بایگانی ماهانه: نوامبر 2012

اولین شعر من به زبان آلمانی‌!

Wach auf mein schlafendes Glück ein neue Tag steht auf der Tür wach auf… بیدار شو بخت خفتهِ من روزی نو بر در ایستاده بیدار شو   …… پگاه Advertisements

نوشته‌شده در آلمان, اشعار من | 5 دیدگاه

خودشیفتگی…

چرا اسم مهاجرت را میگذاریم فرار مغز ها؟ مگر غیر از این است که در کشورِ خودشان آینده یی نمی‌بینند و به امید زندگی‌ بهتر به کشورِ دیگری میروند؟

نوشته‌شده در اشتباهات رایج | 3 دیدگاه

new paintings.. how I see the world

نوشته‌شده در My paintings, در ستایش صبوری و عشق | 4 دیدگاه

این رنج بی انتها

من باور دارم بشر در رنج بی نهایت آفریده شده است. فیلم Schindler’s List را می بینم. چون سال گذشته به Krakaw مسافرت کرده بودم بسیاری از صحنه ها و خیابان ها برایم آشناست. سفر، تاریخ را در جلوی چشمان … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در از آنچه نمی دانیم, سفرنامه | 9 دیدگاه

اخبار آشنا

http://www.radiofarda.com/content/f8-egypt/24779855.html تاریخ در هر کشوری به نوبه ی خودش تکرار می شود. مبادا مردم یک کشور خدای نکرده یک وقت به خوشبختی و دل آرام برسند.

نوشته‌شده در ایران | دیدگاهی بنویسید

این سال های سیاه

چند سالی است، با مرگ کسانی که از آن ها فقط یک اسم می دانیم، سوگوار می شویم. چند سالی است، که با خواندن توصیف آزارهای جسمی زار زار گریه می کنیم. چند سالی است، که مادران داغدار را که … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در درباره آدم های دیگر | 5 دیدگاه

این قبر لعنتی که داره من رو خفه می‌کنه

یعنی واقعا قضیه به این صورت هست که: «می‌تونم پس می کشم» یا «صدای فریادش رو کسی‌ نمی شنوه پس می کشم»

نوشته‌شده در درباره آدم های دیگر | ۱ دیدگاه