از عشق و شهوت (2)

خب شاید من بد بیان کردم…

من هرگز نمی گویم سکس بد است.. اتفاقا خیلی هم خوب است. من نه سکس را زشت می پندارم و نه با آن مخالفم. اما عقیده دارم اول باید روح و قلبتان نزدیک شده باشد تا بعد جسمتان نزدیک شود.

من می گویم رابطه از کجا و با چه هدفی شروع شود. آیا اصلا جنس «خواستن» دو طرف بازی یکی است؟

من می گویم اول باید عشقم را تحسین کنم … بعد به او فرصت انتخاب دهم. اگر مرا نخواست به خواسته اش احترام بگذارم… اگر خواست، مدت کافی را با او سپری کنم تا بدانم چقدر به آنچه من می خواهم نزدیک است. چقدر به آنچه او می خواهد نزدیکم. در نهایت به فکر آمیزش بیفتم.

اگر اول به فکر آمیزش بیفتم، این عشق نیست، این فقط نیاز جسمی است. این چیزی است که پایدار نخواهد بود.

و هنوز هم می گویم. هم عشق مقدس است هم معشوق. باید با معشوق با احترام رفتار کرد. با معشوق باید بهترین خودتان باشید. اگر همان بد اخلاقی هایی را کنید که با بقیه می کنید، اگر نتوانید خودتان را کنترل کنید و خود بهترتان باشید، عاشق نیستید.

تجربه کرده ام که می گویم.

Advertisements
این نوشته در از آنچه نمی دانیم, در ستایش صبوری و عشق ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

11 پاسخ برای از عشق و شهوت (2)

  1. ضد جنگ :گفت

    کاملاً موافقم . دیدیم که میگیم

  2. blindday :گفت

    سكس همه چيز تو يه زندگي نيست…اما رو همه چيز تاثير ميذاره…

  3. nnastarann :گفت

    من عشق و حس جنسیم به شدت وابسته به همه. اگه اولش حس جنسی داشته باشم به کسی پتانسیل این رو داره که عاشقش شم ولی اگه نداشته باشم تا 100 سال دیگه هم می دونم فقط واسم یه دوستِ معمولیه

  4. تار و پودِ ایندو یک جور‌هایی‌ در هم تنیده است! (صرف نظر از عشق‌های افلاطونی و غیره)!!!

  5. خراباتی :گفت

    ببین گلدن
    من و دوستی نزدیک به من که آنهم در آلمان زندگی می کنه و شیطونی هم زیاد می کنه ( منظور که تجربه ی رابطه با خانم های زیادی رو داشته ) به این تئوری معتقدیم که شما خانم ها یک کلید تو بدنتون دارین که وقتی بزنینش میتونین سکس رو غیر فعال کنید و به هرچیزی بغیر از سکس بپردازین .
    اما ما آقایون نه این کلید لعنتی رو داریم و نه میتونیم که ازشدت فکر به این مساله کم کنیم .
    در اولین دیدار با هر زنی هم ابتدا توانایی های رختخوابیش رو بررسی میکنیم . چکار میشه کرد این طبیعت لعنتی ما رو این جوری آفریده
    ببین ولی جدای از شوخی
    باید بگم که اگر حس و کشش جنسی در بدن زن و مرد وجود نداشته باشه , هیچ انگیزه قوی تری وجود نداره که بتونه دو جنس مخالف رو پهلوی هم نگه داره .
    و بنظر من عشق کاملا تنیده در خواهش جنسی و فیزیکی هست و نمیشه جدا از هم بررسیشون کرد
    شاد باشی رفیق
    خراباتی

    پی نوشت : سری به ما نمیزنی رفیق ؟!!!

    • goldeneverstand :گفت

      باز هم درست نخوندی. نکته سر اینه که آیا صددرصد انگیزه ی شروع رابطه سکس است یا علاقه ای هم به وجود آمده؟ شکی نیست که سکس نقش زیادی در جذب دو طرف دارد، اما آیا واقعا از هم خوششان آمده یا فقط و فقط نیاز فیزیکی دارد آن ها را به هم نزدیک می کند؟ حتی خود من هم وقتی از پسری خوشم میاد به این فکر میکنم که آیا می تونه هیجان انگیز باشه تو رابطه جنسی؟ آیا می تونه به من لذت بده؟ پس بدون شک این قضیه فقط مربوط به مردها نیست. اما نکته اینه که آیا من از همون ابتدا مدام سعی می کنم به بهانه های مختلف به طرف مقابلم دست بزنم یا می تونم خودم رو کنترل کنم و ببینم کشش چقدر فیزیکی هست و چقدر دوست داشتنه.

  6. مسئله را پیچیده کردی. چیزی که از نوشته هات بر میاد اینه که باید یکنفر را دوست داشته باشی که باهاش بخوابی. لزوما اینطوری نیست یعنی سکس (دیر یازود) لازمۀ دوست داشتن و عشقه. عشق بدون سکس می میره. ولی عشق لازمۀ سکس داشتن نیست. میشه آدم با یکی بخوابه و لذت هم ببره ولی بعدا دوستش نداشته باشه
    اونوقت جوابی که به خراباتی داده کمی تناقض داره به نوشته ت. بخون دوباره ببین درست میگم یا اشتباه کردم

    • goldeneverstand :گفت

      عشق بدون سکس می میره. بله این صد در صد درست است. اصلا بخش مهمی از هیجان یک رابطه ی عاشقانه، بازی های فیزیکی ای است که در این بین به وجود می آید و باعث نزدیکی بیشتر می شود.
      من تناقضی نمی بینم بین جوابم و نوشته ام. هدف از هر دوی نوشته ها این است: در انگیزه ی نزدیک شدن، کدام نقش مهمتری را ایفا می کند؟ سکس؟ یا علاقه مند شدن؟
      اگر من برای مدت طولانی ای سکس نداشته ام، و علت نزدیک شدنم فقط برای این است که این نیاز ارضا شود، این رابطه پایدار نخواهد بود.
      این دقیقا علت خیلی از ازدواج ها در ایران است. دختر بدون ازدواج نمی تواند به سکس برسد چون داشتن دوست پسر غیرقابل قبول در جامعه ی کنونی است. و پسر هم می خواهد از سکس مخفیانه به دوست دخترش به سکس مدام و صد البته با خیال راحت و بدون نگرانی از حرف و حدیث خانواده برسد.
      و من با چنین انگیزه ای مخالفم. البته این فقط یک مثال بود و نوشته ی من کل رابطه ها را در بر می گیرد. چه رابطه هایی که در کشورهای آزاد شکل می گیرد و چه رابطه هایی که در کشورهای محدود شکل می گیرند.

  7. من بارا :گفت

    چالش خوبی راه انداختی…من فقط می دونم راز موفقیت در هردو این هست که آگاه و هشیار باشی در هردو که داری چه کار می کنی.در هر لحظه به همه اوضاع چه از لحاظ فیزیکی و چه حسی مسلط باشی.از خود بیخود شدن مشکل بزرگ هردوی این هاست
    کتاب بریدای پائولو کوئلیو خیلی در این زمینه می تونه راهگشا باشه برات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s