چرا هرگز دوباره به تو زنگ نزدم…

من به یک نتایجی رسیده ام. مثلا فهمید‌ام خیلی‌ بدم می‌‌آید به کسی‌ بگویم بیا فلان جا برویم و اون بگوید نه. در نتیجه اگر ۵۰% احتمال دهم جواب منفی‌ خواهم شنید، خودم را به زحمت نمی‌‌اندازم که بپرسم. تنها همه جا میروم، اما «نه» نمیشنوم.

در مورد این قضیه هیچ کس استثنا نیست، حتی آنکه خیلی‌ دوستش میدارم.

مثلا چند شب پیش موقع رفتن به خانه که از وسط الیمپیا پارک میرفتم دیدم غلغله است. پرسیدم، گفتند شب، آتش باژی‌ است. زنگ زدم امیر که خانه‌اش ۲ دقیقه تا پارک است، گفت حال ندارم. به زهرا اس‌ام‌اس زدم، جواب نداد. به لیلا زنگ زدم، گفت سرما خورده. آخر به مهفوزور زنگ زدم که دیگر آنقدر دیر شده بود که ۱۰ دقیقه بعدش آتش باژی‌ شروع میشد. دوباره زنگ زدم گفتم نیا دیر شد!

Advertisements
این نوشته در در ستایش صبوری و عشق ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

18 پاسخ برای چرا هرگز دوباره به تو زنگ نزدم…

  1. من هم از شنیدن جواب منفی بیزارم و واسه همینم وقتی میدونم جواب مثبت میشنوم تقاضا میکنم واین اصلا خوب نیست یه جورایی از عدم اعتماد به نفس ناشی میشه بیشتر هم تنها اینور و اونور میرم چون راحت ترم

    • goldeneverstand :گفت

      نه به عدمِ اعتماد به نفس ربطی‌ نداره. به «ارزش برای خود قائل شدن» ربط داره. شک نکن. وقتی‌ زیاد تقاضا کنی‌، یعنی محتاج و ضعیفی. و این چیزیه که من نمی‌خوام.

  2. خراباتی :گفت

    این نتیجه اینه که من برات این همه کامنت گذاشتم و تو جواب ندادی !!!
    از این به بعد هم میام میخونم وبلاگت رو اما دیگه کامنت برات نمیذارم .راستی دلم هم خنک شد .

  3. mErsAd :گفت

    فک نکنم نه شنیدن انقد سخت باشه ، البته اگه خودت بلد باشی نه بگی.

    • goldeneverstand :گفت

      نه سخت نیست مرصاد عزیز. من خودم خیلی‌ رک هستم و راحت نه میگویم. اما نکتهِ این پست «گدایی نکردنِ یک همراه» است. اگر کسی‌ بخواهد همراه شما باشد، یک بار که به شما نه گفت، چون وقت نداشت یا به هر دلیلِ دیگر، بار دیگر خودش به سراغ شما می‌‌آید و از شما می‌خواهد همراهش باشید. اگر نیامد، یعنی نخواستنِ این همراهی. و چون زور در میان نیست، اصرار برای همراه شدن اشتباه است. قصدِ من از این متن این بود.

      • mErsAd :گفت

        اینکه اینهمه خط برام نوشتی و توضیح دادی حس خوبی به ادم میده،از عقده ها و کمبود های ادم کم میکنه . با گدایی نکردن یک همراه موافق.من خودم نه بلد نیستم بگم ولی هر بار که نه گفتم انقد فشار روم اومده و کلی تلاش کردم که یه جور جبران کنم اونم واسه کی ؟ یه مشت ادم بیشعور و هیچی نفهم.بجاش انقد نه شنیدم و انقد خودم و گول زدم . تقریبا میشه گفت همه اینکارام همون گدایی کردن همراه بوده.نمیدونم.تنهایی یه موقه ها خیلی فشار به ادم میاره.

  4. من بارا :گفت

    دقیقاااااا …..من مدت هاست بی خیال «پایه » برای بیرون رفتن هایم شدم. همینجوری با خودم حال می کنم دقیقا به همین دلیل.دقیقا می فهمم چی میگی!

  5. khergheh :گفت

    یادمه دفعه ی اولی که قصد کردم تنها برم سینما یه حال خاصی داشتم..هم خوشحال بودم که بدون نیاز به کسی دارم یاد می گیرم که چه جوری از زندگیم لذت ببرم ..هم یه جورایی احساس می کردم همه دارن به من نیگا می کنن…با هم می گن این یارو رو …تنها پاشده اومده سینما!…اما اینا همش تصورات ذهنی من بود وگرنه همه سرشون به خودشون مشغول بود…تو سالن سینما هم که نشستم یه نگاه کلی به سینما انداختم، دیدم همه یا دونفر دونفرن …یا چند نفری …هر چند اون روز اصلا از فیلمی که دیدم خوشم نیومد(شاید بخاطر شرایطی که داشتم) اما در عوض یاد گرفتم و به خودم ثابت کردم که می شه تنهایی هم از زندگی لذت برد…از اون به بعد هم هر جا می خوام برم تنهایی می رم..هم کیفشو می برم هم لازم نیست منت کسی رو بکشم که لیاقت منت کشیدن رو نداره …

  6. khergheh :گفت

    لینکت کردم 😉

  7. سمن :گفت

    درکت می کنم .

  8. خواننده :گفت

    منم خیلی وقتها برام پیش اومده که به خاطر ناز کردن این و اون تنها رفتم بیرون. ولی بعد از چند وقت حس خیلی بدی بهم دست داد. حس تنها بودن.
    البته ترس از «نه» شنیدن باعث شد به خیلی از دخترهایی که خوشم میومد نگم که بهشون علاقه دارم و درخواست یک دیدار خصوصی بکنم. ولی الان می فهمم چقدر احمق بودم که به خاطر این ترس این کارو نکردم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s