در ستایش صبوری و عشق (2)

من صبورم. اما تو بسیار از من صبورتری.

با این همه مرسی که دیشب توی خواب زنگ زدی و گفتی باید همدیگر را ببینیم. همین که توی خواب هم زنگ بزنی برای من کافی است.

بیدار که شدم بیشتر از همیشه دلم خواست ب؟لت کنم ببوسمت.

مزه ی توت فرنگی های توی باغ

مزه ی توت فرنگی های توی باغ

Advertisements
این نوشته در Hoffgarten, از آنچه نمی دانیم, در ستایش صبوری و عشق ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای در ستایش صبوری و عشق (2)

  1. فکر می کردم بغل را دیگه یاد گرفته بودی !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s