چرا ایرانی های خارج از کشور از هم گریزانند؟

تقریبا در هرجای خاک پهناور کره ی زمین دوستان ایرانی رو دیده ام، متوجه شده ام که از همنشینی با سایر ایرانی ها گریزانند و فقط چند ایرانی که تعدادشون از انگشت های یک دست هم کمتر هست رو گلچین می کنند و با اون ها ارتباط دارند.

اگر تجربه یا حس مشابهی دارید، برام بگید به نظر شما چرا ما از هم گریزانیم.

اینبار شما می نویسید.

Advertisements
این نوشته در آلمان, ایران, درباره ی کشورهای دیگر, درباره آدم های دیگر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

6 پاسخ برای چرا ایرانی های خارج از کشور از هم گریزانند؟

  1. به نکته خیلی خوبی اشاره کردی.
    اول از تجربه خودم میگم و بعد نظرم رو…
    من مجموعا با دو-سه نفر ایرانی اینجا برخورد کردم که ساکن بودند. یکی شون یه پسری بود که دعوای سختی باهم کردیم چون تنهایی که کشیده بود ازش یه آدم عجیب با خواسته های نا معقول داشت. طرز فکر سنتی و مردسالارانه خودش رو حفظ کرده بود و میخواست در قالب مدرن ازش سود ببره.
    یه دختری هم بود که چندسال شمالتر در اروپا زندگی کرده بود و وقتی اینجا رسید اول یه نگاه بسیار منفی و کلیشه ای نسبت یه مردم اینجا داشت که البته در عرض چند هفته نظرش عوض شد و عاشق اینجا شد، ولی چون خودش هیچ تمایلی به ایجاد ارتباط نداشت و از همه (نه فقط من ایرانی) فراری بود، دوستی شکل نگرفت.
    توی پاریس هم با یه جمع خیلی بزرگ ایرانی روبرو شدم که برای 13 به در جمع شده بودن، گروه های دوستانه خیلی کوچیک بود و معمولا به خانواده ها محدود می شد.
    من از نگاه زیست شناسی قضیه رومی بینم. یه نظریه هست تحت عنوان گردن بطری. یعنی یه گروهی توی بطری هستند (مثل جمعیت ایران) اگه بطری رو کج کنی یه سری میریزن بیرون (مهاجرت) و وارد فضای جدید میشن. این تعداد بر اساس اتفاق اگرچه نمونه کوچیکی از اون کل هستند، ولی لزوما مثل قبل همگن نیستند. میتونن بعضی ویژگی ها رو بیشتر یا کمتر با خودشون منتقل کنند. ویژگی این افراد میتونه باهم سازگارشون نکنه. این بر اساس شانس و اتفاق هست.
    اگه گروهی که براساس اتفاق در کنار هم قرار می گیرن، باهم سازش نداشته باشن، گزینه های زیادی برای انتخاب یه دوست دیگه ندارن، چون جمعیتشون همینه و همین، انتخاب دیگه ای نیست. فشارهای جدا شدن از اون کل هم باعث میشه عصبیت ها بیشتر بروز کنه، و کسی که خودش فکر و روح آرومی نداره، قادر به تحمل یکی دیگه با عصبیت های خاص خودش نیست.
    اینجور مشکلات توی گروه های دیگ مهاجرین هم وجود داره اگه واردشون بشیم.

  2. Monelly :گفت

    گلی جانم من هم مدتی است می خوام در مورد همین بنویسم. و درباره اینکه چرا ما اینقدر سعی میکنیم شبیه ایرانیها نباشیم. اینجا، در تورونتوی کانادا، بهترین چیزی که میتونی به یک (زن) ایرانی بگی اینه: من متوجه نشدم شما ایرانی هستید!!!
    بین ملت های مهاجر دیگه هم کم و بیش وضعیت مشابهی وجود داره.

  3. اول به قسمت دوم سوالت جواب بدم. اینکه چرا ترجیح میدن یه دو سه تا دوست صمیمی پیدا کنن و همش با اونا باشن. به نظرم این خیلی طبیعیه. همه ماها تو غربت اون چیزی که اول از همه از دست میدیم خانواده است. و خوب طبیعتا تلاش برای به دست آوردن چیزی شبیه خانواده میشه پیدا کردن چند نفر که بهت شبیه باشن. من خودم به شخصه از جمعهای شلوغ خوشم نمیاد نه تو ایران و نه اینجا. ربطی به اینکه ایرانی هستند نداره. ترجیح میدم تو مهمونی هایی باشم که همه با هم راحت هستند همو میشناسن و قربون صدقه های مصنوعی نمیرن. ایران هم بودم همینجور بودم. ایران که هستی خیلی مجبور نیستی تو این جمعها بری اما خوب اینجا مجبوری. باید بری که بتونی دوستات را پیدا کنی. نکته بعدیشم به نظرم اینه که ما جامعه کوچکی هستیم اینجا که از پیشینه های خیلی مختلفی دور هم جمع شدیم. تو ایران که هستیم شاید هیچ وقت این همه آدم با پیشینه هایمختلف دور هم جمع نمیشدن اما اینجا فقط به دلیل ایرانی بودن میشین یه جامعه اما زمین تا آسمون با هم فرق هست.

  4. من هم خیلی باهاش برخورد کردم و خیلی هم ذهنم درگیرش است. این اطراف گویا ایرانی زیاده ولی هیچ کس با هیچ کس ارتباط نداره و جالبه که هر کدام رو که اتفاقی می بینی، همه میگن 30 سال که اینجان. من یه چهارشنبه سوری برگزار کردم اینجا، باورت میشه فقط 2 تا ایرانی اومدن؟! در صورتیکه به همه گفته بودیم. حتی یه بابایی بود که تو کارها کمک هم کرد ولی با یه سوال «چرا» قهر کرد و نیومد. شاید به تریج مردانه اش برخورده بود که یک زن ازش توضیح خواسته. اوایل فکر می کردم شاید این شکل روابط مال نسل قبل باشه که هر کدوم به دلیلی اجباری اینجا هستند و به همون دلایل نتونستند همدیگر رو زیر یک سقف تحمل کنند ولی خیلی زود متوجه شدم که نسل خودمون، که اکثراً با انتخاب فردی اینجاییم، بیشتر از قبلی ها از هم گریزونیم. این بدتر هم میشه که تجربه این رو پیدا می کنی که باهات طرح دوستی میریزن که ازت استفاده کنند و وقتی خرشون از پل گذشت یه عیبی پیدا می کنی که دیگه تو رو درخور رابطه نمی بینند. نتیجه این میشه که هر کس می خواد از اون مملکت خارج بشه اولین توصیه بهش اینه که اگه می خوای کمتر صدمه ببینی و بیشتر پیشرفت کنی از ایرانی جماعت دوری کن. به من که این رو توصیه کردن.
    من با خودم به این نتیجه رسیدم که، توی اون مملکت همه آدم ها یه جورایی پیف پیف بو میده کن هستند و تقریبن هر کسی چندتا دسته آدم داره که اصلن باهاشون حاضر نیست ارتباط داشته باشه، و وقتی خارج میشی از اون جمع کثیر و از اون همه تنوع رفتاری، از هر قماشی دو تا دونه زده بیرون و خوب همون آدمها هستند با همون رفتار گزینشی در نتیجه همه رد می شن به جز دو سه نفر اونم با ارفاق و میشه این لحاف چهل تکه واررفته ای که الان هستیم. برای بر طرف کردنش یه روحیه و عزم جمعی می خواد که ایرانی و همبستگی از اون شوخی های خیلی خنده داره.

  5. رسوا :گفت

    سلام ذهن طلایی عزیز
    دست رو دلم نذار خانوم 😕 از بس (بلا نسبت) جنسمون خرده شیشه داره 😔 که اونم به نظرم علت اصلیش از فرهنگمون نشئت میگیره و بصورت ضمیرناخودآگاه جمعی دراومده 😦
    ۱ـ عدم آموزش و یادگیری روحیۀ جمع گرایانه (تک روی که از کودکی در ما بوسیلۀ والدین آموزش داده میشه)
    ۲ـ عدم اعتماد و اطمینان
    ۴ـ عدم رعایت حریم خصوصی
    ۵ـ منفعت طلبی
    ۶ـ افراط

  6. neodo :گفت

    من ایرانم ولی احتمالا موقعیتی پیش بیاد و از ایران خارج بشم که احتمالش هست. فکر کردم که حتی هم اتاقی ایرانی هم نگیرم! علتش این است که من توی همین ایران کلی آدم دیدم که با من از نظر فرهنگی غریبه بودن (من خیلی آدم ی از متجددی نیستم) و دوست دارم اگه کسی با من متفاوته و عدم درک رفتارهای من را داره بخاطر این باشه که وافعا درکی از محیط من نداره تا اینکه بخواد تظاهر کنه که انگارهیچ بویی از ایران نبرده، من توی ایران این آدم ها را دیدم و میدونم بیشترشون رفتن . اینجا برام خارجی بودن با همه اشتراکاتمون ! ترجیح میدم تلاش کنم خودم را به آدم هایی بشناسونم که شاید منو همونطور که هستم بپذیرند نه ایرانی هایی که امتحانشونو پس دادن!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s