درد و زخم و نمک

من خودم را گاهی دست زیاد می گیرم. فکر می کنم می توانم تحمل کنم. ولی در نهایت می برم.

با آتوسا که توی سونا دراز کشیده بودیم برایم از مادرش گفت که مغزش تومور داشت و مرد. قبل ترش داشت از زندگی سخت مادرش می گفت.. من زار می زدم. به نظرم این ناعادلانه بود که مادرش همیشه سختی کشیده باشد از شوهر از خانواده از بچه.. و بعد یکهو یک تومور در سرش پیدا شود و بمیرد و حتی نداند آتوسا الان اینجاست دکترایش را گرفته ازدواج کرده کار می کند.

آتوسا اول با من شروع کرد به گریه کردن. بعد شروع کرد به خندیدن. نمی توانست باور کند که دست از گریه برنمی دارم. بعد سعی کرد من را آرام کند ولی نتوانست. به زور من را از سونا کشید بیرون و شلنگ آب یخ را گرفت رویم. من خسته بودم. من می توانستم به اندازه ی تا آخر دنیا بنشینم آنجا و همان طور که صورتم از آب استخر خیس بود زار بزنم و کسی هم نفهمد.

قبل ترش که توی لوله های دراز  استخر از بالای بالا داشتیم لیز می خوردیم و پایین می آمدیم به بهانه ی این که می ترسم تا می توانستم جیغ زدم. جیغ زدم و جیغ زدم. توی این لوله ها تنها جایی بود که کسی نمی فهمید داری جیغ می زنی. کسی هم اهمیت نمی داد.

فکر کردم جیغ بزنم خالی می شوم. بعد فکر کردم گریه که کنم خالی می شوم. بعد فکر کردم حرف که بزنم خالی می شوم. اما هیچ کدام خوبم نکردم. هیچ کدام من را خالی نکرد.

Advertisements
این نوشته در درباره ی کشورهای دیگر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

10 پاسخ برای درد و زخم و نمک

  1. صاب مرده :گفت

    بنویس…بنویس، شاید خالی شدی…

  2. Allen G :گفت

    گفتنش سخته اما هیچ کس نمی‌دونه که چه سرنوشتی برای آدم‌ها بهتره، امیدوارم مادرش لااقل اگه دنیای بعد از مرگی وجود داشته باشه، اونجا در راحتی‌ و آرامش باشه.

  3. وارونه :گفت

    کلا که آدم خالی نمیشه.. متاسفانه .. من میگم تو که همه چیز رو امتحان کردی .. ترکیبشون رو هم امتحان کن .. حرف بزن و گریه کن .. بنویس و گریه کن.. حرف بزن و جیغ بکش وسطاش .. و سایر ترکیب های دوتایی و سه تایی با در نظر گرفتن ترتیب!
    ولی جدا میگم: مواظب خودش باش 🙂

    • goldeneverstand :گفت

      اولش به نظر میاد خالی نمی شه…
      اما من معمولا ایگنور می کنم. یعنی وقتی یه اتفاقی افتاد که من دوستش ندارم می برمش یه جایی خیلی خیلی پشت ذهنم و اونجاهاییش رو که نمی خوام نمی ذارم یادم بیاد. در نتیجه نهایت زاری کردنم یک روز طول می کشه…
      به نظر من اون فرایند جیغ زدن و گریه کردن و حرف زدن و ونوشتن کمک می کنه در طول زمانی که اون اتقاق داره می ره جایی که دیگه دیده نشه من از پا نیفتم.
      یعنی فشارش من رو نکشه تا زمانی که مخفیش کنم.

      • وارونه :گفت

        من الان دارم بعد از مدت ها بعد از قایم کردنه حرف میزنم!
        من خیلی شیک حتی گریه هم نمیکنم .. همون جا در جا ایگنور میکنم…اما اما اما .. امان از روزی که درآد از مخفیگاهش و تو آماده نباشی برای اینکه دوباره بفرستیش پایین ..
        برای همین میگم خالی نمیشه … یعنی با این شیوه هایی که من رفتم نشده 😦 ولی واقعا هم نمی دونم چی کار میشه کرد! یه چیزایی قابل پذیرش نیست ..

      • goldeneverstand :گفت

        آره می دونم… از بین نمی ره هیچ وقت. همیشه هست. برای همین هم اولش نوشته ام اول فکر می کنم تحملم خیلی بالاست ولی بعد یکهو دیگه نمی تونم…

      • وارونه :گفت

        :)مواظب خودش باش پس

      • goldeneverstand :گفت

        راست می گی. مرسی. مواظبم.

  4. zozo :گفت

    چه تجربه های مشترکی…

  5. Fokomul :گفت

    »از بین نمی ره هیچ وقت. همیشه هست.»
    خالی هم نمی‌شه. با این چیزا اقلن نمی‌شه. من که هر چی امتحان کردم نشد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s