Salmon Fishing in the Yemen

پوستر فیلم صید قزل آلا در یمن، با حصور دکتر فورد و بانو هریت

پوستر فیلم صید قزل آلا در یمن، با حصور دکتر فورد و بانو هریت

دیشب «ماهیگیری قزل آلا در یمن» رو نگاه کردم. فیلم در باره ی شیخی از کشور یمن است که به یک شرکت انگلیسی سفارش پروژه ای را می ده که در آن با ایجاد رودخانه ای مصنوعی امکان ماهیگیری قزل آلا در یمن فراهم آید. به نظر می آید که سازندگان این فیلم کاملا ناآگاهند که رودخانه یعنی جریان مداوم آب از یک نقطه به نقطه ای دیگر، و در کشوری مانند یمن، که به جهت کمبود فرساینده ی آب، یکی از فقیرترین کشورهای دنیاست، ایجاد چنین رودخانه ای با قزل آلاهای شاد و سرحال، حتی از نظر تئوری هم، ناممکن می نماید. (کلمه ی تئوری را بدان جهت گفتم که در سراسر فیلم تاکید می شود این کار از نظر تئوری ممکن است)

زنی که در شرکت انگلیسی مسئولیت پیگیری پروژه را دارد، هریت نام دارد و سه هفته ای است که دوست پسر جدیدی دارد، اما دوست پسر مذکور، روبرت، باید برای انجام عملیات جنگی به افغانستان برود. هریت از یک متخصص ماهیگیری، دکتر فورد، درخواست می کند که به او مشاوره های لازم در مورد امکان پذیری این پروژه و راه حل های ممکن برای آن را بدهد. دکتر فورد رابطه ی جالبی با همسرش ندارد و در همین حین هم همسرش تصمیم می گیرد برای انجام پروژه ای به سوییس برود.

همان طور که می دانید زن و مرد در اتاق تنگ و تونگ و تاریک نباید کنار هم باشند، چون بی برو برگرد به گناه می افتند. در هیچ فیلمی هم زن و مرد نباید کنار هم باشند، چون کنار هم بودن همان و بی خود و بی جهت شیفته ی هم شدن همان. در اینجا هم دکتر فورد که نه جذابیتی دارد و نه حرفی برای گفتن، عاشق بانو هریت می شود! براساس نسخه ی نانوشته ی فیلم های هالیوودی،  به هریت خبر می رسد که دوست پسرش در عملیاتی مفقود شده و هریت جهت غش و ضعف می کند. حتما می پرسید قزل آلا ها چه شدند! ای بابا! قزل آلا ها را ول کنید. اتاق تنگ و تونگ را بچسبید.

در همین حین یک مسجد در افغانستان منفجرمی شود و مشاور نخست وزیر انگلستان برای ماست مالی ماجرا (و گفتن اینکه کار کار انگلیسی ها نبوده)، به مشاورانش دستور می دهد یک خبر خوب پیدا کنند که در خاور میانه اتفاق افتاده تا اذهان عمومی را با آن منحرف کنند. در این میان تصاویر همه جور خبری از جمله بمب گذاری و تخریب و تظاهرات و کشتار و تصادف از جلوی چشم مخاطب رد می شود و مخاطب با خودش فکر می کند اوه اوه! عجب جای خطرناکی! هر چی سر این ها بیاید حقشان است از بس وحشی و بدبختند! بعد جناب مشاور از پروژه ی صید قزل آلا در یمن مطلع می شود و برای اینکه به افکار عمومی بگوید که ما رابطه ی خوبی با این بدبخت بیچاره ها داریم تصمیم می گیرد از این پروژه حمایت کند. آن ها در ابتدا تصمیم گیرند که 10 هزار قزل آلا را از رودخانه های بریتانیا به یمن انتقال دهند که مشخصا با اعتراض شدید ماهیگیران بریتانیایی و محافظان محیط زیست روبرو می شوند، در نتیجه تصمیم می گیرند ازقزل آلاهای پرورشی استفاده کنند.

در همین احوالات، شیخ، هریت و دکتر فورد را به منزلش در اسکاتلند دعوت می کند و در حالی که می داند فورد متاهل است، به هردویشان نخ می دهد که خب شما دو تا چیزای مشترک دارید! و در این میان البته شیخ اعلام می کند زن های زیادی دارد. خب این اطلاعات مهمی است که باید به اطلاعات بیننده برسد، چون شیخ داستان ما اگر streotype های شیخ عرب را نداشته باشد که دیگر بیننده باور نمی کند او شیخ است. پولداری و زن زیاد داری مشخصه ی هر شیخی است.

شیخ داستان

شیخ داستان

در همین احوالات زن دکتر فورد او را رها می کند، چون می گوید تو عاشق بانو هریت شده ای. سپس هریت و فود و شیخ همگی به یمن می روند و می بینیم بانو هریت، در یک روستای بسیار کوچک و فقیر در یمن، بدون حجاب و با تی شرت و شلوار راه می رود! این حتی برای من که اینجا نشسته ام هم عجیب است، چه برسد به مردم یک روستای کوچک در کشور مسلمانی مانند یمن! اما خب دریغ از یک نگاه! اصلا انگار نه انگار که این مردم زن بی حجاب در زندگیشان ندیده اند! از طرفی عقل حکم می کند خود این بانو با در نظر گرفتن فرهنگ این کشور حجاب می کردند، ولی خب به نظرم خوش تیپی برای سازندگان فیلم مهم تر بود تا نشان دادن یکی از بخش های اصولی فرهنگ این کشور. درست مثل اینکه نشان دهند زنی دارد در ایران بی حجاب راه می رود. چقدر برایتان عجیب خواهد بود؟ این هم به همین صورت است.

سپس در میانه ی آن بیابان بی انتها، یک سد بسیار بزرگ با مقادیر نامحدودی آب در آن نشان داده می شود که برای بنده ی حقیر مشخص نیست این همه آب از کجا آمده بود. بعد هم نشان داده می شود که بانو هریت و دکتر فورد در حال شنا در رودخانه ای هستند که قزل آلا ها در آن رها شده، که البته صحنه ی شنا جزو جداناپذیری از فیلم های هالیوودی هستند، حتی اگر وسط بیابان و کویر باشیم. به یکی می گن اگر وسط دریا کوسه دنبالت کنه چی می کنی؟ می گه می رم بالای درخت! می گن اونجا که درخت نیست! می گه مجبورم! می فهمی؟ مجبور!

اینم به همین صورت است.

همان طور که انتظار می رود مردم یمن مردم، همانند همه ی مردم در آسیا، بسیار ابلهند و به دلایل نامعلوم، اول سعی می کنند شیخ را به قتل برسانند و بعد در آخر فیلم به سرشان می زند و می روند در سد را باز می کنند و آب راه می افتد و مقادیری قزل آلا که در رودخانه ی مذکور در حال شنا بودند کشته می شوند. این دقیقا همان پیامی است که باید به بیننده داده شود. مقادیری ابله! این آن تصویری است از مردم یمن، که شما بعد از دیدن فیلم باید با خودتان به خانه ببرید.

در انتهای فیلم معلوم می شود دوست پسر بانو هریت در افغانستان کشته نشده (سورپرایز بزرگ برای مخاطب) و شیخ مراتب تاسف عمیق خود را خدمت دکتر فورد اعلام می کند که حالا نمی تواند دیگر با بانو هریت باشد. اما خب برای سورپرایز مجدد مخاطب، بانو هریت به دوست پسرش اعلام می کند من فورد را دوست دارم و این دو مرغ عشق تصمیم می گیرند تا در یمن بمانند و این پروژه را ( که به جهت جهالت یمنی ها نابود شده) مجددا از سر بگیرند.

فیلم تمام می شود.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای Salmon Fishing in the Yemen

  1. واقعا چه عمیق! چه واقع گریایانه! یه وقتایی آدم میگه حتی به عنوان فانتزی و تخیلی هم یه چیزایی جور در نمیاد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s