ژانر تفکر مثبت و منفی یا مرز بین خیال و واقعیت

احتمالا در ایران ژانر تفکر مثبت و منفی با پخش فیلم راز و بعد کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین آغاز شد. به طور خلاصه این کتاب و فیلم می گویند: چیزی که به آن فکر کنی اتفاق می افتد.

شکی نیست که فکر کردن به چیز های آلوده و چیزهای خوب در «حال» ما تاثیر متفاوتی دارند. اما ارتباط دادن افکار به حوادث فقط و فقط به معنای این است که قانون بزرگ علت و معلول نادیده گرفته شده است.

مثلا این که سرطان بر اساس انحراف در سیستمی بسیار پیچیده اتفاق می افتد انکار می شود و همین که من به سرطان فکر کرده باشم را دلیلی می دانند بر سرطانم.

یا من اگر مدام به گرفتن نمره ی خوب فکر کنم اما درس نخوانم تفکرم باعث نمره ی خوب می شود؟ نه! اینجا علت نمره ی خوب من کار و تلاش من خواهد بود نه تفکر من. چیزی که به آن می اندیشم می تواند به من امید بدهد تا بهتر درس بخوانم یا من را مضطرب کند ولی تا زمانی که با عمل همراه نشود نمی تواند به من نمره ی خوب بدهد.

درنتیجه از

تفکر-> تصمیم گیری ها وعمل و سایر عوامل تاثیر گذار-> رویداد

تصمیم گیری ها وعمل و سایر عوامل تاثیر گذار حذف شده. این حتی در مورد بیماری ها هم صادق است. تفکر بد می تواند باعث اضطراب و افسردگی شود. این حالت روانی (=عملی که از تفکر ناشی شده) و ویژگی های ارثی و تغذیه و آلودگی هوا (=سایر عوامل تاثیر گذار) و …  می تواند باعث مختل شدن عملکرد ژن ها شود (مثلا ژن ها در زمانی که نباید پروتیینی را تولید کنند آن را تولید می کنند) و در نتیجه یک بافت (غده) که رشد آن باید متوقف شود همچنان رشد می کند و سرطان آغاز می شود.

Advertisements
این نوشته در از آنچه نمی دانیم, اشتباهات رایج ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

15 پاسخ برای ژانر تفکر مثبت و منفی یا مرز بین خیال و واقعیت

  1. مروارید :گفت

    ای قربونِ آدم چیز فهم! به همین دلیل هست که از موضوعاتی مثل فیلم «راز» بیزارم. در ظاهر طرف داران اون موضوعات ادعا دارند که رابطه ی علت و معلولی را فراموش نکرده اند و می گویند که قانون (بقول خودشان) جذب در راستای همان علت و معلول عمل می کند ، ولی طرز رویکردشان به ماجرا و عنوان کردن آن به عنوان «راز» کاملاًخلاف این را نشان می دهد. اگر قرار باشد هر چیزی علتی داشته باشد که دیگر«راز» ی در میان نخواهد بود. تفکر ما بر بعضی (فقط بعضی نه همه ) آن علت ها اثر دارد .
    به نظرمن این مصداق «هیاهوی بسیار بر سر ِ هیچ» است.

  2. نه خیلی گرون.سخت هست،گرون اما نه.

  3. وای نه من یکی دو روز هست سردرد های عجیب دارم و امروز شدیدتر شد تا اینکه رفتم دکتر مغز و اینا و خلاصه همش به ستی اسکن و غده فکر می کنم هنوز نرفتم سی تی الان هم به برکت قرص ها درد ندارم ولی همین طوری دور دور می زنه سرم برای یکی از قرص ها جستجو کردم نوشته بود برای درمان صرع پنهان ترسیدم و نخوردمش قراره برم یخه دکتر را بگیرم مرتیکه من صرع دارم من فکر می کنم یک غده تو کله منه ….
    پس همون بهتر که به صرع فکر کنم نه غده نکنه که سرم گزینه دوم را انتخاب کند . ممنون جواب نظرهاتونم نوشتم خو بیشتر سر بزن خانم دکتر راستی تو پست محرم-پست ثابت – نوشتی عکس جالبه کدوم عکس اخه /

  4. مهسا :گفت

    وقتی که داری تلاش میکنی،اگه واقعا به هدفت فکر هم بکنی میشه!در غیر این صورت فکر کردن و تمرکز الکی بدون تلاش کردن جایز نیست!هشتاد ضربه شلاق هم داره چون با ارسال سیگنال های بی خود به کائنات،مزاحم دریافت سیگنال های اصلی شده ای!

  5. اينها بيشتر از اونجا مياد كه شايد فرد ترجيح ميده اتفاقاً چندان خودش را درگير علت و معلولى نكنه، اساساً هر چى كمتر بدونه كمتر هم رنج ميبره پس خودش را مشغول اين قبيل مسايل آسلنتر ميكنه

  6. هلاله :گفت

    وب قشنکی داری مرسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s