رویای نیمه شب تابستان…

بحث‌های سیاسی خوب نیست. دور هم نشسته ایم با دوستانی که دوستشان دارم. این روز‌ها سر خوشم از بودنشان و از همدلی شان. آنقدر سر خوش که امروز صبح به همگی‌ شان ایمیل زدم مرسی‌ که اینقدر دیشب به همه مان خوش گذشت.

هندوانه خریده ایم و خورشتِ بادمجان دورِ هم درست کرده ایم و گل گفت ایم و شنیده ایم. یک باره نمیدانم چه میشود حرف سیاسی میشود.

من سکوت می‌کنم وقتی‌ اعتماد نداشته باشم. اما این جمع را دوستشان دارم. و این یعنی حرف میزنم. فلانی مخالف است و او  چیزی میگوید و من نظرم چیز دیگریست. نکته این نیست که بخواهم نظر کسی‌ را عوض کنم. کلا مشکل این است که این حرف‌ها ارزشش را ندارند. عرفان میگوید ۱ دقیقه بیشتر فرصت ندارید که صحبت را تمام کنید و من سکوت می‌کنم چون میفهمم در چه دامی افتادم که بحث سیاسی پیش کشیده و ممکن است  طرف مقابلم حتا ذره یی دلگیر شود به خاطر اختلاف نظر در مورد ماجرایی که هیچ کداممان نمی‌‌دانیم به واقع پشتِ پرده چه گذشته است. پشت پرده یی  که من از آن‌ با عنوانِ اتاق فکری شامل افرادی نخبه یاد می‌کنم و او جور دیگری می‌بیند ماجرا را.

ممکن است طرف مقابلم حتا ذره یی دلگیر شود چون آدم است و آدم دلگیر میشود. آدم‌ها کلا دوست دارند تأیید شوند تا اینکه نظر مخالف بشنوند. و چه حیف که این نظر مخالف در زمینهِ سیاسی باشد، وقتی‌ در انتها همگی‌ در مبانیِ قضیه توافق نظر داریم. میگذارم طرفم حرفش را بزند تا یک دقیقه تمام میشود و هیچ کس دیگر بحث را ادامه نمیدهد.  می‌‌رویم بالکن و بساط قلیان را به پا می‌کنیم.  تنها که می‌شویم به عرفان میگویم مرسی‌ که به بحث خاتمه دادی.

و قول میدهم به خودم که دیگر بحث سیاسی نکنم.

Advertisements
این نوشته در اشتباهات رایج ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

8 پاسخ برای رویای نیمه شب تابستان…

  1. soode :گفت

    گاهي جمع هاي دوستانه و حرف هاي سرخوشانه مان اينقدر با ارزش اند كه ادم حيفش مي آيد با سياست و يا هر چيز ديگري كه دوستي دلگير شود آن را مخدوش كند. زنده باد لين جمع هاي خوش و سرشار.

  2. pd :گفت

    اصولاّ بحث سیاسی که می شه کسی به حرف طرف مقابل گوش نمی کنه، بیشتر تبدیل به مکانی می شه که چند نفر می خوان به زور عقاید همدیگه رو به هم تحمیل کنن. اگر هم با هم موافق باشن ته اش به چند تا فحش به این و اون ختم می شه.

    این که منم دوست ندارم بر اساس تجربه هایی که داشتم.

    • goldeneverstand :گفت

      دقیقا همینه که گفتی. هیچ کس از حرفش پایین نمیاد چون به نظرش پایین اومدن یعنی کم آوردن یا شک کردن به حرفی که چند دقیقه پیش زده! حتی موافق بودن هم به قول تو اثری نداره. نهایت فحش می دن و تموم می شه. و در دو حالت چیزی جز اعصاب خردی نمی مونه.

  3. گلبرگ :گفت

    دو تا بحث توی دورهمی های دوستانه مخربه یکی بحث سیاسی یکی هم مذهبی 😐

  4. ضد جنگ :گفت

    من خودم بعضی وقتها تو بحث ها خیلی جو گیر میشم و دادو بیداد راه می اندازم ولی بعد از اینکه شروع میکنیم به قلیون کشیدن یا پوکر بازی کردن خشونت های جدال و درگیری که داشتیم یادمون میره . کل معنی بحث هم همینه که با همه تفاوت ها باز هم دوستت رو بپذیری اگر غیر این بود که بلا نسبت جمع با حیون چه فرقی داشتیم؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s