بی خوابی

ساعت دارد می شود کم کم 5 صبح.. و من هنوز از عصبانیت خوابم نمی برد.

باید نقاشی بکشم. حالم را خوب می کند.

و این بار که مادرم می آید باید به او بگویم گیتارم را بیاورد. البته 10 سال است که دیگر ساز نزده ام. اما بالاخره یک روز باید بیاید که آدم «دوباره» از سر شروع کند. اصلا دلم ضعف می رود برای نغمه های سازم.

 

Advertisements
این نوشته در آلمان, در ستایش صبوری و عشق ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای بی خوابی

  1. mandalacircle :گفت

    دوباره بعد از سال ها دست به ساز بردن لذتش حتی از بار اول ساز زدن هم بیشتر است خیلی بیشتر…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s