آرامش بعد از بی خوابی

بعد از اینکه چشم هایم شروع کرد به تیک زدن، و بعد استرس به حدی بالا رفت که چند شب پیش خوابم نبرد، ایمیل زدم به سفارت گفتم آقا تکلیف ما رو بعد از 2 ماه معلوم کنید به مادر ما ویزا می دید یا نه!
بعد هم دیدم دست و پا زدن فایده ندارد. این استرس که من بروم ایران یا صبر کنم ببینم جواب ویزا چه می شود من را دارد می کشد. تصمیم گرفتم بمانم و بی خیال پول بلیطی که برای مادرم خریدیم شوم.
حق داشتید و حق داشتم. خیلی چیزها ارزشش را ندارند که دست و پا بزنیم. باید تمامشان کنیم، بی خیالشان شویم، بروند پی کارشان، تا ما هم برویم پی کارمان.

Advertisements
این نوشته در ایران ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای آرامش بعد از بی خوابی

  1. ضد جنگ :گفت

    اي بابا نشدكه

  2. سمن :گفت

    ببین بلند شو برو ایران وگرنه پشیمون می شی منم تو همین موقعیت بودم آخر نه اونا اومدن نه من رفتم الان خیلی پشیمونم …

  3. کاغذباد :گفت

    وقتی آدم هوائی میشه باید بره….یه بوم و دو هوا نمیشه…:)

  4. آواره در آمستردام :گفت

    بازم ميگم پاشو برو

  5. قدیسه :گفت

    بگمونم این یکی که ارزش دست و پا زدن رو داره…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s