و او دیگر در بین ما نیست

گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است 

می خورد آن ته دیگی را که به عالم نمونه است

در غم مرحومه ی مغفوره
ته دیگ از دست رفته
آن برشته
آن ته دیگ ماکارونی
آن درست شده از سیب زمینی
مراسم سینه زنی و نوحه خوانی در همین وبلاگ به مدت یک هفته برقرار است.
از خواهران و برادران عزیز و نیز کلیه ی فامیل و وابستگان آن مرحوم دعوت می شود تا برای تجلی خاطر بازماندگان حضور به هم رسانند. از حضار با ته دیگ پلو و ته دیگ ماکارونی و ته دیگ سیب زمینی پذیرایی می شود.

tahdig-with-potatoes1-custom

Advertisements
این نوشته در ته دیگ ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

19 پاسخ برای و او دیگر در بین ما نیست

  1. مروارید :گفت

    داغ هرچی تا یکساله ، داغِ ته دیگ تا چهل ساله !
    داغ دیده ها رو صبر جزیل آرزومندیم!

  2. مهسا :گفت

    نه خدایی اش سوزناک بوده…خیلی متاثر شدم!
    چطور تونست هم ته دیگ رو بخوره هم باهات دوست نشه؟ای روزگار!

  3. خيلى خيلى تسليت ميگم و افسوس و صد افسوس واقعاً حيف بود، اتفاقاً سب آخر اومده بود بخوابم ….

  4. sarbaz :گفت

    اوففففف ، فردا باید بگم مامانم حتما برام درست کنه حسابی رفتم تو کف این ته دیگه !

  5. مامان :گفت

    خیلی متاثر شدم واقعا! من رو هم تو غمت شریک بدون… منم مثل تو دوستش داشتم…. همیشه دو دل من زنده است….
    پ.ن : منظورِ نظرت «تسلی» بود دیگه؟؟ 😉

  6. وارونه :گفت

    هیییییی! بد روزگاری شده!

  7. mErsAd :گفت

    البته ته دیگ سیب زمینی دروغی بیش نیست، شما ته دیگ نون یا ته دیگ برنجُ مقایسه کن، متوجه دروغ بزرگ و تبلیغاتی سیب زمینی خواهی شد

    • می دونم می دونم.. من الان به مامانم هم گفتم نظرت رو… اونم موافقه. من خودم ته دیگ نون رو خیلی دوست دارم. من به همه ی ته دیگ ها تعلق دارم!

      • mErsAd :گفت

        سست عنصری در قبال ته دیگ، متاسفم برات :ی :ی
        هرکی هر ته دیگی میگه تو هم میگی اره :ی موضعتُ روشن کن، بگو کدوم طرفی هستی

  8. Allen G :گفت

    داغ سنگینیه، خدا به بازماندگان صبر بده!

  9. # 16 :گفت

    # 16
    ایده ی بسیار نو و بدیعی را برای نگارش انتخاب کرده ای،
    در تمام گوگل و یاهو و بینگ هم سرچ کنی اینجوری نمی بینی و این یعنی 20 امتیاز کامل از این بخش!
    یادم باشد امشب که سرعت حلزون نشان اینترنت افتاد روی توربو، یک بکآپ از تارنمای شما بگیریم برای خواندن نوشتار شما در گلکسی جان مان.
    بزرگی (شاید شاملوی عزیزم باشد) می گوید: خوانشگر هر شعر، سـُـراینده ی آن لحظه ی آن شعر است.
    آدم با خواندن نوشته های شما نازکدلان و نغزپردازان عالم امکان بیاد چکامه های آن ترانه ی نه چندان دوست داشتنی امید جانم می افتد:
    ساده بگم ساده بگم سادگیاتو دوس دارم
    ساده نمیگذرم ازت تو رو تو شعرام میارم
    هر اسمی که می‌خوای بذار رو منو احساسم به تو
    عادت، هوس، عشق یا هوا… یه اسم یا یه واژه ی نو
    می‌خوام بهت ساده بگم فقط توهم ساده بشو
    حرفامو گوش بده می‌خوام حال دلم رو بدونی
    شاید اثر کرد حرفامو بشه کنارم بمونی‌
    شاید بشه رویای من به سادگی‌ دنیا بیاد
    حس بد خداحافظی دیگه سراغمون نیاد…
    … پیروز باشــــــــــــــــــــی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s