Vorbei ist Vorbei… How I helped myself

اگر نقاشی نبود از غصه ی نداشتن ات تا به حال صد بار مرده بودم…

قصه

قصه

گرچه خاکی ندارم، همچنان می رویم و پرواز می کنم…

Advertisements
این نوشته در My paintings, در ستایش صبوری و عشق ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

10 پاسخ برای Vorbei ist Vorbei… How I helped myself

  1. هـ :گفت

    جالب بود 🙂
    پس تا نقاشی بعد 😉

  2. امیر :گفت

    مثل همیشه قشنگن

  3. جوجه تیغی :گفت

    چه‌قدر جالبن اینا:)

  4. شاه بلوط :گفت

    من زیاد از سبکها سر در نمیارم…ولی همیشه به اونائی که میتونن نقاشی کنن حسودیم میشده
    به نظرم توانائی خاصیه که بتونی حس و حالتو بکشی و قابل دیدن بشه

  5. ژینا :گفت

    چقدر قشنگن اینا خیلی دوست داشتم شما تهران زندگی می کنی؟

  6. mErsAd :گفت

    نمیشه کامنت گذاشت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s