کوری

من و کاف تو یه اتاق کار می کنیم. امروز کاف وقتی ساعت ۴ از در اتاق می رفت بیرون اول چراغ رو خاموش کرد. و بعد در رو از بیرون قفل کرد.

فکر کردم داره شوخی می کنه. خندیدم و به کارم ادامه دادم.

سه ربع بعد کاف برگشت. هوا تاریک شده بود و اتاق کاملا تاریک بود. کاف کلید انداخت و در رو باز کرد و بعد هم چراغ رو روشن کرد. پرسید که آیا من خوابیده بودم که چراغ رو خاموش و در رو قفل کرده ام؟ گفتم نه تو خودت چراغ رو خاموش کردی و در رو هم از بیرون قفل کردی و رفتی. گفت مگه تو اصلا تو اتاق بودی وقتی من رفتم بیرون؟

فکر کرد من شوخی می کنم. منم گفتم من فکر کردم تو شوخی می کنی وقتی درو قفل کردی!

خب… پیش میاد دیگه. گاهی آدم کسی که روبروش نشسته رو نمی بینه.

Advertisements
این نوشته در آلمان, دکترا, درباره آدم های دیگر ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

12 پاسخ برای کوری

  1. pd :گفت

    برادر من با من صحبت ميكنه، ميره بيرون هم چراغ رو خاموش ميكنه. شوخي هم نميكنه. يعني اينقدر عصباني ميشم به خصوص زماني كه دور از كليد باشم.

  2. مهسا :گفت

    منم خیلی وقتها گیج هستم چراغ رو خاموش میکنم!!بعد کلی غرغر میشنوم.

  3. Crow Lady :گفت

    به نظرم این ندیدن نیست.آدم طرف رو می بینه اما اون لحظه که داره میره بیرون انگار مغزش هنگ می کنه به یه دلیلی،فکر و خیال یا یه همچین چیزی و فراموش می کنه کسی داخل اتاقه.
    گاهیم آدم نگاه می کنه ولی نمی بینه.

  4. mitra azarm :گفت

    سلام. خوبی؟ این مطلبت منو مجبور کرد که به این نوع کوری فکر کنم. نمی دونم
    شاید این کار برامون عادت شده که کسائی رو که شاید دوستشون هم داریم نمی بینیم
    تا وقتی که دیگه از دستشون دادیم اونوقت تازه میشینیم وزاری می کنیم!

    *میترا آزرم*

  5. Yasaman :گفت

    چه عجیب. تاحالا همچین چیزی نشنیده بودم. حتما اون شخص اشتباهات دیگه ای هم از این دست داره که خودش رو هم آزار میده و لزوما در ارتباط با افراد دیگه نیست. مثلا من تنها حواس پرتی که دارم اینه که وقتی فکرم مشغوله ساعت رو نگاه می کنم و با اینکه لازم دارم بدونم چه وقتیه، یادم میره ساعت چند بوده و باید دوباره ببینم.

  6. noosha :گفت

    سوال مهم اینه که انگیزه ات از اینکه سه ربع تویی تاریکی و پشت در قفل نشستی چی بود واقعا؟

  7. مائده :گفت

    تو اون 3 ربع هولناک ترین جنایت ها به ذهنم میرسید…که چه توطئه ای پشت قفل کردن در میتونه باشه..
    *کتابی که من دارم به اسم «بینایی»ترجمه شده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s