارهای دستی و همچنین انواع خوراکی و شیرینی و نوشیدنی را خرید و گاه برنامه های رقص و آواز نیز در آن برگزار می شود. یکی از نوشیدنی های متداول در این بازارچه Glühwein است که نوعی شراب است که گرم سرو می شود و اغلب وقتی وارد بازارچه ی کریسمس می شوید بوی آن تمام دماغتان را پر می کند. رسم است که این شراب را در لیوان هایی که تصاویر کریسمس روی آن ها نقاشی شده می فروشند. به همین دلیل وقتی آن را از یک غرفه می خرید چند یورو بیشتر می دهید که در واقع پول لیوان است و اگر لیوان را به غرفه برگردانید پولی که اضافه داده را پس می گیرید. اگر هم بخواهید که می توانید لیوان را با خودتان ببرید.

Glühwein اغلب با ادویه ها و میوه هایی مانند پرتغال درست می شود تا طعم بهتری بگیرد. (عکس از اینترنت)

Glühwein اغلب با ادویه ها و میوه هایی مانند پرتغال درست می شود تا طعم بهتری بگیرد. (عکس از اینترنت)

در عکس زیر یک غرفه را می بینید که این شراب را می فروشد (عکس از اینترنت)

غرفه ی فروش Glühwein در بازارچه ی کریسمس (عکس از اینترنت)

غرفه ی فروش Glühwein در بازارچه ی کریسمس (عکس از اینترنت)

و در عکس زیر نیز لیوان های متداول این بازارچه ها را می بینید که Glühwein در آن ها سرو می شود.

لیوان هایی که در آن ها Glühwein در بازارچه ی کریسمس فروخته می شود (عکس از اینترنت)

لیوان هایی که در آن ها Glühwein در بازارچه ی کریسمس فروخته می شود (عکس از اینترنت)

لیوان هایی که در آن ها Glühwein در بازارچه ی کریسمس فروخته می شود (عکس از اینترنت)

لیوان هایی که در آن ها Glühwein در بازارچه ی کریسمس فروخته می شود (عکس از اینترنت)

این قلب ها که در واقع شیرینی های زنجبیلی هستند که در بازارچه کریسمس و نیز در اکتبرفست فروخته می شوند هم نمونه ی دیگری از مواد خوراکی سنتی اند. روی این قلب ها در تصویر زیر به آلمانی نوشته شده: دوستت دارم.

بازارچه ی کریسمس

بازارچه ی کریسمس (عکس از اینترنت)

در عکس زیر نیز در ویترین می بینید که میوه های مختلف مثل توت فرنگی و موز و سیب و انگور به داخل شکلات مذاب برده شده اند و با لایه ای از شکلات پوشیده شده اند.

بازارچه ی کریسمس

بازارچه ی کریسمس (عکس از اینترنت)

در اینجا تصویر میدان اصلی شهر را می بینید.

میدان مرکزی شهر Rothenburg

میدان مرکزی شهر Rothenburg

میدان مرکزی شهر Rothenburg

میدان مرکزی شهر Rothenburg

بعد از گشت و گذار در بازارچه به داخل ساختمان شهرداری رفتیم و بعد از بالارفتن از پله های آن داخل صفی ایستادیم که می توانستیم از آنجا به پشت بام شهرداری برویم. جلوی مردم در صف یک در الکترونیکی بود و تا چراغ در سبز نمی شد فرد نمی توانست عبور کند. انتظار جان ما را به لب رساند و وقتی نوبت من رسید اگرچه چراغ قرمز بود من یک فشار کوچک به در وارد کردم و در نهایت تعجب من در سبز شد و من رد شدم. در نتیجه مارک و Eva هم با همین کلک رد شدند و باز هم از انبوهی از پله ها بالا رفتیم تا بالاخره از در کوچک وارد پشت بام کوچک شهرداری شویم.

در عکس زیر Eva را می بینید که از در بیرون می آید.

Eva is coming out of the small door to come to the roof of the rathouse

Eva is coming out of the small door to enter roof of the rathouse

همانطور که در عکس بالا می بینید فضای روی پشت بام بسیار محدود بود (نرده های آهنی در واقع زمین پشت بام هستند). و به زور شاید ۷-۸ نفر آن بالا جا می شدند. آن بالا کنار ما هم یک ناقوس بود.

ناقوس در روی سقف ساختمان شهرداری

ناقوس در روی سقف ساختمان شهرداری

از آن بالا می توانستیم شهر و خانه های با سقف قرمز را ببینیم. همین طور بازار کریسمس که زیر پایمان برپا شده بود.

Rothenburg از بالا

Rothenburg از بالا و بازارچه ی کریسمس

Rothenburg از بالا

Rothenburg از بالا

Rothenburg از بالا

Rothenburg از بالا و ساختمان کلیسا

Rothenburg از بالا

Rothenburg از بالا

وقتی از پله ها پایین می آمدیم من و Eva لب هایمان را رژلبی کردیم و دیوار را بوسیدیم تا یک یادگاری از ما نیز کنار بقیه ی یادگارها باشد!

بوسه بر دیوار ساختمان شهرداری در راهروی منتهی به پشت بام. شهر Rothenburg

بوسه بر دیوار ساختمان شهرداری در راهروی منتهی به پشت بام. شهر Rothenburg

بعد از اینکه گرسنگی به اندازه ی کافی به ما فشار آورد به یکی از رستوران ها رفتیم و غذای لذیذی خوردیم و بعد ساعت ۳ و نیم به بقیه ی بچه ها ملحق شدیم چرا که من یک guided tour رزرو کرده بودم.

متاسفانه من و تقریبا همه در ابتدا هیچ کدام از حرفهای guide را نمی فهمیدیم چرا که او لهجه ی عجیب انگلیسی ای داشت و صدایش هم هرچه فریاد می زد باز هم برایمان قابل فهم نبود. چند بار من و مارک خواستیم وسط تور برنامه را کنسل کنیم چون قضیه داشت روی اعصابمان می رفت. اما ادب به ما اجازه ی این کار را نداد و ۹۰ دقیقه دنبال این خانم به راه افتادیم. البته خوشبختانه بعضی از بچه ها در انتها گفتند که بالاخره چیزهایی فهمیدند و این مایه ی خوشحالی من شد که بی جهت ۷۰ یورو از جیب دانشگاه برای تور نپرداختیم.

 

یکی از داستان های جالب Rothenburg در مورد دو مرد است که شهر را از تخریب شدن به دست ارتش کاتولیک ژنرال Tilly نجات دادند. در سال 1631 بعد از ۳۰ سال جنگ در اروپا

 

 

 

There is actually a very famous legend that Carl told us about these two men. It is a tale that commemorates how the town was saved from total destruction by General Tilly’s catholic army. In 1631, during the 30 years war in Europe the Protestant town of Rothenburg was besieged by a very powerful Catholic army. On the second say of the attack the Catholic forces entered the town and threatened to pillage and destroy everything.

DSCN1304

General Tilly on the left, and Mayor Nusch of Rothenburg on the right with his wine mug.

The people of the town pleaded desperately with General Tilly to spare the town from being burnt to the ground. In an attempt to convince Tilly to not destroy the town, the people offered him a traditional 3 liter jug of Rothenburg wine. Unfortunately General Tilly was not much of a drinker. So instead, he jokingly made a bet that if any man from the town was able to drink this massive glass in one gulp he would spare the town. Naturally, as it was at that time in Germany, the mayor’s were always the heaviest drinkers. And since it was the mayor’s job to protect the town, he accepted Tilly’s challenge. The legend goes that Mayor Nusch, seen on the right, did in fact drink the entire mug and the catholic army left the town unscathed. Now once every hour General Tilly and Mayor Nusch can be seen reenacting the famous challenge from the clock tower windows.

After our tour we made an interesting stop at the ‘Museum of Criminal Justice.’

 

 

 

In 1170 the city of Rothenburg was founded at the time of the building of Staufer Castle. The centre was the market place and St. James› Church (in German: the St. Jakob). The development of the oldest fortification can be seen: the old cellar/old moat and the milk market. Walls and towers were built in the 13th century. Preserved are the “White Tower” and the Markus Tower with the Röder Arch.

From 1194 to 1254, the representatives of the Staufer dynasty governed the area around Rothenburg. Around this time the Order of St. John and other orders were founded near St. James› Church and a Dominican nunnery (1258)

From 1241 to 1242, The Staufer Imperial tax statistics recorded the names of the Jews in Rothenburg. Rabbi Meir Ben Baruch of Rothenburg (died 1293, buried 1307 in Worms) had a great reputation as a jurist in Europe. His descendants include members of the dynastic family von Rothberg, noteworthy in that they were accorded noble status in the nineteenth century, becoming the hereditary Counts of Rothenburg (Rothberg), later taking up residence in the city of Berlin where they were well known as jewelers until the 1930s. Most members of the family disappeared and are presumed to have been killed during the Second World War. Several of the von Rothbergs were laid to rest in a crypt located in the Weißensee Cemetery, while two members emigrated to the United States during the Second World War: Elsa von Rothenburg, 7th Dowager Countess (1893-1993) and Hans Joaquin Albert Andreas von Rothenburg, 8th Count of Rothberg (1913-1972). The family is survived by its last living descendant, Andrew Sandilands Graf von Rothberg, 9th Count of Rothberg (b. 1972), who resides in the United States.

شهر Rothenburg در فیلم های متعددی به ویژه فیلم های تخیلی استفاده شده است. به عنوان مثال، این شهر الهام بخش روستای فیلم پینوکیو محصول والت دیزنی سال ۱۹۴۰ بود. اغلب تصور می شود این همان شهری است که در انتهای فیلم «ویلی ونکا و کارخانه ی شکلات سازی» دیده می شود ولی آن شهر Nördlingen بود که در سفرنامه ای دیگر به آن می پردازیم. همچنین بخشی از فیلم برداری فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows – Part 1 and Part2 در این شهر انجام شده است.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s