بایگانی ماهانه: دسامبر 2013

یک والدی دارم در درونم که من رو مجبور کرد دیشب شب عیدی اینجا بخوابم! و به من گفت تا این چند تا جمله ی لعنتی رو ننویسی پات رو نمی تونی از این ساختمون بذاری بیرون. یعنی حق داشت. … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 7 دیدگاه

بنویس دیگه!

حس بچه ای رو دارم که چند جمله ی دیگه بنویسه کارش تموم می شه و می ره تو فاز تعطیلات تابستونی و دیگه مجبور نمی شه بره مدرسه. ولی این بچه خودآزاری داره و این چند جمله ی لعنتی … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 6 دیدگاه

توی لعنتی

این خیلی بد است کاف. که من توی لعنتی را دوست دارم. و میدانم هیچ شانسی برای با تو بودن ندارم تو واقعا یک توی لعنتی هستی چون خیلی دور و خیلی غیرقابل دسترسی می بوسمت از همین راه دور … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 20 دیدگاه

تانک های عاشق

اولین کاری که میم در راستای رها کردن خانواده اش کرد این بود که رفت یک کشور دیگر. زنش نمی خواست زندگی از هم بپاشد. با هر بی پولی و مشکلی که بود ویزا گرفت و با بچه ای که … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در اشتباهات رایج, درباره آدم های دیگر | 19 دیدگاه

ژانر تفکر مثبت و منفی یا مرز بین خیال و واقعیت

احتمالا در ایران ژانر تفکر مثبت و منفی با پخش فیلم راز و بعد کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین آغاز شد. به طور خلاصه این کتاب و فیلم می گویند: چیزی که به آن فکر کنی اتفاق می … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در از آنچه نمی دانیم, اشتباهات رایج | 15 دیدگاه

حالا می رقصه جدی؟

دیشب با دو تا از دوستای ایرانی و یه دختری که از مادر ایرانیه ولی فارسی نمی تونه حرف بزنه و یک فرانسوی و یک ایرلندی و یک آلمانی رفتیم به یک رستوران ایرانی. یک دختری آمد عربی رقصید یک … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آلمان, ایران | 7 دیدگاه

درباره ی اجتناب از تله

ر معلم خوبی است. او اساسا یکی از بزرگترین لطفهایی که به من کرده است درسهایی است که به من داده است: که چگونه زندگی کنم. این البته به معنای نادیده گرفتن زحمات و کمک های بی دریغش در زمینه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در از آنچه نمی دانیم, اشتباهات رایج | 21 دیدگاه