انکار صورت مساله راه حل مساله نیست

درست است که از دکتر هولاکویی بسیار آموخته ام اما جایی که نمی توانم ایشان را درک کنم مربوط به قسمتی می شود که با آدم ها روی خط رادیو بحث می کنند که چرا ازدواج نکرده اند؟ حتما خودشان کم کاری کرده اند که نشده. اگر کسی بخواهد حتما می شود.

تصورات ذهنی ایشان در مورد ازدواج با آنچه من در دنیای واقعی با آن روبرو بوده ام بسیار متفاوت بوده است. البته که ازدواج کردن به خواستن مرتبط است اما کلی فاکتور دیگر دخیل می شود که روی نتیجه ی نهایی تاثیر می گذارد. به خصوص در مورد آدم هایی که کلی از عمرشان را در ایران گذرانده اند و باید سعی کنند خودشان را از این همه تفکر مسموم در مورد رابطه ی زن و مرد بیرون بکشند و تازه بفهمند این یک خواسته ی طبیعی است. بعد بدون اینکه هیچ منبع رسمی ای حتی از سوی خانواده ها برای آموزش وجود داشته باشد یاد بگیرند چطور باید با آن مواجه شوند.

آدم هایی که ۱۷-۱۸ سال از عمرشان را با همجنسانشان گذرانده اند و درک بسیار محدودی از جنس دیگر ونیازهای او دارند وقتی بالاخره در محل کار یا در دانشگاه دیوارهای بین دو جنس شکسته می شوند و شانسی برای ارتباط به وجود می آید نمی دانند با آدم هایی که سالها آن طرف دیوار بوده اند چه کنند. چرا که اساسا  در ایران آموزش دادن در مورد رابطه ی انسانی بین دوجنس یک تابوی بزرگ است. در برخی از ما شکسته شدن دیوار هم هیچ برنمی انگیزد. چرا که نبود ارتباط و عدم شناخت ما را به مرحله ی انکار یا بی تفاوتی رسانده است. و این می تواند تا جایی شدید شود که بعضی خودشان هم در مورد گرایش جنسی شان اطمینان ندارند.

از طرفی همین دیوار بزرگ و نبود آموزش باعث می شود که برخی از ما با ترک شدن و ترک کردن این همه مساله داشته باشیم. عمری محروم شده ایم از حضور جنس دیگر و حالا هم که طعمی چشیده ایم ترک کردن برایمان به معنای آخر دنیاست. درست مثل کودکی دو ساله که تمام زندگی اش عروسک اش است و آن را به هیچ کس به هیچ قیمتی نمی دهد!

Advertisements
این نوشته در ایران, از آنچه نمی دانیم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

7 پاسخ برای انکار صورت مساله راه حل مساله نیست

  1. مروارید :گفت

    دکتر هلاکویی هم مثل هرکس دیگر اشتباهاتی دارد. در مورد ایشون همین که از راه دور مشاوره میده خودش بزرگترین اشتباهه.
    من روانشناس نیستم ولی براساس تجربه همیشه می گم که ازدواج برای همه کس کاربرد نداره.

  2. گلسنگ :گفت

    ازدواج سخت ترین کارممکنه. ولی اگه درست باشه آرامش و شادی به همراه داره.

  3. ژینا :گفت

    من کلا زیاد این آقای هلاکویی را قبول ندارم ولی بهرحال قبول دارم که ازدواج حداقل در ایران که کار خیلی سختیه حالا شما ها اونجا باز دستتون بازتره:)) اونایی هم که ازدواج می کنن بخاطر اینه که زیاد سخت نمیگیرند و کلا با همه آدما خوشحال میشن شایدم خیلی خوش شانسند!

    • نه بابا اینجا هم دستمون همچین باز نیست. ولی باز تر هست!
      ازدواج کردن رو نشونه ی خوش شانسی نمی دونم. به هیچ وجه.
      ازدواج با آدم مناسب رو نشونه ی خوش شانسی می دونم.
      زیاد سخت نگرفتن هم نشونه ی حماقته. یعنی اگر تو نکاتی رو در طرفت بگیری و بگی مهم نیست فقط داری با پای خودت می ری تو چاه.

  4. مه ناز :گفت

    تو ایران که زبان قاصره از تفسیر ِ مدل های روابط ِِ آدما با همدیگه… درباره ی روابط با جنس مخالف که انقدر تضاد توی یه جمع 4-5 نفره ممکنه زیاد باشه که آدم ها در ابتدایی ترین روابطشون مونده ان، چه برسه به ازدواج و جدی کردن ِ رابطه ها… یه مدت ِ زیادی طول می کشه تا هر جمعی استانداردای خودش رو تعریف کنه…

    • کاملا موافقم. چون برای ما یه سری استاندارد که مربوط می شه به رابطه ی صمیمانه و صادقانه تعریف نشده چون در نهایت ذاتا جامعه رابطه ی قبل از ازدواج رو غلط می دونه. اما مشکل اینه که نشناخته و ندیده هم سر سفره ی عقد رفتن فقط تو چاه افتادنه.
      در نتیجه روبرو می شینم با یه جامعه ی مریض.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s