درباره ی اجتناب از تله

ر معلم خوبی است. او اساسا یکی از بزرگترین لطفهایی که به من کرده است درسهایی است که به من داده است: که چگونه زندگی کنم. این البته به معنای نادیده گرفتن زحمات و کمک های بی دریغش در زمینه های علمی نیست.

ر معلم خوبی است. یکی از چیزهایی که من یاد داده است این است که ایگنور بکنم. وقتی عصبانی پیش او می روم و می گویم یک نفر با حرفهایش من را رنجانده از بس که ناعادلانه یا غیرمنطقی بوده می گوید اینگور کن.

ر به خوبی می داند که جنگیدن و بحث کردن و اثبات برای این که حق با چه کسی است همیشه راه حل نیست. گاهی راه حل است اما نه همیشه. شما باید یاد بگیرید که چه چیزی و چه عملی و چه حرفی ارزش این را دارد که به خاطرش برانگیخته شوید و فریاد بزنید و بحث کنید و سعی کنید دیگری را راضی کنید تا بفهمد اشتباه می کند. وقتی این را یاد گرفتید می فهمید که اکثر موارد باید ایگنور شوند. اکثر موارد ارزشش را ندارند. اگر دم به تله بدهید (یعنی در شرایطی که باید ایگنور کنید ایگنور نکنید)  در جدالی گرفتار می شوید که نه تنها سوهان روح و روان خودتان خواهد بود که سوهان روح و روان اطرافیانتان هم خواهد بود چرا که باید به ناله ها و ذکر مصیبت های شما از داستان این جدال گوش دهند.

گاهی هم با تصور اینکه اکنون راه مناسبی داریم و می توانیم طرفمان را با حیله ی هوشمندانه گرفتار کنیم دم به تله می دهیم و وارد جدل می شویم. این حس هوشمندی نوعی طمع کردن است. در اینجا شما طمع می کنید که بحثی را ببرید به هر بهایی. در این مورد جدل الزاما شامل داد و فریاد نیست و می تواند دربرگیرنده ی هر نوع حرکتی باشد که شما در آن حیله ی به ظاهر هوشمندانه تان را به کار می گیرید: حتی اگر لازمه اش این باشد که در مقابل طرف مقابلتان تظاهر به دوستی و محبت کنید تا بالاخره در زمان مناسب ضربه را وارد نمایید. و این باز هم اغلب برابر به تله افتادن است.

اما همیشه کار به بحث، صحبت، یا جدل نباید بکشد که در تله بیفتیم. گاهی همین که فکرمان مشغول شود، احساس ناراحتی کنیم، و حرص بخوریم  یعنی در تله افتاده ایم. 

آه بله. در این تله ی همیشگی نیفتادن چه سخت است. ولی وقتی یاد گرفتید تله را تشخیص دهید و به جای آنکه از روی آن عبور کنید از کنارش عبور کنید چه لطف بزرگی به خودتان و قلبتان و فکرتان و اطرافیانتان کرده اید.

Advertisements
این نوشته در از آنچه نمی دانیم, اشتباهات رایج ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

21 پاسخ برای درباره ی اجتناب از تله

  1. علی پور -ک :گفت

    در بحث ها و فروم های اینترنتی اصولا به این مدل افراد که فقط از بحث لذت می برن و به قول شما تله می ذارن ترول می گن و یه اصطلاح خوبی هست که می گه
    Don’t feed Trolls
    که معنیش همون بحث نکردن باهاشونه که شما گفتید و دوری و از جدل

    • چه موضوع جالبی رو مطرح کردی علی عزیز. مرسی.
      راستی یک چیز دیگه هم به ذهنم اومد الان به متن اضافه کردم. الزاما کار نباید به بحث بکشه که در تله بیفتید. همین که فکرتون مشغول بشه یعنی تو تله اید.

      • علی پور -ک :گفت

        بله درسته حتی تله ذهنی هم بده اینکه آدم هی تحریک می شه یه جوری کار یا حرف طرف مقابل رو جبران کنه که به اصطلاح کم نیاره

        علی؟؟؟ من اسم وبلاگیم کامیار علی پوره :))))

  2. مهسا :گفت

    قابل تامل بود.

  3. Crow Lady :گفت

    من باید اینو تمرین کنم.
    پگاه معلم خوبیه!!بووس

  4. mardmorde :گفت

    خوش اومدي دهات ما. ايگنور اصله. من زياد ميكنم. حيتي دوستان نزديك رو. دوستان خيلي نزديكم خوب ميدونن. يه ايگنور و صد اسان. اولش اين بود اون مثله. بعدا انحرافيا كار خودشونو كردن.

  5. Allen G :گفت

    اصولا بحثی‌ که آغاز بشه برای ارضای نیاز به برنده شدن همان بهتر که اصلا پاسخ داده نشه، چه برسه به ایگنور شدن! قرار هست که بحث کردن بر سر موارد مختلف به تکامل و پویایی قوه تفکر منجر بشه نه به برد و باخت!

    • نه الزاما برای برنده شدن. این متن هر بحثی و هر گفتگویی و هر رابطه ای رو در بر می گیره که می تونه منجر به اضطراب و استرس و نگرانی و خشم و … بشه.

  6. من سالهاست كه ايگنور ميكنم و خيلى هم خوشحالم كه درگير بحثهاى ناتمام نميشم

  7. سورمه :گفت

    خیلی خوب بود. مرسی

  8. behcafe :گفت

    من احساس میکنم این بحث هارو اصلا نمیتونم بکار ببرم تو زندگیم. یعنی جاش که برسه اتفاقی که نباید بیافته می افته

  9. soode :گفت

    من هم از ان ايگنوري ها هستم و اصلن مايل نيستم از روح و روان و اعصابم سرمايه گذاري كنم. اما گاهي نكته اي خيلي خيلي برام مسجله و روش حساسم اما ميبينم يكي داره اشتباه ميكنه در موردش و يا داره اطلاعات اشتباه ميده ميخوام درستش كنم اگه نپذيره مراجع و دلايلم رو ادامه نميدم اما در واقع سرمايه گذاري روحي كرده ام برايش و عصباني شده ام.

  10. boroba :گفت

    من وقتی بچه بودم یه دفترچه یادداشت جلد چرمی پیدا کردم که هنوزم بعضی وقتا میخونمش توش یه عالمه چیزای باحال ولی خیلی بدخط نوشته اولین جمله ش اینه:
    محبوبیت و شادمانی و احساس خوشبختی من به مهارتم در کنار اومدن با مردم بستگی دارد.

  11. بازتاب: اشتباهات رایج: توضیح واضحات | Goldene Verstand

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s