برای سربازانی که دیگر نیستند و برای مادرانی که دیگر پسر ندارند

اسم سرباز که می آید، به خصوص آن ها که منطقه ی خدمتشان نواحی محروم است، پسرکانی ۱۷-۱۸ به ذهنم می آیند، لاغر، موی سرشان تراشیده شده و صورتشان از هرم آفتاب سوخته است. به خصوص سربازانی که در نقاط مرزی مشغول هستند: سربازانی که شب ها و روزهای بسیار تنها یک بیابان منظره ی پیش رویشان است و باد و سرما و گرمای بیابان دمی از آزارشان نمی کاهد.
اسم سرباز که می آید مادرانی را می بینم که منتظرند تا پسرکانشان برگردند. مادرانی که نگرانند که چه بر سر بچه هایشان کیلومترها دورتر از آنها خواهد آمد.
و حالا… ۱۷ سرباز دیگر نیستند. این چند روز حالم بد است از فکرشان. آدم هایی که هیچ یک از دو طرف جنگ را نمی شناسند، به خاطر جنگ آدم هایی که خوب همدیگر را می شناسند کشته شده اند. دیشب در خواب و بیداری یکباره فکر کردم اگر یک عده این بچه ها را کشته باشند تا بهانه به دست آورند برای نقشه های دیگرشان … و فکر اینکه یک نفر می نشیند و می گوید یک شب بریزید و یک عده آدم کاملا بی ربط را بکشید حالم را بد کرد. یعنی یک مغز مریض پیدا می شود که جان آدم ها برایش هیج ارزشی ندارد. جان می گیرد تا نقشه هایش را عملی کند، تا توجیهی پیدا کند برای کارهای بعدی اش، حمله های بعدی اش ، آدم کشی های بعدی اش و …. یعنی همیشه همین طور است. اما ما نمی بینم این قسمتش را. آنقدر از ذهنمان دور است که نمی توانیم تصورش کنیم.
و این بچه هایی که دیگر نیستند. و این مادرهایی که می گریند بر بدن بی جان و لباس خونی پسرکانشان. و ما که حالمان خوش نیست دیگر.
دردم آمده. خیلی زیاد دردم آمده.

Advertisements
این نوشته در مامان, ایران ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

13 پاسخ برای برای سربازانی که دیگر نیستند و برای مادرانی که دیگر پسر ندارند

  1. متاسفانه اين مغزهاى بيمار وجود دارند، در همه جا

  2. مهسا :گفت

    گولدن جان باورت نمیشه.دو روز پیش داشتم از جلوی یه جایی رد میشدم که مثل اینکه قرار بود سربازها رو تقسیم کنن یه همچین چیزی.یعنی یه اوضاعی بود.مادرها و خواهر ها همه چشم ها سرخ.
    پسرها هم مغموم و از اون بدتر اینقدر کم سن وسال بودن من وحشتم گرفت.انگار سنی به 18رسیدن اما نگاه چشمشون هنوز 13 یا 14 ساله بود.یاد اون طفلک هایی افتادم که این چند روز اخیر از دنیا رفتند…خیلی حس بدیه.

  3. koooootah :گفت

    چندش نشدن از این وقایع نشانه بیماریه
    حق داری سالم

  4. mErsAd :گفت

    خاقانی میگه
    اين بدانيد كه مادر به وداع پسر است
    پيش مادر سر تابوت پسر بگشاييد
    تا بداند كه به باغش نه سمن ماند نه سرو
    كفن از روي پسر پيش پدر بگشاييد. .. .

  5. mErsAd :گفت

    از خاقانی سوزدارتر واسه فرزند، مرتضی امیری اسفندقه میگه برای برادرش ،
    تو هيچ كرده اي احساس جاي خالي را
    تو درك كرده اي آيا شكسته بالي را
    تو هيچ ناله خواهر شنيده اي در شب؟
    به سمت بستر مادر دويده اي در شب؟
    تو را شده است بمويي زير لب تا صبح؟
    تو را شده است نخوابي ز گريه شب تا صبح؟
    نمك به كار كني زخم تازه خود را
    به چشم خويش ببين جنازه خود را؟
    …در آن غروب گل و خار گريه مي كردند
    به حال من در و ديوار گريه مي كردند
    گرفته بود پدر شانه هاي مادر را
    به تخته پاره تابوت مي زدم سر را

  6. Allen G :گفت

    رفتن این بچه ها که درد داره و بیشتر از اون وجود این آدم های بیمار!

  7. sarbaz :گفت

    خیلی ناراحت کنندس خیلی ، کسی که به هیچ کجای قضیه مربوط نیست و در بی خبر کامل هست بی جهت میان میکشنش میرن نمی دونم این تفکرات مریض چی توی اون ذهن معیوبشون میگذره که خیلی راحت آدم میکشن و بعدش با افتخار اعلام می کنن این کار گروهک فلان بود ! تنها گناه این سربازها این بود که در مرز خدمت می کردن و هیچ پارتی نداشتن که در جای بهتری باشن.

  8. نسیم :گفت

    خیلی دردآوره خیلی.

  9. parstorch :گفت

    یادم میاد تو سربازی چون آشنایی، چیزی نداشتم همانند این سربازا جور بقیه رو هم ما می کشیدیم
    هرهفته چند نفز افزوده میشدن به یگان ولی چون آشنا داشتن کارشون به چند هفته هم نمی کشید و می رفتن جایی که
    النگوهاشون نشکنه
    از اون ور هم از یگان هر ماه چند نفر سربازی شون به پایان می رسید و می رفتن
    هالا ما باید به جاشون کشیک می دادیم البت این رو هم بگم تو شبانه روز چیزی نزدیک 3.5 ساعت خواب داشتیم
    چون با کمبود نیرو روبرو بودیم
    پس از 5روز هم که از منطقه ی تحت پوششمون برمیگشتیم برای استراحت اونجام ما روراحت نمیگذاشتن……….

  10. Crow Lady :گفت

    منم گاهی دلم واسه سربازا می سوزه.اما فقط گاهی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  11. mitra :گفت

    سیاست بی شعوره وفرزند ومادر نمی شناسه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s