سفرنامه ی استانبول روز دوم

امروز روز پرباری بود. صبح با حرکت به سمت ساختمان اصلی هتل برای صرف صبحانه آغاز شد. صبحانه شامل دو نوع کیک و انواع و اقسام مربای خانگی چند مدل غذا با سیب زمینی و تخم مرغ، و نهایتا چند مدل پنیر و خیار و .. بود.

بعد از صبحانه در مورد مشکلات تخت با مسئول رسپشن صحبت کردم و گفتم باید هزینه شب اول به اندازه یک نفر به ما پرداخت شود چون عملا به جای چهار تخت سه تخت داشته ایم. او هم گفت رئیس هتل ساعت 11 می آید و او پیقام من را خواهد داد.

بعد به سمت مسجد آبی که در نزدیکی هتلمان واقع بود روان شدیم. در مسیر یک بازارچه بود پر از صنایع دستی ترک، که بسیار شبیه به صنایع دستی خودمان بود، اما با تنوع بیشتر. واقعا جای افسوس دارد که ما روی صنایع دستی مان سرمایه گذاری نمی کنیم و تعداد و تنوع بازارچه های صنایع دستی در کشور خودمان بسیار محدود است. همین یکی از روش های جذب توریست و وارد شدن ارز به کشور است که متاسفانه سرمایه گذاری نمی شود. یکی از دلایلی که توریست به ترکیه می آید این است که خیالش راحت است می تواند با همان پوششی که در کشور خودش دارد در ترکیه هم باشد، وسایل نقلیه بهتر در دسترسند (حداقل در مقایسه با کشور خودمان)، صنایع دستی به راحتی در دسترس است و الی آخر.

این هم بازارچه ای که نزدیک مسجد آبی بود.

بازارچه ی آراستا نزدیک مسجد آبی

بازارچه ی آراستا نزدیک مسجد آبی

بازارچه ی آراستا نزدیک مسجد آبی

بازارچه ی آراستا نزدیک مسجد آبی

بازارچه ی آراستا نزدیک مسجد آبی

بازارچه ی آراستا نزدیک مسجد آبی

بازارچه ی آراستا نزدیک مسجد آبی

بازارچه ی آراستا نزدیک مسجد آبی

بعد از بازارچه نوبت به مسجد آبی می رسد که بر خلاف تصویر بنده و مخاطب گرامی آبی نبود. در این تصویر نمایی از حیاط مسجد را می بینید.

مسجد آبی به اسم مسجد سلطان احمد هم شناخته می شود چرا که به دستور سلطان احمد اول و در مدت 7 سال ساخته شده است. این مسجد در میدان سلطان احمد واقع شده است.

حیاط مسجد آبی

حیاط مسجد آبی

این هم مناره های مسجد از بیرون.

مناره های مسجد آبی

مناره های مسجد آبی

اما برای ورود به مسجد صف بسیار طویل و عظیمی تشکیل شده بود که ما را از دیدن آن منصرف کرد. به هر ترتیب بنده به شخصه در آخرین روز سفرمان با تکنیک های خاصی توانستم به داخل مسجد بروم که واقعا متعجب شدم که این مسجد در مقابل مسجد های خودمان حرفی برای گفتن ندارد ولی هرروز چند هزار نفر جلویش صف می کشند تا آن را ببیند. کل مسجد از یک سالن تشکیل شده بود با سقفی بسیار بلند و شاید تنها چیز جالب آن لوستر بسیار ساده اش بود که خیلی خیلی پایین آمده بود. در عکس های زیر می توانید داخل مسجد را ببینید (عکس ها از اینترنت). در اولین عکس لوستر را هم می بینید.

لوستر بسیار بلند و ساده ی مسجد آبی

لوستر بسیار بلند و ساده ی مسجد آبی

مسجد آبی از داخل

مسجد آبی از داخل

از آنجایی که در داخل مسجد خانوم ها باید حجاب می کردند پارچه ای آبی در بدو ورود در اختیار بازدید کنندگان مونث! قرار داده می شد تا بر سر کنند. پلاستیک هایی هم آنجا بود که هر کس باید کفشش را داخل آن می کرد و همراهش به داخل مسجد می برد. در پایین تابلوی کنار مسجد را می بینید که لزوم حفظ حجاب را متذکر می شود. شاید همین حجاب کردن و عکس انداختن با آن برای خارجی ها جذابیت داشت. نمی دانم.

تابلوی حفظ حجاب بیرون مسجد آبی

تابلوی حفظ حجاب بیرون مسجد آبی

حجاب در داخل مسجد آبی

حجاب در داخل مسجد آبی

بانوان با حجاب در مسجد آبی

بانوان با حجاب در مسجد آبی

بعد به سراغ مسجد ایاصوفیه رفتیم که نزدیک مسجد آبی واقع شده بود. مسجد ایاصوفیه در ابتدا کلیسا بوده است، بعد تبدیل به مسجد می شود و از زمان اولین رئیس جمهور ترکیه (آتاتورک) به صورت موزه در آمده. در نتیجه به طور همزمان نمادهایی از مسیحیت و اسلام در این بنا دیده می شود. در کنار ایاصوفیه صف بسیار طویلی بود از بازدید کنندگان. اما مسیری هم بود که به نظر می آمد برای کسانی است که به تنهایی و بدون تور آمده اند. در نتیجه بدون معطلی در صف توانستیم وارد شویم. برای ورود به ایاصوفیه قیمت بلیط 30 لیر (حدود 30 هزار تومن) بود که متاسفانه باید بگویم اصلا ارزشش را نداشت. برای بازسازی موزه کار بسیار کمی انجام شده و چیز زیادی برای دیدن وجود ندارد. در برخی جاها سازه های فلزی ای بود که برای بازسازی موزه نصب شده بود اما آن طور که در اینترنت و به نقل از سایر بازدیدکنندگان خواندم این سازه ها سالهاست آنجاست و کاری انجام نمی شود. بازدید از ایاصوفیه را به هیچ عنوان توصیه نمی کنم.

عکس ها را (از اینترنت) در پایین می گذارم تا ببینید.

ایا صوفیه از بیرون

ایا صوفیه از بیرون

منبر در ایاصوفیه

منبر در ایاصوفیه

نمادهای اسلامی در ایاصوفیه

نمادهای اسلامی در ایاصوفیه

نمادهای مربوط به دوره ی کلیسا بودن ایاصوفیه

نمادهای مربوط به دوره ی کلیسا بودن ایاصوفیه

ایاصوفیه از داخل

ایاصوفیه از داخل

در عکس بالا می بیند که لوحه‌هایی دور تا دور سقف ایاصوفیه نصب شد که در آن نام الله، محمد، ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن و حسین نوشته شده است.

ایاصوفیه از داخل

ایاصوفیه از داخل

نمایی در حیاط ایاصوفیه (عکس از من)

نمایی در داخل ایاصوفیه (عکس از من)

نمایی در حیاط ایاصوفیه (عکس از من)

نمایی در حیاط ایاصوفیه (عکس از من)

بعد جایتان خالی در ایاصوفیه یک آب اناری خریدیم و خوردیم و سپس به سمت آب انبار بازیلیکا سیسترن که 5 دقیقه از ایاصوفیه فاصله داشت به راه افتادیم.

آب انبار بازیلیکا سیسترین که به ترکی «قصر غرق شده» ترجمه می شود واقعا ارزش دیدن دارد. حداقل چیزی بود که من شبیه آن را تا به حال ندیده بودم. برای ورود به آب انبار بعد از خرید بلیط به قیمت 20 لیره (20 هزارتومن) از تعدادی پله پایین می روید تا به فضایی کاملا تاریک با ستون های بسیار بلند برسید. زیر ستون ها آب وجود دارد درست مانند یک حوضچه ی خیلی بزرگ. حوضچه پر از ماهی هایی است که از این سو به آن سو شنا می کنند. مساحت آب انبار 9800 متر مربع است و 80 هزار متر مکعب آب را می تواند در خود نگه دارد. 336 ستون مرمری در این آب انبار وجود دارد، هر کدام به ارتفاع 9 متر.

این آب انبار در قرن ششم توسط امپراتور بیزانس و برای تامین آب قصر و ساختمان های اطراف ساخته شد. هزار سال بعد این آب انبار مجددا توسط یک دانشمند به نام پتروس گیلیوس کشف شد. او داستان های عجیبی در مورد اینکه افراد محلی از زیرزمین هایشان آب و حتی ماهی استخراج می کنند شنیده بود و مصمم شد تا راز آن را کشف کند. در سال 1545 او این آب انبار را کشف کرد. بعد از کشف آب انبار نیز توجهی که لایق آن باشد به آن معطوف نشد وبیشتر محلی بود برای انداختن زباله و حتی جنازه ها. پاکسازی و بازسازی آب انبار در سال 1985 انجام شد و از سال 1987 برای بازدید عموم باز شد.

در عکس پایین البته آب انبار بسیار روشن تر از آنجا در واقعیت است دیده می شود. نورعکس دوم کمی نزدیک تر به واقعیت است.

آب انبار بازیلیکا سیسترن

آب انبار بازیلیکا سیسترن

آب انبار بازیلیکا سیسترن

آب انبار بازیلیکا سیسترن

پایین دو تا از ستونهای آب انبار سر مدوسا (Medusa) دیده می شد. مدوسا در افسانه های یونانی با بال و سری پر از مار نشان داده میشد و یکی از سه دیو Gorgon بوده است. او برخلاف دو دیو دیگر فانی بوده و Perseus با قطع سر او جانش را می گیرد. در افسانه ها آمده است که نگاه مدوسا می توانست افراد را تبدیل به سنگ کند. در یکی از ستونها سر او کاملا برعکس و در ستون دیگر سر او 90 درجه چرخیده بود. براساس روایتی برای جلوگیری از اثر نگاه مدوسا سر او را چرخانده بودند اما براساس روایتی دیگر برای آنکه ستون اندازه ی سقف شود سر را چرخانده بودند.

سر مدوسا در آب انبار بازیلیکا سیسترن

سر مدوسا در آب انبار بازیلیکا سیسترن

سر مدوسا در آب انبار بازیلیکا سیسترن

سر مدوسا در آب انبار بازیلیکا سیسترن

در بخش ورودی آب انبار مردم می توانستند لباس هایی برتن کنند که مشابه لباس های دوره ی قدیم ترک ها بود. بعد هم چیزهایی مثل تسبیح و شمشیر و فنجان قهوه به دست می گرفتند یا زن ها روبنده می زدند و عکاس از آن ها عکس می انداخت.برای عکس تکی مبلغ 20 لیره و اگر همه ی عکس های گرفته شده از شما را می خواستید 50 لیره می دادید. در زیر چند عکس را می بینید که از اینترنت گرفته ام.

عکاسی با لباس های قدیمی در آب انبار

عکاسی با لباس های قدیمی در آب انبار

عکاسی با لباس های قدیمی در آب انبار

عکاسی با لباس های قدیمی در آب انبار

وقتی از آب انبار بیرون آمدیم هنوز جانمان در نیامده بود و در نتیجه با تراموا و بعد از آن با مینی بوس به مرکز خرید الیویوم رفتیم. تصمیم گرفتیم همانجا شام بخوریم و به رستورانی در طبقه ی آخر پاساژ رفتیم به نام اسکندر کباب. کباب اسکندر یکی از کباب های معروف ترکیه است که به نظر من همان کباب ترکی خودمان بود فقط تکه تکه نشده بوده و ضخامتی حدود 2-3 میلیمتر داشت. مزه ی خاصی نداشت و چیز جدیدی نبود.

کباب اسکندر

کباب اسکندر

بعد از اینکه در این پاساژ دوستان کلی خرید کردند (خرید من و مامانم محدود شد به دو سه تا تی شرت و یک شلوار) ساعت 10 که پاساژ را می بستند ما را به زور انداختند بیرون و با تاکسی راهی هتل شدیم تا روزی دیگر.

وقتی به ساختمان اصلی هتل رسیدیم مسئول رسپشن به من پاکتی داد با 40 لیره داخل آن که حتما از طرف مدیر هتل بود به خاطر شب اول. 40 لیره ای که بابت تاکسی دادیم در آمد!

Advertisements
این نوشته در Uncategorized, سفرنامه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای سفرنامه ی استانبول روز دوم

  1. خوش بگذره بهتون خيلى. راستى تو آب انبار عكس گرفتين؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s