در مذمت تکرار حرف هرز

وقتش رسیده که درباره ی هرزگویی بنویسم. به نظرم از سر بیکاری است که منتظریم یک نفر (حالا آن یک نفر هر کسی باشد) یک چیزی بگوید که ما توی بوق بکنیم و بگوییم های های! دیدی چه مزخرفاتی گفت! دیدی چه داستان هایی ساخت! دیدی چطور مارا احمق فرض کرد! دیدی چطور خرافات را ترویج داد!

حالا فرض کنید تا دیروز هم آن یک نفر را نمی شناختیم و به ناگاه همان یک نفر می شود دلیلی برای اینکه آبروی یک ملت رفته است.

حتی اگر آن یک نفر را می شناختیم هم چه لزومی دارد برای آنکه در جمعی بنشنیم و مدام به هم ثابت کنیم حرفی هرز بوده است؟ مثل این است که به هم مدام ثابت کنیم ۲ در ۲ می شود ۴. و چند ساعت در مورد اینکه چقدر این موضوع واضح است بحث کنیم. اگر طرف مقابل با شما هم عقیده است که بحث مساوی با تکرار واضحات است و اگر هم عقیده نیست تنها باعث جنگ و دشمنی است.

گاه با خودم می پرسم واقعا چه اهمیتی دارد که این یک نفر ها که تعدادشان هم کم نیست چه می گویند که حالا برسر حرفشان غوغا به پا می شود. اگر ما می گوییم حرفی پوچ و بیهوده است پس چرا بعد در جمع هایمان این حرف پوچ را تکرار می کنیم؟ چرا آن را نقل مجلسمان می کنیم و بهانه ای برای گپ زدن و سرگرمی؟

مثلا همین جریان اخیر که در آن یک حمله ی اینترنتی شد به صفحه ی فیس بوک دو نفر. به نظرم اگر فقط یک دقیقه فکر بکنید می بینید که هیچ کس برایش جدید نیست که تصاویر تلویزیون سانسور شود و تا به حال هرگز چنین واکنشی به سانسور دیده نشده. واکنش افراد به وقایع (در این جا: سانسور و بی حجابی) می تواند فراز و فرودهای اندک داشته باشد اما نمی تواند به یکباره چنین تغییر الگوی شدیدی داشته باشد. پس می رسیم به این نقطه که «اکثر» پروفایل ها fake بوده اند. می گویم «اکثر» چون بسیار محتاط هستم در مورد نتیجه گیری صد در صد. تنها کافی است یک کلیک کنید و ببینید این پروفایل ها خالی اند.

اما واقعا عجیب است که یک عده همین حمله ی اینترنتی را کرده اند در بوق که: های های! ما ملت بی فرهنگ! های های! دیدی فلان مرد هم آن روز به من متلک انداخت! های های! من زن تک و تنها بودم و نگاه زشت به من شد یا به من توهین شد!

یعنی عمل انجام شده توسط پروفایل های fake را متصل کرده اند به خاطرات شخصی و این عمل را نسبت داده اند به ۷۰ میلیون آدمی که من نمی دانم واقعا چند درصدشان به اینترنت دسترسی دارند و چند درصدشان اهمیت می دهند یا حتی خبر دارند که ایران به مسابقات جام جهانی می رود (نمونه اش خود من).

یک عده هم جوگیر تر رفته اند در پیچ فرد مذبور کلی کامنت گذاشته اند و معذرت خواهی کرده اند! فرض کنید همسایه ی طبقه ی دوم به همسایه ی طبقه ی سوم فحش بدهد و من که ساکن طبقه ی اولم بروم از همسایه ی طبقه ی سوم معذرت خواهی کنم! خب به من چه ربطی دارد!

جوگیری البته به اینجا خاتمه پیدا نکرده و صفحه ی فیس بوکی ساخته اند که خانوم فلانی ما ایرانی ها عاشق شما هستیم!

بیایید هرزگویی را کنار بگذاریم. حتی درست نبوده که این قصه در وبلاگ من بیان شود و هدف من همواره پرهیز از هرزگویی بوده و هست. اما به نظرم باید متوجه شویم که هرزگویی بد است و تکرار کردن حرف هرز همان هرزگویی است حتی بدتر. و من برای این به یک مثال نیاز داشتم.

Advertisements
این نوشته در از آنچه نمی دانیم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

14 پاسخ برای در مذمت تکرار حرف هرز

  1. هیچ حرف هرزی وجود ندارد، اگر فقط یک بار گفته شود. تکرار آن حرف، هر حرفی، به ابتذال می‌انجامد.

  2. Allen G :گفت

    مخالفم، خیلی.

  3. soode :گفت

    گاهي از سر بيكاري گاهي بي موضوعي( ما گاهي كه كنار هم جمع ميشويم از بي موضوعي به مسايلي اينچنيني ميپردازيم)

  4. Crow Lady :گفت

    وای که چقدر موافقم.ایول داری!آفرین!

  5. مهسا :گفت

    با یه جاهایی از متن موافقم.با یه جاهایی اش مخالف.

      • مهسا :گفت

        با کلیات متن در باره ی پرهیز از هرزگویی موافقم شدیدا.اما با مثالی که زدی-حمله یه پیج مسی-مخالفم.یعنی فکر میکنم که اونایی که حمله کردن واقعا مشکل داشتن و اونایی که دفاع کردن وعذرخواهی کار درستی کردن.بنظرم این مورد دفاع و عذرخواهی توی کتگوری هرزگویی نیست.
        ولی خب از اونجا که عدو سبب خیر شود!من فهمیدم لیونل مسی کی هست!و یکمی فهمیدم فوتبال چه خبره!
        به هرحال که تشت رسوایی از روی بوم افتاد وصدا هم خورد.

  6. من تو اين موارد كلاً موضوع را ايگنور ميكنم

  7. سورمه :گفت

    باهات درباره مثالی که زدی مخالفم. پیج ها واقعی بودن.

    • دقیقا به همین دلیل نوشتم اکثرا. حتما حق با تو هست که خیلی ها واقعا این کارو کردن. اما بحث اینه که هر احمقی هر کاری کرد که ما نباید وقتمون رو تلف کنیم و تحلیل کنیم. اگر اونجوری باشه هرکی تو خیابون به من متلک انداخته باشه من باید از غصه بمیرم.

      • سورمه :گفت

        قبول دارم که زیادی بهش اهمیت داده شد و معذرتخواهی ها که دیگه شاهکار بودن اما در کنارش اگر یه پدیده ای مرتب تکرار شد ناخودآگاه دیگه نمیشه اهمیت نداد. مثلن اگر هر روز که میری بیرون، هر روز بدون استثنا، متلک بخوری اونم بیش از یک مورد در روز، دیگه کم کم ممکنه غصه بخوری.
        من فکر می کنم یه دلیل دیگه ای که باعث شد رفلکس ها زیاد باشه این بود که این چند وقت، مثلن تو این چندماه، این اتفاق چندبار تکرار شد.
        یه دلیل دیگه اش هم به نظرم تحلیلی بود که این ماجرا رو به بعضی ازآسیب های دیگه ارتباط می داد. مثلن رفتارها و توهین های داخل ورزشگاه ها رو که براشون هیچ کاری انجام نشده به حمله به پیج مسی ربط دادند یا مردسالاری جامعه ی ایران رو ربط دادن به حمله به پیج اون خانم مجری برنامه. دلیل این ارتباط دادن ها شاید این بود که همه می دونستن مشکلات فرهنگی داریم تو یه مسائلی از این قبیل ولی براش نه راهکار میدیم نه آموزش، و دوست دارن به عنوان زنگ خطر این مشکلات بهش نگاه کنن.
        درباره ی دیدگاه شخصی خودم هم بگم که حمله به هر دو پیج ناراحتم کرد اما از حمله به پیج فرناندا لیما خیلی بیشتر ناراحت شدم شاید چون فیمینیستم یا شاید چون زنم و با اون بیشتر همذات پنداری می کنم یا شاید چون عقاید مردسالار رو زندگی من تاثیر مخرب بیشتر داره…

  8. behcafe :گفت

    نظری ندارم!!! 😐
    😀

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s