وقتی همه رفته بودند…

همان چند ساعت کافی بود تا من را چند سال پیر کند. خواستم بخوابم اما نتوانستم. آشوب بودم. به مبل پناه بردم. پنجره ی بزرگی که از زمین به سقف کشیده شده بود سرتاسر آسمان را قاب کرده بود. یادم می آید که تا خود صبح زل زده بودم به همین آسمان. فکرم پر از هیچ بود. روشن که شد باران گرفت. آسمان آنقدر پر از ابر بود که سفید سفید شده بود. باز هم خیره ماندم. حتی نمی دانستم ساعت چند است. فقط صدای تیک تیک ساعت دیواری را می شنیدم.

تصمیم گرفتم آنقدر در خانه راه بروم که همه ی افکار هیچ به خواب روند. راه رفتم. به همه ی اتاق ها سرک کشیدم. هر بار از پنجره ای به باران و زمین خیس خیره شدم.

یکبار همین طور که از این اتاق به آن اتاق می چرخیدم عکسم را درون آینه ی دیواری دیدم. نگذاشتم نگاهم بیشتر از ثانیه ای به طول کشد. بیشتر نمی خواستم خودم را ببینم. نمی خواستم عکسی از آدمی مجروح و ناتوان با زخمهایی که رویش نمک ریخته شده بود را در حافظه ام ثبت کنم. هرچند گاهی دقیقا همین ثانیه ها هستند که ثبت می شوند و آدم تصویر وجود ناتوان خودش را یادش نمی رود.

بعد از مدتی دیگر چیز جدیدی برای کشف وجود نداشت.

و من…

در قتلگاه خودم منتظر آمدن صبح بودم…

Advertisements
این نوشته در قاب هایی از زندگی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

6 پاسخ برای وقتی همه رفته بودند…

  1. پیمان :گفت

    یکی از همون شبها

      • پیمان :گفت

        شبهایی که خواب نیست فقط تویی. کلافه. خسته. آخرش دست از تلاش بر میداری و میذاری هر طور که روست داره باهات رفتار کنه.
        نمی دونم من از این دست شبها زیاد دارم تجربه من این طوریه. بی صدا و بی حرکت. دیگه تو اون شبها هیچ تقلایی نمی کنم.

  2. حالت خوب نیست اینروزها٫ درست مثل من

    • goldeneverstand :گفت

      نه بابا! من طوریم نیست. من ماکزیمم یه نصف روز ناراحت بودم.
      من می دونم تو چته. تو ناراحتی اون گربه ی حامله رو از خونت انداختی بیرون دادی یکی دیگه! حالا هم عیب نداره. یک شیشه کمپوت و یه پاکت شیر بگیر دستت برو عیادت خودش و نوزادش. خدا می بخشه ان شالله گربه اش هم ببخشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s