آنکه رفت آنکه ماند

من فکر می کنم خوشی زد زیر دلم. من فکر می کنم یکهو یک روز صبح بیدار شدم و دلم برای خانه مان یا برای اصفهان تنگ شد و همه ی این ها در حالی است که این همه شهر قشتگ و این همه طبیعت بی نظیر دور و برم وجود دارد که من هنوز ندیده ام شان. من واقعا فهمیدم خوشی زده زیر دلم که می خواهم از خانه مان سوار بی آر تی شوم و توی اتوبوس له شوم تا برسم به میدان انقلاب که می دانم سیاه است و پرصدا است و شلوغ.
آدم ها خوشی می زند زیر دلشان. من دلم برای هیچ کس تنگ نشده است. مادرم مهمترین است و همین. بقیه هم دلشان برای من تنگ نشده است. اگر برگردم البته شاید احترام بیشتری بگذارند چون خارج بوده ام! اگر پسر بودم که من را روی سرشان می گذاشتند با سفرهای رنگین و مهمانی های آنچنانی که بروم دخترشان را بگیرم با خودم بیاورم اینجا.
هزار دلیل دارم که به خاطر آن ها بمانم. و به خاطر همین هزار دلیل بود که وقتی می آمدم، بلیط یک طرفه گرفتم و هرچه مادرم و کارمند آژانس مسافرتی اصرار کردند که بلیط دو طرفه بگیرم زیر بار نرفتم. گفتم برگردم که چه؟ همان موقع هم می دانستم دلتنگ هیچ کس و هیچ چیز نخواهم شد. اینجا چند دوست صمیمی دارم که جانم را برایشان می دهم و هر زمان بخواهم می دانم کنارم هستند و کمکم می کنند. آدم هایی که به آن ها اعتماد دارم. آدمهایی که حرفم را می فهمند هرچند به زبانی دیگر. آدمهایی که صادقانه دوستم دارند بی آنکه منافعی برایشان داشته باشم. آدم هایی که هرگز در ایران رنگ و بویی از آن ها ندیدم. به خاطر این آدم ها هم که شده می مانم. به خاطر آرامش اینجا می مانم.
گرچه اینجا غریبم، اما در کشور خودم بسیار بسیار غریبه تر خواهم بود.

Advertisements
این نوشته در ایران ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

7 پاسخ برای آنکه رفت آنکه ماند

  1. ضد جنگ :گفت

    این قسمت خدا بود » اگر پسر بودم که من را روی سرشان می گذاشتند با سفرهای رنگین و مهمانی های آنچنانی که بروم دخترشان را بگیرم با خودم بیاورم اینجا»

  2. علیرضا :گفت

    لعنتی! خوش به حالت که آدم هایی را داری که صادقانه دوستشان بداری/ دوستت بدارند بدون هیچ منافعی.

  3. گیلدا :گفت

    به خودت اتکا کن و سعی کن غریبی نکنی هرچند همه مان غریب افتاده ایم، تو انجا من اینجا. و من هم بسیار در اتوبوس های صفه ملک شهر له شده ام و نفسم بند آمده است و مثلا لای در مانده ام:دی اما همه چیز میگذرد. خوب است خاطره هایمان خوب باشد

  4. yorgunqarpiz :گفت

    صادقانه بود این پستت

  5. عليرضا :گفت

    حرف دل من رو هم زدی! درکت میکنم

  6. محمد رضا :گفت

    آنها که رفتند …
    آنها که ماندند …
    شاید هر دو بازنده ایم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s