تف سر بالا

من خیلی راحت عصبانی می شوم. احساساتم همین طور بالا و پایین می پرند و وقتی بالا می پرند خیلی بالا می پرند و وقتی پایین می پرند خیلی پایین می پرند.

برای همین همیشه دوستانی باید کنارم باشند که وقتی زیاد بالا یا زیاد پایینم بزنند توی صورتم که به خودم بیایم.

من وقتی عصبانی هستم اسلحه نباید کنار دستم باشد. آسیب می زنم. بعد می روم می گویم آسیب زده ام. کسانی که دوستم دارند می زنند توی صورتم. و من به خودم می آید. در دلم آشوب می شود. تازه می فهمم که نباید آسیب می زده ام، هرچقدر هم عصبانی بوده باشم و هرچقدر هم حق با من بوده باشد. آسیب زدن تف سربالا است. هر کاری بکنی هر طرف هم که بروی هر جا هم پناه بگیری آخر سر می آید تو صورت خودت.

نپرسید چه شده است چون شرمم می آید بگویم چه بوده و چگونه آسیب زده ام. فردا باید نیم ساعت را تلف کنم که آسیب را جبران کنم. ولی خدا روشکر این بار با نیم ساعت حل می شود و حل شدنی هم هست.

Advertisements
این نوشته در اشتباهات رایج ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای تف سر بالا

  1. آواره در آمستردام :گفت

    من هم آسيب ميزنم ولى بخودم ،و ميفهمم وقتى از شرم نميخواهى در موردش بگى !!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s