ساده است بهره جویی از انسانی

ساده است نوازش سگی ولگرد

شاهد آن بودن
که چه گونه زیر غلتکی می رود

و گفتن که : سگ من نبود

ساده است ستایش گلی

چیدنش

و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد .

ساده است بهره جویی از انسانی

دوست داشتنش بی احساس عشقی

او را به خود وانهادن و گفتن

که دیگر نمی شناسمش .

ساده است لغزش های خود را شناختن

با دیگران زیستن به حساب ایشان

و گفتن که من اینچنینم .

ساده است که چه گونه می زییم

باری

زیستن سخت ساده است

و پیچیده نیز هم .

(مارکوت بیگل)

این شعر لرزه به تن آدم میندازه.

Advertisements
این نوشته در اشعار دیگران ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s