قانون گذاران فضایی

سوالی که برایم به وجود آمده این است که این قوانین را چه کسی تعیین می کند؟ اگر این انسان ها هستند که برای انسان ها قانون تعیین می کنند پس چرا خود انسان ها مدام از همین قوانین گله دارند یا راهکارهایی برای بهبود اندیشیده نمی شود؟

در مورد مسایل جهانی صحبت نمی کنم. یک مورد ساده را در نظر بگیرید. بعد از ناهار همه خوابشان می گیرد! من اوایل فکر می کردم این فقط مشکل من است! رودربایستی هم نداشتم با کسی! در دانشگاه ساعت ۲ که می شد به قدری به من فشار می آمد که گاهی همان طور که به مانیتور خیره بودم خوابم می برد. سرم را می گذاشتم روی میز و نیم ساعتی می خوابیدم. همکارم به این مساله عادت کرده بود. دانشگاه بود و همه ریلکس تر هم بودند.

وقتی به سر کار رفتم اما دیگر نمی شد. یادم می آید اولین روز کاری ام سه شنبه بود و تیم ما سه شنبه ها با یکی از روسا جلسه دارد. در تمام طول جلسه از شدت فشار ابروهایم را با تمام نیرو بالا نگه داشته بودم که چشمم بسته نشود. چند بار هم همانطور که نشسته بودم خوابم برد و یکباره پریدم! در آن روز خاص و در روزهایی که از پی آن می آمد تنها مشکل این نبود که ساعت از سر ظهر می گذشت و وقت خواب من می رسید. مشکل این بود که کل سیستم خواب بدن من به هم ریخته بود! آدمی که صبح ها هر چقدر بدنش تقاضا داشت می خوابید و در زودترین حالت ممکن ساعت ۹ از خواب بیدار می شد و از آن طرف طولانی تر در دانشگاه کار می کرد حالا ساعت ۶ صبح بیدار می شد و خواب سر ظهرش هم ازش گرفته شده بود!

خلاصه این روزها برای من همچون شکنجه ای بودند! این قضیه ادامه پیدا کرد و از آنجایی که فشار خواب داشت من را می کشت روزی چند بار به دستشویی محل کارم می رفتم و چرتی می زدم. دستشویی های خارجی در مقایسه با توالت های دلبند خودمان نه تنها برای امر تخلیه بسیار راحت تر هستند بلکه برای چرت زدن هم خیلی مناسبند. آدم راحت می نشیند بدون اینکه به هیچ عضو مبارکی فشاری بیاید . چراغ دستشویی هم از این چراغ ها هست که وقتی حرکت می کنی روشن می شود و اگر بعد از چند دقیقه حرکتی را sense نکند فرض را بر این می گذارد که طرف کارش تمام شده و سیفون را کشیده راهش را کشیده رفته و در نتیجه خاموش می شود! بعد از کشف مکانیسم کارکرد چراغ دستشویی، هربار چند دقیقه بی حرکت در دستشویی می ماندم تا چراغ فکر کند من رفته ام وخاموش شود و بعد در تاریکی یک چرتی می زدم و پا می شدم می رفتم سر کارم!

البته یکبار در همین حوالی طوری خوابم برد که یکباره بیدار شدم و با خودم فکر کردم من کجا هستم؟ چرا اینجا اینقدر تاریکه؟! من خونه ام؟ کجام؟ من کیم؟ بعد یادم افتاد تو دستشویی محل کارم هستم و کمی تکان خوردم و چراغ روشن شد و کاشف به عمل آمد که حدسم درست بوده!

چند هفته بعد گردهمایی ای بود و تمام همکاران جمع بودند. در حین دومین سخنرانی دوباره خوابم برد! حتی نفهمیدم خوابم برده و با صدای کف زدن حضار از خواب بیدار شدم! یکی از دختر ها که از جمعیت عکس برداری می کرد سر میز ناهار گفت «من با دوربینم داشتم می گشتم ببینم کسی خوابش برده یا نه! ولی کسی را پیدا نکردم!» البته او که دهان باز کرد من پنیک مبسوطی کردم که عکس زیبای خفته ی من گرفته اند و آن را در صفحه ی اول وب سایت شرکت می گذارند که هرکسی آمد خنده ی مبسوطی هم بکند. ولی شنیدن جمله دوم باعث شد نفس راحتی بکشم و به گفتگوی دل انگیزم با خانمان همکار ادامه دهم. در اینجا بود که همه اعتراف کردند که بعد از ساعت ناهار خوابشان می گیرد. این مایه ی خوشحالی من بود. یک نفر گفت کوکا کولا خوب است. یک چیزی به نام کولا ناتز معرفی کرد که از آمازون می شود خرید و خواب را می پراند. من خواستم ابراز وجودی کنم و گفتم حتما کوکایین دارد و به همین دلیل خوب است! البته آن زمان که دهانم را باز کردم دقیقا یادم نمی آمد کولا چه باید داشته باشد که خواب را بپراند ولی گفتم حرفی زده باشم و دانش بی انتهایم را ابراز کنم! همه هم قه قه خندیدند که «مجید دلبندم کوکایین نه! کافیین!»  و یک ساعت خندیدند! حالا جدا بیایید فرض کنیم همه در محل کار بعد از ناهار بنشینند سر منقل و یک کوکایین مشتی بکشند و حالی بدهند به خودشان و برگردند سر کارشان. دیگر چه می شود! به هر حال در این جا بود که من فهمیدم همه از ظهر که می گذرد خوابشان می گیرد!

من یکی از خاطراتم در زمینه ی موارد مخدر این است که اوایل که آمده بودم اینجا همه می گفتند شیشه می کشند و به من می گفتند تو هم یک روز بیا با ما بکش و من می گفتم ای وای ای وای! شیشه خطرناک است. بدن را از بین می برد! مواد مخدر است. این ها دیگر چه جور آدم هایی اند که مثل نقل و نبات شیشه می کشند و تازه به من هم می گویند بیا! خلاصه سعی می کردم متقاعدشان کنم که نکشند خطرناک است ولی متقاعد نمی شدند! بعدا فهمیدم که اینجا به قلیون، شیشه می گویند.

از بحث مواد بیرون بیاییم و برگردیم به موضوع دلنشین خواب. من با خودم فکر کردم خب وقتی چنین مکانیسمی در آدم هاست خب بگذارید آدم ها بخوابند. بعد از ناهار یک فضایی را بگذارید که ملت دراز بکشند ریلکس شوند بعد هم ۴ ساعت باقیمانده را مثل سگ کار کنند. در ایران البته تدابیری در این زمینه اندیشیده شده بود و در هر ساختمان اداری و آموزشی یک نمازخانه بود و ملت یک چادر نمازی می انداختند رویشان چرتی می زدند. اما این ملت که به این چیزها اعتقاد ندارند. این ها نماز نمی فهمند! این ها که ساعت ناهار و نماز ندارند. این ها ساعت ناهار دارند. این ها ناهارشان را که می خورند بلافاصله بر می گردند سر میزشان و حتی اگر از خواب هم بمیرند باز هم ادامه می دهند.

بعد از این قضایا دلم شروع کرد به سوختن برای بچه های مهدکودکی و دبستانی که کله ی صبح با پدر و مادرهایشان از خواب بیدار می شوند و راه می افتند که برسند به مهدکودک و مدرسه. شما از هر بچه ای بپرسید صبح دلش می خواهد بیشتر بخوابد. پس کدام قانون گذاری دارد می گوید بچه ۷ صبح بیدار شود که ساعت ۸ در مدرسه باشد؟

یا مثلا برنامه ی دروس در مدرسه. اینجا در ایالت بایرن مدرسه از ساعت ۸ تا حدودا ۴ بعدازظهر است! بچه ها از همان ۶-۷ سالگی زندگی کارمندی را آغاز می کنند تا روزی که بازنشسته شوند. همکارم که پسر ۱۲ ای دارد مدام شکایت می کند که پسرش از او پرمشغله تر است. در مدرسه حجم عظیمی از مطالب به بچه ها آموزش داده می شود که مسلما منجربه حجمی از تکالیف می شود و پسرک از مدرسه هم که می آید به کلاس های فوق برنامه ی ورزشی و هنری می رود و آخر هفته ها هم در حال انجام تکالیف است. در نتیجه فرصتی برای آرامش و آسایش و تفکر و کنار خانواده بودن دیگر نمی ماند. من شکی ندارم که نه بچه ها و نه خانواده ها با این سیستم آموزشی (که در ایالت بایرن از همه ی آلمان سختگیرانه تر است) موافق نیستند. پس چطور این سیستم آموزشی دوام دارد؟ چرا تغییر نمیکند؟ بچه های قانون گذاران به همین مدرسه ها نمی روند؟ چرا والدین هیچ حقی ندارند که تصمیم بگیرند بچه هایشان در مدرسه چه چیزی یاد می گیرند؟ والدین موظف هستند که بچه ها را بفرستند مدرسه و نه بچه ها و نه والدین حقی برای اظهار نظر در مورد محتوا و زمان ندارند. بچه ها فقط و فقط موظف هستند حضور بی وقفه در مدرسه داشتند باشند و تمام درس ها را پاس کنند حتی اگر علاقه ای به موضوع خاصی ندارند یا از نظر هوشی توانایی یادگیری اش را ندارند.

به نظر می آید آدم ها در یک سربازخانه با قوانین سخت به دنیا می آیند و برای زنده ماندن چاره ای جز تابعیت مطلق از قوانین این سربازخانه را ندارند. کسانی که سرپیچی کنند یا راه دیگری را در پیش بگیرند با موانع زیادی روبرو خواهند شد چرا که برخلاف جریان شنا می کند. در این سربازخانه کسی به آسایش سربازان نمی اندیشد. قانون گذاران موجودات فضایی ای هستند که قوانین را وضع می کنند بدون توجه به طبیعت کسانی که باید تابع این قوانین باشند. بدون توجه به برخی نیازها  که در اکثر انسان ها مشترک است و نیازهایی که از انسانی به انسانی دیگر متفاوتند.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

9 پاسخ برای قانون گذاران فضایی

  1. مروارید :گفت

    یادم هست جایی خوانده بودم که در شرکت گوگل جایی برای چرت زدن هم در نظر گرفتن.(هرچند کمی خواب آلود شدن بعد از ناهار برای همه هست ، ولی همه هم اونقدر ها اذیت نمی شن از این نظر)
    درباره مدرسه هم همه جا به یک منوال نیست. مثلاً مدارس اینجا از حدود 9 صبح هست تا 3 بعد از ظهر (تازه هفته ای یه روز هم ساعت ده می رن و کلاس ها رو کوتاه تر می کنن) و تازه خدایی اش تکلیف زیادی هم ندارن
    از اون گذشته ، معلومه که هر کسی میتونه نظرش و خواسته اش رو بگه . در مورد مدرسه و درس که والله اینجا همه از والدین گرفته تا دانش آموزان و بقیه همه اش نظر می دن! بیشتر این قوانین هم از اول همین جوری نبوده و به مرور زمان عوض شده. در آینده هم عوض خواهد شد وبیشتر و بیشتر با نیازهای بشر هماهنگ خواهد شد

  2. mErsAd :گفت

    اقا کوکائین منقلی نیست، مواد با کلاسیه، ابرو بری نکن برادر من

  3. mErsAd :گفت

    جالب اینجاست که همین ماها وقتی مدیر هم میشیم، باز هم به مدل بقیه عمل میکنیم و هیچ تغییری ایجاد نمیکنیم.

  4. مولود :گفت

    خيلي پست خوبي بود… قابل تامل و واقعيت محض
    در ضمن خانمممممم من خيلي دوستت دارم

  5. مهسا :گفت

    خیلی باحالی به خدا!
    منم شکل این خواب نیمروزی رو دارم.عجیب!
    اینقدر این موضوع رو که انتخاب کردی،دوست داشتم دلم میخواد منم یک پست ددر موردش بنویسم.

  6. دوستم دکتره الان ایران نیست اون موقع ها میگفت بعد از ناهار چربی خون زیاد میشه و آدم خوابش میگیره اگه بلافاصله بعد از غذا چایی بخوری هم به هضم غذا کمک میکنه هم خواب آلودگی رو از بین میبره ولی آهن غذا رو دفع میکنه،خودش همیشه بلافاصله بعد از ناهار چایی میخوره،میگم یه تست کن ببین چی میشه 😉
    در مورد قانون هم باهات موافقم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s