گور

من کشورم را نمی خواهم

کشور من سالهاست که مرده است

سال هاست که دفن شده است

سال هاست که بر مزارش کسی نگریسته است

                    **

کشور من مرده است

آنقدر مرده، که از خاکش حتی درختی هم نمی روید

کشور من زیر پای همین مردم مرده است

کشور من به تاریکی بدل شده است

                    **

ومن

 گوری می بینم

 تاریک

کشورم را در خود دفن کرده

و همچون قفسی تنگ

مردمم را در بر گرفته است

من هیچ نمی خواهم

من حتی کشورم را هم نمی خواهم

من تنها کلیدی، نردبانی می خواهم

تا آنچه باقی مانده را

از این گور تنگ و تاریک برهانم

Advertisements
این نوشته در ایران, اشعار من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای گور

  1. خب دیگه خودت نوشتی دیگه! من چی بگم
    اینو بذار ب؟ل دست «من دوست دارم همۀ دنیا را ب؟ل کنم» تا ببینی مردم چرا پول ندارن رن بگیرن، خونه بخرن، بعد میرن دنبال سیگار و دیگه همه چی از بین میره
    تنها راه نجات اینه که………این قسمت سانسور شد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s