از دشمن دشمن تر از دشمن

کسانی هستند که می گویند جنگ خوب است. که می گویند جنگ فقط باعث فلج شدن بخش به خصوصی می شود.

کسانی هستند که چشمشان را می بندند بر حقیقت خونینی به نام کشته شدن مردم. مردمی که مادر و پدر و خواهر و برادر ما هم جزئی از آن هستند.

کسانی که جنگ می خواهند، متوجه نیستند جنگ را کسانی آغاز کرده اند که هم اکنون با تحریم ما، زندگی را برای مردم، برای مادر و خواهر و دوست و همسایه ی ما، ناممکن ساخته اند. همین ها هستند که باعث شده اند قیمت ها سر به فلک بکشند. همین ها هستند که ادعا می کنند تحریم ها باعث متوقف شدن برنامه ی هسته ای ما می شوند. و در پس این جمله ی به ظاهر روشنفکرانه و صلح طلبانه بیان نمی کنند که تحریم ها باغث متوقف شدن زندگی مردم می شود تا برنامه ی هسته ای!

ایرانی هایی که بر طبل جنگ می کوبند، و به بهانه ی روشنفکری، جنگ را تنها راه ممکن می دانند، این ها از تمام هیولاهایی که زندگی ما را با اسلحه ی تحریم و بمب و جنگ نشانه رفته اند خطرناک ترند.

روز به روز به روزی که خانه هایمان با بمب های بیگانه ویران خواهد شد نزدیک تر می شویم. روزی که از اصفهان چیزی نماند. از شیراز چیزی نماند. از تبریز چیزی نماند… از عزیزانمان جز نام و یاد چیزی نماند. به روزی که ناجوانمرانه کشته شویم و از ایرانمان و از مردممان چیزی نماند نزدیک تر می شویم. و هنوز آدم هایی هستند که هیولای درونشان غرش می کند و جنگ می خواهد.

Advertisements
این نوشته در ایران ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

15 پاسخ برای از دشمن دشمن تر از دشمن

  1. mErsAd :گفت

    ولی ما از اونایی هستیم که به شیپور جنگ و به فدائیان از جان گذشته قسم میخوریم.
    بر طبل جنگ نمی‌کوبیم ، ولی روزی که تنها راه ممکن باشه ، می‌جنگیم ، به بهای ویران شدن خانه‌هایمان ،عززیزانمان ، داشته‌هایمان.

  2. ضد جنگ :گفت

    از مردمی که هنرشون جنگیدن و دریدنه انتظار صلح طلبی نداشته باش دوست عزیز

  3. mandalacircle :گفت

    احمق هایی که جنگ می خوان…

  4. Mehrdad :گفت

    این که از ایران چیزی نمونه برای من بیشتر شبیه یه رویا هست تا کابوس.می دونید… درسته که این تقسیم بندی دولت ملت و همه ی مظاهرش هیچ وقت برای من جذابیتی نداشته و کلا دیدی که مردم معمولا به کشور ها دارن رو ندارم ولی وقتی نگاه می کنم می بینم من از هیچ کشوری به اندازه ی ایران نفرت ندارم… ایران برای من خوک کثیف پیری هست که همه ی آرزو هام رو جلوی چشمم خاک کرد… با این همه بهتون حق میدم از جنگ متنفر باشید: از جنگ نفرت دارید چون هنوز چیزایی برای از دست دادن دارید… هنوز آدم هایی دارید که دوست تون دارن… هنوز کشور دارید… هنوز «خانه» دارید…

  5. تلخك :گفت

    کی باید جلوش رو بگیره؟

  6. تلخك :گفت

    کسایی که چند وقت یکبار میایی و اینجا ازشون شکایت میکنی حقیقتا هیچ نقشی در بوجود آمدن یا تشدید این وضعیت ندارند. شما هم در شناسایی منشاء خطر گویا کمی دچار خطا شده اید

    • goldeneverstand :گفت

      این منشا خطر نیست. این دامن زدن به خطر است. این حمایت از خطر است. این چشم بستن است به روی خطری که مردم ما را تهدید می کند. این زهر را دارو پنداشتن است.

      • تلخك :گفت

        خوب پس بهتر نیست حالا که توهمات این عده و چشم و گوش بسته شان را مشخص کردید چند خطی هم در مورد نظرتان در مورد منشاء این خطر قلمی کنید؟

    • meykade66 :گفت

      کاملا موافقم
      فک می کنم نویسنده عزیز دچار یه جور مغلطه ذهنی تو برخورد با این موضوع شدن . با تمام احترامی که برای قائلم باید بگم . از شواهد درست نتایج غلط می گیرن ایشون

      • goldeneverstand :گفت

        مرسی از نظرت. اگه بیشتر توضیح بدی ممنون می شم.

      • meykade66 :گفت

        توضیح بیشترش پیرو همون صحبت های قبلی هستش که قبلا چندین بار پیرامون این موضوع بحث کرده بودیم . وقتی گروهی از مردم به یه تز یا نظر جمعی پیرامون یه موضوع اجتماعی یا سیاسی یا اقتصادی و حالا هر چی می رسن جدا از این که این نظر درست یا غلطه این موضوع رو نباید بهش شخصی نگاه کرد بلکه باید از دید جامعه شناسی بهش نگاه کرد چون بحث توده ای از مردم هستش و این که چرا به این مرحله رسیدن تا این چنین فکری رو مطرح می کنن . و مسئله دقیقا همینجاست . واکنش آدما نسبت به موضوعات مختلف با توجه به تجربیات متفاوت .حالا این که شما تجربیاتی داری که خیلی از جنگ متنففری و یا خیلی ملی گرایی و اصن حالا هرچی شاید عده زیادی چنین تجربه ای رو نداشته باشن . این دلیل نمیشه که شما اون ها رو بکوبی و اصن بحث به نظر من اگه اونجا بره اشتباهه بلکه باید دید اصن چرا باید گروهی به اینجا برسن تا با جنگ و ویرانی موافق بشن چرا ؟ دیگه اینجا صحبتم صحبت مقصر و اینا نیست که قبلا بحث کردیم . اصن چرا باید کسی راضی به ویرانی سرزمینش بشه . و موضوع شخصی نیست چون تعداد این ها هم کم نیست . نمی دونم این مثال مربوطه یا بی ربطه یا اصن فک کنم مغلطه باشه اما مثه خود سوزی میمونه .اون کارگر بیکار شده ای که دست به خودسوزی می زنه حتما یه پروسه ای رو به لحاظ روحی طی کرده تا نهایتا به اونجا رسیده دیگه ؟ اصن چرا باید آدما به این چنین بن بست هایی برسن ؟

      • goldeneverstand :گفت

        من ترسم از این است که این آدم ها در حقیقت به بن بست نرسیده باشند. بلکه ژست روشن فکری گرفته اند. و در واقع چشم هاشون رو به معنای واقعی جنگ، چیزی که در عراق و افغانستان و لیبی و سوریه اتفاق می افتد، می بندند. در حالی که اتفاقی که آن جا ها می افتد آنقدر بزرگ است که قابل چشم پوشی نباشد و آنقدر وحشتناک هست که کسی نخواهد سر مردم دیگه ای بیاید.
        من اسم نگرانی و هراسم از جنگ را ملی گرایی نمی گذارم، هرچند اگه سر مردم خودم بلایی بیاید، چون آدم هایی هم که من سالها می شناخته ام لابلای همین مردم هستند، حس همزاد پنداری بیشتری می کنم و درد بیشتری حس میکنم.
        منظورم همه نیست، اما خیلی ها را می شناسم که درد اصلی مردم را فراموش کرده اند یا بهتر بگویم نمی خواهند به یاد آورند. این ها نمی دانند بستری نشدن یک مریض در بیمارستان به خاطر نداشتن پول می تواند باعث مرگ آن آدم شود، چون یا خودشان آن سر دنیا هستند، یا اگر در ایرانند لنگ پول نمی مانند. همین ها هستند که بعد از نرخ دلار، نقل و نبات حرف هایشان می شود جنگ. آدم هایی که معنای از دست دادن شغل، معنای چندین ماه حقوق نگرفتن، و معنای خیلی دردهای دیگر را نمی فهمند و می روند بالای منبر و از آن بالا از جنگ به عنوان راه حل حرف می زنند. کسی که درد کشیده باشد و زخم خورده باشد، تشنه ی زخم و درد بیشتر نیست. ولی کسی که سرش سلامت است و در جایگاه مطمئن است، شاید چشمش را ببندد: به آن چه به واقع بر سر کسانی که چند پله پایین تر او هستند می آید.

      • meykade66 :گفت

        این کامنت خیلی خوب بود . حداقل من یه نفر رو از سو تفاهم نسبت به این نوشته و نوشته های قبلیت در آورد . خب این جماعت گنده دماغی روکه تو میگی رو من کسی رو نمیشناسم که دله خوشی نسبت به اینا داشته باشه . اما باز هم اونا هم یه گروه هستن حتی اگر هم اقلیت باشن و به بن بست نرسیده باشن . باز هم فک می کنم تو این مورد هم مقصر اونا نیستن مقصر کسایی هستن که گروه ها رو به اینجا می رسنون . کسی از ویرانی و خرابی خوشش نمیاد . کسی از دیدن رنج آدما خوشش نمیاد . البته اگه این گروه رو جز نوع فرزندان آدم به حساب بیاریم
        بحث های بازار ارز و دلار و سکه هم مثه بحث های توی تاکسی میمونی صد تا یه غازهم بیشتر نیست . نباید بهش اهمیت داد. اصولا ما ایرانیا حرف بدون پشتوانه و الکی زیاد می زنیم .مثه چکامون تو بازار 😛

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s