درباره ی سکسی بودن و اهمیت آن

اوه! همچین عنوانی کلی مخاطب جذب می کند!

24 ساله بودم به نظرم که به کانون زبان می رفتم. معلم زبان انگلیسی مان خانوم خیلی با کلاسی بود که خیلی خوش پوش بود و جذاب لباس می پوشید. در انگلستان بزرگ شده بود و همیشه دامن می پوشید و چکمه. یکبار سر کلاس بحث شد بر سر اینکه باید سکسی بود یا نه و من گفتم نه نباید سکسی بود!

آن موقع واقعا به این قضیه معتقد بودم و با نظر متفاوتی تا آن زمان مواجه نشده بودم. مسلما دوستانی داشتم که متفاوت از من بودند اما از نظر من تلاش برای خوش تیپی و آرایش کردن اتلاف وقت بود. من همیشه کارهای مهم تری داشتم. به نظرم لزومی نداشت توجه پسرها را به عنوان یک زن جلب کنم. به نظرم هنرم این بود که به عنوان یک آدم دیگر به من نگاه کنند، صرف نظر از جنسیتم. زندگی در ایران و سبک زندگی من، من را کاملا از زن بودنم، از جنسیتم، جدا کرده بود.

در جواب گفتم  با سکسی بودنم توجه پسرها را جذب می کنم. و معلممان گفت خب چه عیبی داره!

و همین برای من ضربه ی بزرگ بود. واقعا چه عیبی داشت؟ چه عیبی داشت که نه تنها خوش تیپ که سکسی بود و حتی توجه را جلب کرد؟

حالا بعد از 5 سال اقامت در آلمان، من هم به این سبک زندگی جدید عادت کرده ام. دوست دارم دامن بپوشم، دنبال جوراب شلواری های توری و شیک می گردم، چکمه و کفش پاشنه بلند می پوشم و الی آخر. حتی این بار که خواستم بعد از مدت ها دوباره به کلاس سالسا بروم کلی فکر کردم که چه بپوشم و بعد یک تاپ با کلی پولک روی آن انتخاب کردم. در حالت عادی این کار را نمی کردم. ولی فکر کردم چرا که نه! قرار است کسی که با من می رقصد از تیپ و لباس من لذت ببرد. قرار است خودم از تیپ خودم کیف کنم! قرار نیست با لباس آشپزی ام یا با لباس محل کارم با کسی برقصم.

به نظرم گاه پیش می آید که ما زن ها از زن بودنمان دست می کشیم و فقط می خواهیم باهوش و موفق و شاگرد اول و از هر انگشت 5 تا هنر می ریزه باشیم. می خواهیم فقط intellectual باشیم. ما یادمان می رود که در کنار همه ی هنرهایمان زن هم هستیم. و زن بودن بازی های جذاب خودش را دارد. زن درون ما کلی بازی بلد است که با آن ها به دنیا آمده. باید بگذاریم آزاد شود و هم ما و هم همبازی مان از این بازی لذت ببریم. اینطور دنیا بهشت می شود.

مرد شدن و شبیه مردها یوقور راه رفتن و جین پوشیدن هنر نیست. این انتخاب کردن راه ساده است. وقتی روی راه رفتنتان، لبخندتان، نگاهتان، لباستان، دقت می کنید، می بینید که چقدر خودتان را بیشتر دوست دارید، و چقدر مردهای کنارتان تفاوتتان را دوست دارند.

وقتی با کسی می رقصید لبخند بزنید، خودتان را دوست داشته باشید و به چشم های طرف مقابلتان نگاه کنید. سعی کنید حرف جالبی برای زدن داشته باشید و نشان دهید طرف مقابلتان برایتان اهمیت دارد، حتی اگر قرار است 3 دقیقه با او برقصید. بازی کنید. بگذارید از این بازی هردوی شما لذت ببرید. این کامپیوتر شما نیست که با شما می رقصد. این جا محل کار شما نیست.

اوه که چقدر خوشحالم از کشف این بازی ها.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای درباره ی سکسی بودن و اهمیت آن

  1. کاملا باهات موافقم! منم تا ایران بودم فکر میکردم زن بودن و کاری بودن باهم تعارض دارن. اینقدر که همیشه مجبور بودم برای پیشبرد کارم مثل کرگدن باشم و با مردها مثل خودشون رفتار کنم یاد نگرفتم که میشه با ناخن های لاک زده و لباس های دخترونه و زیبا، به بقیه زندگی رسید. اینجا یه مقدار طول کشید اما از سال دوم شروع کردم به پیرهن و دامن پوشیدن و به بعد دخترونه خودم پرداختن و به نیازهاش جواب دادن. به اینکه واقعا چه اشکالی داره آدم به جذابیت های جنس خودش رو اهمیت بده و دوست داشته باشه؟
    البته یه دلیلش اینه که اینجا کسی به خودش اجازه نمیده در برابر درست لباس پوشیدن بهت برچسب اشتباه بزنه، بلکه ازت تعریف می کنن و انگیزه میدن که هرچقدر بیشتر خودت باشی.
    کیف کن با تصمیمت.
    من یه کار دیگه هم کردم، با اینکه رنگ موهام رو خیلی خیلی دوست دارم چون سیاه تیره هست و تا حدی خاصه، اما دوست داشتم دیوونه بازی در بیارم و زیر موهام رو آبی کردم، اهمیتی هم ندادم که رنگ های اینقدر فانتزی همه جا مطلوب نیست، حالا هروقت بخوام دیوونه باشم موهامو میزنم بالا که آبی موهام معلوم بشه و حس خوب خود دوست داشتن بگیرم.

  2. ساناز :گفت

    وای که چه خوب گفتی. این تجربه ایه که در اکثر دختران نسل ما وجود داشته. همیشه شلوار می پوشیدم و دوست داشتم تا ابد یک دختر کتابخوان و به قول تو خیلی اینتلکچوال باشم، اما از یه تاریخی به بعد همه چیز برام عوض شد. حس کردم چقدر بیهوده در مقابل دخترانگی و زنانگی خودم مقاومت کرده ام. چقدر دوست دارم دامن بپوشم چقدر دوست دارم خوشگل و زیبا باشم، چقدر خودم و زنانگی ام رو دوست دارم. دوست دارم خودم از ظاهر خودم و استایل زندگی ام لذت ببرم که اگر لذت برای خودم حاصل بشه، خب حتما دیگران هم از معاشرت با من خوشحال و خوشبخت، خوشوقت می شن. شستشوی مغری مدرسه و القای این که اگر زیبا و خوشپوش باشی، پس حتما سعی در جلب توجه و قصد عرضه خودت داری، شوخی خیلی بدی بود. می گم شوخی، چون حالا می فهمم اصلا نباید جدی می گرفتیمش. ممنون ازت دختر خوب زیبا و خوش پوش…

  3. مولود :گفت

    اي جان
    چقدر دلم تنگ شده بود واست پگاه…
    من معمولا زن بودنم تو اولويت بوده هميشه شايد گاهي اشتباهي رفتار كرده باشم اما سعي داشتم زن بودنم مهم باشه

  4. بازتاب: جوراب شلواری به زبان انگلیسی  – چیچیلی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s