تانک های عاشق

اولین کاری که میم در راستای رها کردن خانواده اش کرد این بود که رفت یک کشور دیگر.

زنش نمی خواست زندگی از هم بپاشد. با هر بی پولی و مشکلی که بود ویزا گرفت و با بچه ای که حالا دیگر پنج ساله بود رفت به همان کشور تا زندگی را برگرداند.

دومین کاری که میم در راستای رها کردن خانواده اش کرد این بود که در همان کشور دوست دختر گرفت.

دیدن بچه چیزی را در دل میم عوض نکرد. اما دردناک تر این بود که در دل دوست دخترش که بچه را دورادور می دید هم چیزی را عوض نکرد.

اولین کاری که دوست دختر میم در راستای نابودی یک زندگی دیگر، بی همسر کردن زنی دیگر و بی پدر کردن یک بچه انجام داده بود این بود که سر عاشقی با مردی که همسر داشت پیش گرفته بود.

دومین کاری که دوست دختر میم در همان راستا کرد این بود که پای لعنتی اش را هیچ وقت از زندگی یک آدم (که درواقع زندگی سه تا آدم بود) بیرون نکشید.

همیشه فقط یک مقصر وجود ندارد. مقصرهایی هستند که مثل تانک و بدون چشم جلو می روند و دردشان نمی آید از چیزهایی که زیرشان له می شوند.

Advertisements
این نوشته در اشتباهات رایج, درباره آدم های دیگر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

19 پاسخ برای تانک های عاشق

  1. Minoo :گفت

    این تحلیل بسیار واقع گرایانه هست.
    چرا وبتان فیلتر شده؟

  2. مروارید :گفت

    گلدن جان با اینکه من هم در جبهه ی آدم های تانک شده یا زیر تانک رفته هیچوقت نبودم ، معتقدم که معادلات زندگی همیشه به این سادگی نیست . پارامتر های پیچیده ای در آن دخیل هست.
    «.. این بود که پای لعنتی اش را هیچ وقت از زندگی یک آدم (که درواقع زندگی سه تا آدم بود) بیرون نکشید.» شما محض نمونه یک سرچ بکنید در اینترنت با عنوان «زن دوم» یا «همسر دوم» ببینید به چند نفر بر می خورید که در همان ایران نه تنها با علم و اطلاع از متاهل و بچه دار بودنِ مردی ، زن دومِ او شده اند بلکه با افتخار از عشق و علاقه به همسرشان در وبلاگشان می نویسند و خوشبختی با همسر شان را حق خودشان می دانند. زن دارد که داشته باشد ..بچه دارد که داشته باشد… زنش اذیتش می کند…با زنش خوشبخت نبود که اومد سراغ من….به من چه که زنش عذاب می کشه ، من هم حق خوشبختی دارم….من هم حق دارم بچه دار بشم…من از ناچاری زن فلانی نشدم ، عاشقش شدم و اون هم عاشق من است و……. این ها و هزار تای چیز دیگر را می گویند و برای خودشان خیلی هم دلیل است و یکی و دو تا هم نیستند. تازه اینها زنِ طرف شده اند ، دوست دختز که جرمش هر جور حساب کنی خیلی کمتر هست!
    شما محض نمونه این یک دانه فیلم ایرانی را ببین «برف روی کاج ها» ببین شخصیت فیلم چطوری خیلی راحت خیانت خودش را توجیه می کند . نه که توجیه کند. واقعاً باور دارد که چیزی که الآن دارد تجربه می کند عشق ناب است و حلوای تن تنانی که تا نخوری ندانی!(ببخشید زیاد نوشتم عزیزم ، قصد ناراحت کردنت رو نداشتم)

  3. soode :گفت

    اين روزها همين داستان دور و برم رخ ميدهد سين به جاي ميم و وشوهري كه آن سر دنيا دوست دختري دست وپا كرده.

  4. مهسا :گفت

    بسیار بسیار موافقم با این متن.ممنونم.

  5. سوفی :گفت

    همه اش حرف است!
    میگویند هستیم
    من که جز تکانه های بی وجدان در زیر پوست خاکستری خود
    و مشتی عقاید کهنه و فاسد شده
    در عمق ذهن نشسته ام چیزی نمیبینم!
    در این کهنه بازار حتی واجب الوجود هم میل به نیستی میکند…
    «sophie»

  6. mErsAd :گفت

    یه موقه هایی واقعیتارو شکل داستان میکنیم شاید درد له شدنمون تسکین پیدا، زخمش بعد یه عمر یه کمی سرش بسته بشه، ولی موضوع سر له شدن نیست، یه چیزایی بخشیده نمیشه، فراموش نمیشه، ظلم تا ابد ظلمه، تا ابد بر ظالم . . . .

  7. mErsAd :گفت

    شاید خفه خون میگرفتم بهتر بود، ولی خب نشد ،

  8. مهم ترين دليل اين بوده كه ميم خودش اصميم به نابودى زندگيش گرفت. و با خودخواهى زندگي خودش را نابود كرد

  9. mErsAd :گفت

    برا عوض کردن فضا ، اینُ ببین http://9gag.tv/v/2051
    بیکار شدی این المانیارو سر کار بزار بخند:ی

  10. mandana :گفت

    یعنی‌ اگه دوست دختره میرفت، میم هم دوباره عاشق زن و بچه‌اش میشد؟

    • من نمی دونم می شد یا نه. نکته این بود که راحت می تونیم خودمون رو به کوری بزنیم. اینجا نه تنها میم داشت به زنش خیانت می کرد که دوست دخترش هم داشت به زن اون خیانت می کرد. آدم نمی تونه خودش رو بزنه به اون راه که به من ربطی نداره زن اون چی می شه.
      به نظر من وقتی یک مرد خیانت می کنه یک زنی هم کنارشه که اونم داره به همسر اون مرد (یعنی یک زن دیگه) خیانت می کنه. خیلی خیلی مهمه درک این قضیه.

  11. Allen G :گفت

    همونطور که دو نفر عاشق هم میشن و ازدواج می‌کنن (به واسطهٔ علاقه دو طرفه) همونطور هم حق دارند که یک رابطه رو تموم کنند (به خیلی‌ از دلایل منطقی‌ و غیر منطقی‌) نمی‌شه همه چیز رو آسون قضاوت کرد. اما بچه، اون بچه… این یکی‌ معادله رو نمی‌شه حل کرد.

    • bale hatman har kasi azade rabete ro tamoom kone.
      ama hagh dashtan fargh mikone ba inke ie nafar ro «belataklif» vel koni beri ie mamlekate dige. be nazaram kheili kheili vazeh bood.

      Aval talagh begir bad boro doost dokhtar begir.

      • Allen G :گفت

        نه!!! دیگه فکر نمی‌کردم همین‌جوری سرش رو انداخته باشه پایین رفته باشه! یعنی‌ این مدلیش رو دیگه تا به حال ندیده بودم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s