ماهی که هر سال می آید و می رود…

می گفتند هدف درک فقیر هاست. اما از عمل کردن برای برداشتن مانعی از سر راه کسی سخنی به میان نمی آمد.  شعار این ماه این بود که بگویی «می فهممت. اما شرمنده این زندگی توست! به من ریطی ندارد! من صبر می کنم غروب شود تا دوباره بتوانم سفره ای بگسترانم.»

کسی دست کسی را نمی گرفت. در عوض خودخواهی به نهایت می رسید مبادا آزاری به این بدن برسد. هر کس آنقدر نگران خودش بود که چند برابر آنچه در طول روز می خورد را قبل از طلوع و بعد از غروب در شکم می ریخت. در این میان برای فقیر ها قصه همان بود: سفره ای که خالی بود در این ماه هم پر نمی شد. قیمت ها به این ماه که می رسید بالاتر می رفت. انگار که قرار بود در این ماه نیاز مردم به غذا بیشتر از پیش شود و مردم به هرچیزی که بیشتر نیاز داشته باشند قیمتش بالاتر می رود. تلویزیون پر می شد از این که چقدر قبل از طلوع و چقدر بعد از غروب پر خوری کنیم مبادا گرسنه شویم. ساعت کار ادارات از ۸ تا ۴ تبدیل به ۹ تا ۲ می شد مبادا کسی بیشتر کار کند. هرچند فقیرها که در تمام ماههای سال نانی در بساط نداشتند به اندازه ی سیرها شاید هم بیشتر کار می کردند. مثل رفتگری که نیمه شب صدای جارویش کوچه را پر می کرد برای اندک پولی که در کف دستش گذاشته خواهد شد.

سفره ها رنگارنگ تر می شد. به جای آنکه نانی که در سفره بود را با آن که سفره اش خالی ست قسمت کنند نگران بودند که روزی گذراندهاند بی نان. می خوردند حتی اگر بدن نمی طلبید. دل درد ناشی از کم خوری و پرخوری بعد از آن درازشان می کرد روبروی تلویزیون تا در خلا فرو روند.

می گفتند در این ماه به مهمانی میرویم. هرچند مهمانان این ماه گوناگون پذیرایی می شدند. آن ها که پولی در بساط داشتند مهمان سفره های رنگارنگ تری بودند. سفره ی مهمانی برای آن که نداشت همچنان خالی بود.

Advertisements
این نوشته در از آنچه نمی دانیم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

9 پاسخ برای ماهی که هر سال می آید و می رود…

  1. sarbaz :گفت

    این یک نوع خودخواهی هست به نظرم چون کسی که روزه هست باید جلوش چیزی نخوری خب نگیره کی مجبورش کرده؟ طرف به خودش اجازه خوابیدن از صبح تا شب رو میده به خیال اینکه روزه هست ثواب میبره 😀 یه دوستی هم من دارم هر چی بهش میگم بابا مگه مجبوری آخه تو که همش خوابی میگه نه خوابیدن آدم روزه هم عبادته !!!

  2. الانم همينه چرا تو همه ى متن از فعل ماضى استفاده كردى

  3. مولود :گفت

    مشکل مسلمان های ایران همینه…..اکثرشون اخلاق رو ول کردن چسبیدن به احکام

  4. soode :گفت

    كاش غير از اين بود!

  5. محد علی :گفت

    یادمان باشد که روزه تلنگری است که کمترینش این است که بفهمیم تحمل گرسنگی یا تشنگی چه معنایی دارد…..این که بعضی ها در جامعه چطور با این قضیه برخورد میکنند دلیلی نمیشود آنرا به کل جامعه ربط دهیم مسلما عادتها و کارها غلط در ماه رمضان از جانب بعضی ها رخ میدهد اما نباید طوری مسئله را بیان کنیم که انگار بهترین راه پاک کردن صورت مسئله هست……..

    • goldeneverstand :گفت

      اگر نوشته را دوباره بخوانید می بینید که در هیچ جای آن حرفی از پاک شدن صورت مساله به میان نیامده. تمام پیام این نوشته است که دست هم را بگیریم و دردی از هم دوا کنیم. وگرنه شعار دادن را که همه خوب بلدند.
      اگر قرار است من گرسنگی بکشم که بفهمم گرسنه ها چه دردی می کشند اما در نهایت پولی برای همان گرسنه ها کنار نگذارم که خب به چه درد می خورد؟ که چه بشود؟ این یعنی من در پایان روز که پای سفره ی افطار نشسته ام همان آدم طماع خسیس هستم که نیمی از نانی که در سفره داشت را به آنکه سفره اش خالی بود نداد.
      کار خوب یعنی کمک کردن. عبادت یعنی مهربانی کردن. اگر شما تمام وجودتان و فکرتان بشود برداشتن مانعی از سر راه کسی آن زمان در حال عبادتید.

  6. محد علی :گفت

    در مورد این حرف که گفتین خواب روزه دار عبادت است اول باید ببینید چه تعریفی از روزه دار دارین…….روزه دار صرفا آن کسی نیست که گرسنگی و تشنگی را تحمل میکنه بلکه کسی است که تمام اعضای بدنش روزه است … خواب آن روزه دار عبادت است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s