از آنچه نمی دانیم: در مذمت خودفروشان

متن قبلی در ستایش خودفروشان بود. در ستایش زنانی که با مردانی با ویژگی های خاص رفتاری خاص دارند. مردانی که احساس و عشق را نمی ستایند و تنها به دنبال جسم حرکت می کنند. جسمی که به هر کسی تعلق داشته باشد تفاوت خاصی نهایتا نمی کند. این مردان زنان را می شکنند. اینجاست که رابطه ای که یک طرفه با عشق شروع شده اگر ادامه پیدا کند به رابطه ای با نفرت از سوی یک طرف (زن) و با بی تفاوتی از طرف دیگر (مرد) ادامه می یابد.

اما این متن در مذمت خودفروشان است. زنانی که مردان را می شکنند و از آن ها هیولا می سازند.

امروز لیلا به طور خاص به دختران و زنانی اشاره کرد که در باطن خودفروشند اما مثل بقیه ی خودفروش ها کنار خیابان یا توی ویترین نیستند. دختران و زنان (همسران) ای که در ازای سکس با دوست پسر یا همسرشان از او طلا و رستوران و .. طلب می کنند. زنانی که بابت همخوابگی پول می خواهند اما به شیوه ای مدرن تر!

لیلا به دختری اشاره میکرد که در ایران زندگی می کرده و یکی از مضرات روابط در خارج از کشور را این می دانسته که پسر مدام برای دختر خرج نمی کند. می گفته من می توانم در ایران راحت در خانه بنشینم و کار نکنم ولی آنجا زن و مرد پا به پای هم کار می کنند.

من این را یک نوع مشکل فرهنگی می دانم. زن باید بیاموزد که بدنش ارزش دارد. که وجودش با ارزش است. زن باید خودش را قبول کند همان طور که هست. وقتی به این جایگاه رسید دیگر بابت بودنش با کسی احساس نمی کند لطفی به او کرده. او یک جنس نیست که پسری بخواهد برای بودن با او پولی بپردازد. اگر زن خودش و جنسیت اش را دوست داشته باشد فکر می کند یک مرد هم او را همان اندازه دوست دارد و همان اندازه برای او و جنسیت اش احترام قایل است. پس نیازی به پرداختن پول نیست.

یادم می آید که یکی دو هفته پیش با دوستی قدیمی در ایران چت می کردم. بعد از چند سال بیخبری. گفت خواستگاری دارد و مدام برای خواستگارش از خواستگارهای قبلی می گوید. گفت با این کار می خواهد به پسر نشان دهد که خیلی های دیگر او را قبلا می خواسته اند.

گفتم تو داری مثل یک مغازه دار برای کالای توی مغازه ات تبلیغ می کنی. می گویی بله این جنس مشتری زیاد داشته. ولی خب چون نهایتا این جنس هنوز روی دست مغازه دار مانده معنیش این است که یا جنس ایرادی داشته که مشتری ها فهمیده اند و از مغازه بیرون رفته اند یا مشتری ها ایرادی داشته اند که تو حاضر نشده ای جنست را به آن ها بفروشی.

گفتم این که تو برای خودت تبلیغ می کنی همین است معنایش. تو به خودت به چشم کالایی نگاه می کنی که نیاز به تبلیغ دارد. برای اثبات خوب بودن کالایت مشتری های قبلی را به رخ مشتری جدید می کشی!

شاید خیلی از ما در ایران به این قضیه نگاه این چنینی نداشته ایم. هرگز برایم قابل درک نبوده اند دخترانی که از خواستگارانی می گویند که پاشنه ی در را از پا در آورده اند. خب؟ که چه؟ چرا دروغ؟ اگر راست باز هم چرا گفتن؟

این چیزی است که نیاز به آموزش دارد. این که اگر او یک بار خرج کرد بار بعد من می کنم. اگر او مهمان کرد حداقل من هم یکبار مهمان می کنم تا نشان دهم متوجه این محبت او هستم.

این که مساوی هستیم همه جا باید باشد. نمی شود که بخواهیم مساوی باشیم در بعضی جاها و در بقیه ی جاها نه.

اگر به دخترهای ما آموزشهای اولیه داده شود و آن ها درک درستی از جنسیت شان پیدا کنند ما شاهد این مشکلات نخواهیم بود. اما متاسفانه خیلی از دخترها خودشان هم به چشم کالا به خودشان نگاه می کنند بدون اینکه آگاه باشند.

Advertisements
این نوشته در ایران, از آنچه نمی دانیم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

9 پاسخ برای از آنچه نمی دانیم: در مذمت خودفروشان

  1. Allen G :گفت

    موافقم. تازه امشب پست خانوم سین رو هم خوندم و الان اینقدر شاکی ام که دلم میخواد همه کامنت های پست قبلیم رو هم پس بگیرم.

  2. سورمه :گفت

    یه کامنت پر از آه و ناله برات نوشته بودم ترجیح دادم پاکش کنم
    نتیجه اش اینکه اینا خوشبخت ترن تو ایران، حرص نمی خورن وقتی استخدامی های زن ها نزدیک به صفر می شه یا وقتی زن ها از رشته های داشنگاه حذف می شن یا وقتی حق طلاق بهشون نمی دن. بذار خوش باشن.

  3. مروارید :گفت

    با این نوع طرز فکر اگر بر نگردی ایران آینده ات رو روشن می بینم . یعنی اون چیزی که دلت می خواد رو به دست می یاری .
    منظورم اونیه که اینجا نوشتی :
    https://goldeneverstand.wordpress.com/2013/08/28/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF/

  4. در بحث « تن فروشی به عنوان یک شغل رسمی» می توان بخوبی «پاشنه آشیل و پرورزیون» یا انحراف جنسی نهفته در تفکر مدرن و «در نگاهش به تن و بالاجبار به زن را» دید. اینکه اینکار را تنها بخاطر ثمرات اقتصادی، مالیاتی این «صنعت بزرگ» نمی کنند، یا فقط برای جلوگیری از خشونت به زنان تن فروش و پنهان، بلکه اینجا عمق معضل نگاه مدرن به «جسم» دیده می شود. اینکه نگاه مدرن و علم مدرن عمدتا خیال می کند که «ما جسمی داریم» که حال می توانیم موقتا او را چون کالایی بفروشیم، یا به تناوب اینجا و آنجایش را جراحی زیبایی یا غیره بکنیم و تغییرش بدهیم و با کمک تغییر ژنتیکی خطاها و کمبودهای این جسم را تغییر دهیم بدون انکه جسم واکنشی نشان بدهد. خطای شناختی این دیدگاه این است که نمی بینید که جسم صاحب اخلاق و خرد است. اینکه اینجا میان ما و جسم یک پیوند متقابل و یا دیفرانسی وجود دارد. اینکه ما «جسم هستیم و به اینخاطر می توانیم جسم داشته باشیم». ما جسم هستیم و به این خاطر می توانیم به بدنهای نو تحول یابیم و بدنهای نو داشته باشیم. پیوندی متقابل که بناچار با خویش بهایش را به همراه دارد وقتی به این جسم و اخلاقش خیانت بکنیم. زیرا این تحول به بدنهای نو بدون توجه به اخلاق جسم و خواست جسم ناممکن است و یا بهایش وحشتناک است. ازینرو نمی توان قبول کرد که زنی و تنی زنانه حاضر باشد با هر مشتری بخوابد و آنهم سی تا چهل بار در روز. (در نمونه تن فروش مردانه که خودبخود نمی شود و حداکثر با قرص دو یا سه بار است). ازینرو در بحث تن فروشی به عنوان شغلی رسمی در نهایت یک پرورزیون عمومی نگاه مدرن و ستم جنسی به زن و به زعم ستم به زنهای از کشورهای فقیر ( در المان اکثرا از رومانی و بلغارستان و غیره می ایند) نهفته است. اما همه اینکارها نه فقط تنها برای ثمرات اقتصادی یا کامجویانه و مردانه آن صورت می گیرد بلکه برای اجرای این فانتسم پرورز و تمتع « که من جسمی دارم که می توانم هر کاری باهاش بکنم» تا آنموقع که پرده برافتد و پشت پرده ی این صنعت و این نگاه و خشم جسم یا تن ها و تلاش برای بیحس کردن او با انواع مواد مخدر و غیره خویش را نمایان سازد. زیرا ما «جسم هستیم تا بتوانم جسم داشته باشیم». زیرا وقتی اخلاق جسم و تمنایت را بپذیری و اینکه این جسم در چهارچوب زبان و یک جسم نمادین است، آنگاه می توانی به بدنهای نو و امکانات نو تحول یابی و همزمان مرزت را بدانی و به خویش خیانت نکنی،به جسمت خیانت نکنی که همان توست. / داریوش برادری روانشناس

  5. Crow Lady :گفت

    می دونی چیه؟
    من قبول دارم که نباید زن ها اینجوری فکر کنن.حتی گاهی گفتم که ازدواج تن فروشی مادام العمره.
    اما در نظر بگیر شرایطی رو که ما باید با اجازه ی پدر ازدواج کنیم،با جهیزیه ی 40میلیونی،و مهریه ای که کلی سرش بحث میشه،و قوانینی که همه به نفع مرده،و هنوز بیشتر ازدواج ها در جامعه ی ما سنتی انجام میشه.حتی بین قشر تحصیل کرده.
    دختر از این هزینه ها به عنوان یه سلاح استفاده می کنه.در واقع دختر مجبوره ناز کنه.دختر ناچاره هزینه داشته باشه.برای اینکه متاسفانه جایگاهش محکم تر میشه.
    وقتی ما به اونجایی رسیدیم که تونستیم بدون اجازه ی پدر از خونه بیرون بریم.رانندگی کنیم و اگه تصادف کردیم فقط چون زنیم مسخره نشیم،کار کنیم و در آمد مساوی با همکارِ همتای مردمون داشته باشیم،اونوقت به آموزش این مسائل می رسیم.

    توضیح اینکه من شخصا سعی می کنم برای کسی هزینه ای نداشته باشم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s