درد

اگر درد نباشد،

تولدی هم در کار نیست

در پس هر درد

زایش نفسی تازه است

هر چه دردناک تر

رهایی و آرامش پس از آن شیرین تر

و شادی رویش نفسی تازه

غم دردی که بر تنمان وزیدن گرفت را با خود می برد

…..

پگاه

پ.ن از شعرهای فدیمی ام نوشته شده در تاریخ ۱۲ اسفند ۸۹

Advertisements
این نوشته در اشعار من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

6 پاسخ برای درد

  1. با خود میبرد….حتمن؟

  2. bienteha :گفت

    واقعیتی بود که زیبا بیانش کردی.

  3. Lady Heisenberg :گفت

    بعضی ها ولی زیر همین درد می میرن………….

  4. مهسا :گفت

    واقعیت رو قشنگ بیانش کردی.دوست داشتم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s