من به شما interested نیستم!

این اواخر زیاد می زدم توی صورت پسرها. البته گاهی خیلی هم جدی نبود و فقط محض شوخی بود!

آخرین بار خواستم بزنم توی صورت مایکل. با شوخی های مزخرفش آنقدر رفته بود روی اعصابم که دلم می خواست وسط خیابان ولش کنم به حال خودش. دو بار سعی کردم بزنم توی صورتش. ولی چون کاراته کار بود سریع جاخالی داد. بیشتر عصبانی شدم!
البته من از محاسن مایکل هرچه بگویم کم گفته ام. نه از نظر ظاهر و لباس جذابیتی دارد نه از قیافه! دهانش را هم که باز می کند مجموعه ی متنوعی از کثیف ترین حرف های دنیا بیرون می ریزد. مدام هم برای من از انبوه دخترانی می گفت که برایش می مردند! ولی نمی دانم چرا همیشه تنها بود!

همان شب در رستوران داشتیم پیتزا می خوردیم که دایی ام زنگ زد. کلی پای تلفن خندیدم. بعد که قطع کردم مایکل گفت فکر کردم قضیه ی من و خودت را داری برای دایی ات تعریف می کنی!!! گفتم کدام قضیه؟ مگه من بیکارم داییم از اون سر دنیا زنگ زده در مورد تو براش تعریف کنم؟

بعد برایش گفتم که اگر از پسری خوشم بیاید نزدیک نمی روم و منتظرم می مانم تا او تصمیم بگیرد. یکباره رنگ از صورتش پرید. اصلا شوکه شده بود! گفت من فکر کردم می خواهی بگویی به من interested هستی!!!

و من دقیقا به همین یک جمله نیاز داشتم که تمامش کنم.

فردایش دوباره شروع کرد با ایمیل زدن که فلان جا با هم بریم فلان جا با هم بریم! جواب دادم که واقعا دیگه نمی خوام باهات بیرون بروم!

و راحت شدم!

Advertisements
این نوشته در درباره آدم های دیگر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

16 پاسخ برای من به شما interested نیستم!

  1. ضد جنگ :گفت

    پوووووووووووف چه اعتماد به نفسی

  2. خراباتی :گفت

    ای به خشکی شانس
    گلدن , می خواستم بگم بیای برلین با هم بریم مصطفی … من از تو خیلی خوشم میاد interested hastam :))))
    حالا یه فکری بکن روش

    خراباتی

  3. آواره در آمستردام :گفت

    آخييييييييييششششششششششش

  4. بابک :گفت

    یکی از این روزا میام جواب چیزی را که نوشته بودی می نویسم برات
    میخام یه کم صب کنم اگه کمی احساس تند یا خشم باشه، بخوابه تا حرفمو برعکس شما آروم بزنم
    دوست داشتی اینم سانسور کن. خطرناکه

  5. نوشته خوب بود
    اینکه اگر از کسی خوشت بیاد نزدیکش نمی روی، فکر می کنی کار خوبیه؟ من نمیگم بده ها، چون بمن مربوط نیست شما چیکار می کنی. این فقط یک پرسش اجتماعی یا روانکاوی است که بفکرم رسید
    کامنت قبلیمو دیدی؟ پرید رفت تو اسپم فکر کنم

    • goldeneverstand :گفت

      منظور از نزدیک نرفتن اینه که رو سر اون آدم با سیل اس ام اس و تلفن و ایمیل خراب نمی شم. سعی می کنم ببینمش اتفاقا. ولی برام مهمترین چیز اینه که بدونم اون هم منو می خواد. یعنی می خوام هم من رو ببینه و هم اخلاق و روحیاتم رو بشناسه و هم فرصت انتخاب پیدا کنه. اما اگه یهو متوجه شه من دوستش دارم و اون فرصت فکر کردن پیدا نکرده باشه، می ترسه و دور می کنه خودش رو.

  6. خب من نمی دونستم » منظور از نزدیک نرفتن اینه که رو سر اون آدم با سیل اس ام اس و تلفن و ایمیل خراب نمی شم»
    من زبون کد شما جوونا رو تو این دور و زمونه بلد نیستم. یعنی درست بر عکس » سعی می کنم ببینمش اتفاقا» گرفته بودم
    بذار بپای ریش سفیدمون
    اینقدرم این خراباتی مارو اذیت نکن. چک چک چیه؟ بگو بوس بوس

  7. هندونه آپدیت شد پاراگراف های آخرش Hot off the press
    می خواستم دیگه کاری باهات نداشته باشم، نیام اینجا. ولی دوستی یکی دو ساله رو برای یک لحن تند خراب کردن، حیفه
    اونی هم که اینجا و اونجا میگی درک نمی کنی و درک می کنم و چی و چی…شاید…شاید من که دوبرابر شما سنمه بهتر از شما درک کنم.
    و شاید بیام برات بگم که چی دقیقا قلقلکم میده. مطمئن باش یک کامنت زپرتی نیست که تائید بشه یا نشه. شاید هم بی خیال
    تا ببینیم بعد چی پیش میاد. پیروز و شاد باشی

  8. بازم همون نظر قبلی رو دارم همه جا مث همه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s