سفرنامه ی پاریس روز دوم قسمت اول

سفرنامه ی پاریس قسمت صفر

سفرنامه ی پاریس روز اول قسمت اول

سفرنامه ی پاریس روز اول فسمت دوم

سفرنامه ی پاریس روز دوم قسمت اول

امروز را با موزه ی لوور شروع کردیم. طبق معمول غر می‌زدم که باید صبح زودتر بیدار می‌شدیم که در صف موزه نمانیم که بیشتر ببینیم که ال شود که بل شود. قبل تر کلی در اینترنت گشته بودیم که وقتی به لوور می‌رویم از کدام درش وارد شویم که توی صف نمانیم چون خوانده بودم صف ها خیلی طولانی اند. مثلا به عکس زیر که در اینترنت دیده بودم توجه کنید:

صف طولانی ورود به موزه ی لوور

صف طولانی ورود به موزه ی لوور

وقتی از ایستگاه پیاده شدیم دیدیم همه به نوعی دارند به سمت دروازه ی ورودی موزه می دوند! گویی همه همان نگرانی‌های من را داشتند. در این جا یکی از دروازه هایی که به حیاط اصلی موزه باز می شود را می بینید.

 P1030284

بعد از عبور از این دروازه به حیاط موزه و به هرم شیشه ای که همیشه در کارت پستال ها آن را می‌بینید رسیدیم.

P1030287

هرم ورودی موزه (عکس از اینترنت)

هرم ورودی موزه (عکس از اینترنت)

ورودی اصلی موزه ی لوور همین هرم است که بازدیدکنندگان بعد از ورود به هرم با پله‌هایی به طبقه ی زیرین می روند. موزه ی لوور از چندین ساختمان بسیار بزرگ تشکیل شده که در ضلع غربی و شمالی و جنوی آن محوطه ساخته شده بودند. تمام این ساختمان‌ها از همین راه زیر زمینی که ورودی اش در هرم بود به هم وصل می‌شدند. البته موزه درهای دیگری هم داشت ولی این ورودی اصلی بود. از آن صف طولانی ای که در اینترنت بارها در مورد خوانده بودم خبری نبود و در طبقه ی بایین هم ۱۰ گیشه ی فروش بلیت بود و به سرعت بلیطمان به مبلغ ۱۱ یورو را خریدیم. تخفیف برای دانشجو ها وجود داشت اما به نظر می‌آید در باریس کسی دانشجوی بالای ۲۶ سال را آدم حساب نمی‌کند در نتیجه تخفیف شامل حال بنده نشد.

در عکس زیر طبقه ی زیرین و پله هایی که به همکف (حیاط موزه) می رسند را می بینید.

طبقه ی زیرین موزه و پله هایی که به همکف و حیاط موزه می روند

طبقه ی زیرین موزه و پله هایی که به همکف و حیاط موزه می روند (عکس از اینترنت)

P1030399

از همان ابتدای ورود حجم عظیمی از تابلوهای راهنما وجود دارد که به شما می‌گوید خانوم مونالیزا کجا هست. ما هم طبق معمول سعی کردیم مطابق با جو محیط پیش برویم و تابلو ها را دنبال کردیم. به واقع تعداد تابلوهای نشان دهنده ی محل خانوم مونالیزا شاید بیشتر از تعداد تابلوهای محل دستشویی باشند! ما سالن های زیادی را پشت سر گذاشتیم که پر از نقاشی هایی از عیسی و مادرش بودند. شما وقتی شروع به سفر به شهر های مختلف دنیا می‌کنید و در همین حین به موزه های آن‌ها هم سری می‌زنید شاید در ابتدا از دیدن تصویر مسیح به صلیب کشیده یا مادرش که او را در قالب نوزادی در آغوش کشیده هیجان‌زده شوید و دقیق شوید و تعمق کنید. اما بعد از مدتی وقتی هیجان تان خوابید دیگر حالتان رسما بد می‌شود از دیدن این همه نقاشی تکراری! من حتی یادم هست که یک بار در مسکو به یک موزه ای رفتم که طبقه ی اولش نقاشی های این سبک را داشت و طبقه ی دومش سبک مدرن بود. اول خواستم صبوری کنم و تک تک نقاشی ها را که همگی عیسی و مادرش را در یک پوزیشن ثابت نشان می‌دادند با دقت نگاه کنم اما بعد از مدتی صبرم به آنجایم رسید و به طبقه ی دوم گریختم.

به واقع اگر نگاه کنید شاید مسیحی‌ها از مسلمان‌ها هم خرافی تر باشند. انصاف هم که داشته باشیم بنده به شخصه تصویر یا مجسمه‌ای از پیامبر با امامان دیگر ندیده ام. شاید هم مسلمان‌ها حوصله ی نقاشی کردن و مجسمه ساختن ندارند.

در مقابل مسیحیت را در نظر بگیرید که در کلیسایشان مجسمه ی بزرگی از مسیح را به صلیب می‌کشند و سرتاسر کلیسا را با مجسمه های قدیسان (قدیسان چیزی مثل امامان در اسلام هستند) پر می‌کنند و از طرفی تمام موزه هایشان در سراسر دنیا لبریز است از مجسمه ها و نقاشی هایی از مسیح که به صلیب کشیده شده یا مادرش مریم که او را در آغوش کشیده! علت اینکه مسلمان‌ها در امر تصویر سازی بسیار عقب تر هستند نمی‌تواند این باشد که مسلمان‌ها ذوق هنری ندارند چرا که مسجد ها به واقع از نظر هنر نقاشی و دکوراسیون در نوع خود جالب هستند.

در میانه ی راه آقایی را دیدیم که تابلوی برزگی کشیده بود که کپی یکی از تابلوهای موزه بود و به نظر می‌آمد تابلویش را برای تکمیل آورده و در کنار تابلوی اصلی قرار داده بود. هرچند که کپی کردن امر بسیار متداولی است اما انگیزه و هدف این کار برای من قابل درک نیست. هنر یعنی خلق چیزی نو که بتواند احساسی در شما برانگیزد. ساخت (و نه خلق) مجدد چیزی که وجود دارد تقلایی بیش نیست برای بنهان کردن ناتوانی در «خلق کردن».

 P1030307_1

بعد از اینکه به سرعت از رویروی این همه مسیح به صلیب کشیده شده رد شدیم بالاخره به خانم مونالیزا رسیدیم. جمعیت عظیمی روبروی این تابلو جمع شده بودند و من فکر می‌کنم که آیا آن‌ها هم فکر می‌کنند که خب حالا چه چیزی را باید بعد از دیدن این تابلو با خود به سوغات ببرند. این تابلو به واقع چه حسی را در شما بر می انگیزد و چه تغییری در شما به وجود می‌آورد و چه افکاری را به ذهن می آورد؟

خیل عظیم مشتاقان دیدن خانوم مونالیزا (عکس از اینترنت)

خیل عظیم مشتاقان دیدن خانوم مونالیزا (عکس از اینترنت)

به واقع ما بعد از دیدن مجدداً خانم مونالیزا به این نتیجه رسیدیم که تبلیغ یکی از دلایل مهم شهرت این تابلو است! شکی نیست که هنرمندانی وجود دارند که تنها به دلیل نداشتن connection هرگز کارهایشان مطرح نمی شوند. داشتن connection و تبلیغات دو عامل بسیار مهم در جذب مخاطب و تغییر سلیقه ی افراد است. ممکن است کسی واقعاً هم خوب نباشد اما تبلیغ زیاد و داشتن افرادی که به رسانه‌های تبلیغی و مغزشویی دسترسی دارند می‌تواند باعث ریختن پولی عظیم به جیب این فرد شود.

به هر حال ما به خانم مونالیزا بسیار نظر انداختیم ولی دستگیرمان نشد که آن‌ها در این خشت خام چه می بینند. در مورد خود لئوناردو داوینچی، نقاش این تابلو، در چند روز آینده خواهم نوشت.

یکی از چیزهای بسیار جالبی که در موزه ی لوور می‌بینید جوانانی هستند که به نظر می‌آید دانشجو هستند. آن‌ها روی زمین نشسته بودند و کسی که به نظر می‌آمد مدرس شان است برایشان با هیجان توضیح می‌داد و آن‌ها همگی به سرعت حرف‌های مدرس را یادداشت می کردند. ما بارها گروه‌های این چنینی را دیدیم و از این همه جدیت دانشجویان لذت بردیم.

P1030320_1

این هم خانم سنت مری که من از موهای بلندش و هیکل قشنگش خوشم آمد!

مجسمه ی Saint Marie در موزه ی لوور

مجسمه ی Saint Marie در موزه ی لوور

مجسمه ی Saint Marie در موزه ی لوور

مجسمه ی Saint Marie در موزه ی لوورذ

این هم تابلوی ممنوعیت ها که با الهام از سبک نقاشی های به نمایش در آمده در موزه طراحی شده اند. تابلوی اول در مورد عدم استفاده از «فلاش» در هنگام عکس برداری است. تابلوی دوم Do not touch بود یعنی آثار را لمس نکنید. و تابلو ی سوم speak softly بود یعنی به آرامی سخن بگویید.

P1030330_1

این هم تعدادی عکس از فضای داخلی موزه

P1030295_1

P1030297_1

P1030298_1P1030303_1P1030326_1P1030327_1

من به یاد دارم در مسکو به موزه ی تاریخ رفتیم و من گرچه از دیدن آن همه آثار باستانی بسیار کسل شده بودم اما از دیدن معماری خود موزه و رنگ‌آمیزی سقف و ستون‌ها بسیار شگفت زده شده بودم. در مورد لوور هم همین صادق بود. این هم چند عکس از موزه ی تاریخ در مسکو. امیدوارم این حس لذت من به شما هم منتقل شود.

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

فضای داخلی موزه ی تاریخ مسکو

این هم از موزه ی تاریخ مسکو.

برگردیمم به موزه ی لوور و مجسمه ی خانومی باستانی که به دلایل نامعلوم سینه هایش را در دستش گرفته و آنتن های ما را روشن کرد!

 P1030331_1

ادامه دارد…

Advertisements
این نوشته در سفرنامه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

6 پاسخ برای سفرنامه ی پاریس روز دوم قسمت اول

  1. صاب مرده :گفت

    خوب حتما داره شیرش رو می دوشه شیربرنجی چیزی درست کنه!

  2. بازتاب: سفرنامه ی پاریس روز دوم قسمت دوم | Goldene Verstand

  3. سورمه :گفت

    عکس ها خیلی خوبن. مرسی واقعن که ما رو شریک می کنی تو لذت این سفرها

    درباره ی مسلمون ها هم به نظرم تو مجسمه سازی مثل مسیحی ها نیستن چون تا اونجا که می دونم از نظرشون مجسمه سازی شبیه خلق آدم و دخالت در کار خداست ولی در نگارگری و تصویرگری از دیوارهای چهلستون می شه فهمید که اینکاره بودن 🙂

  4. میترا :گفت

    مرسی از لطفی که کردی وما رو توشیرینی سفر به پاریس ودیدن موزه لوور که همه دوان دوان میرن تا ببینن آن موزه رو شریک کردی. منظورتون از موزه مسکو همون ارمیتاژه؟ خیلی معماری زیبائی داره وهمینطور موزه لوور.از این مجسمه ها که زنی سینه اش رو در دستش گرفته در موزه تبریز هم زیاد دیدم» البته تو موزه ایران باستان در تهران هم هست ولی اونو سانسور کردن وبه معرض نمایش نگذاشتن !» ولی در موزه تبریز توضیح داده شده که اونها مربوط به حدودا 6 یا 7 هزار سال پیش درایران ومنطقه فلات ایران بوده اند .آن زمانی که جنس زن ارج واحترامی داشته در حد خدا ونماد زایش و آفرینش بوده . مجسمه سازی در ایران قبل از اسلام بوده نمونه اش پیکره های شاهان وخدا های مونث ( آنو-آناهیتا – میترا ) بوده ولی در اسلام مجسمه ونقاشی منسوخ شده چون گفتند یک نوع بت تراشیه ونقاشی از صورت ائمه هم مکروهه . به علت اینکه جنبه روحانیت بیشتری به اونها داده بشه.

  5. زنده باشی که روز جمعه ای باهات خندیدم و سفر رفتم شاد باشی و سلامت
    خیلی عالی بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s