وقتی ما با هم خوابیدیم

دیشب، شب از نیمه گذشته که از خواب بیدار می شم.

می بینم یکی پیشم خوابیده. به نظر میاد لخته چون بازوهای لختش رو کاملا می بینم.

تو صورتش دقیق می شم. با اینکه با نوری که از حموم میاد بیرون صورتش رو میشه دید، آنقدر گیگ و منگ و مست خوابم که نمی تونم بفهمم کیه.

بعد هم خسته می شم از فکر کردن تو همون حالت خواب و بیداری دوباره خوابم می بره.

صبح پا می شم می بینم کسنتانته، دختری که در سفر مسکو همسفرم است، ب؟لم خوابیده! یه تاپ با یه بند نازک هم تنشه!

Advertisements
این نوشته در سفرنامه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای وقتی ما با هم خوابیدیم

  1. کنستانتین دختره؟آخه اسمش شبیه اسم پسراس

  2. همون bitch می خواستی یه وشگون سفت از کونش بگیری پاشه بره خب 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s