یاد ایام

یک شعری گفته بودم 10-15 سال پیش اون موقع که عاشق بودم!

 

وقتی عبور می کنی از کوچه ی دلم

من سنگ می شوم

همرنگ رد پای تو انگار می شوم

وقتی که می گذری نرم و بی صدا

من باد می شوم

در بین گیسوان تو محسور می شوم

وقتی به ساز لبت نغمه می زنی

من نغمه می شوم به لبت بوسه می زنم

Advertisements
این نوشته در اشعار من, در ستایش صبوری و عشق ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای یاد ایام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s