سگ یا بچه

به نظر من آخرین کاری که یک آدم باید تو زندگی اش بکنه بچه دار شدنه. وقتی عشق دنیا رو کردی و همه مسافرت هات رو رفتی و همه تفریحاتت رو کردی یه نفر رو باید پیدا کنی که بچه دارت کنه. همین.

من و دوست دختر چینی ام ایفان تصمیم گرفته ایم به جای اینکه بچه دار شویم یک سگ بگیریم و بزرگش کنیم. این خیلی خوب است. سگ را نه به مدرسه باید برد و نه مدام گریه می کند و نه مدام بهانه می گیرد و نه نق می زند و تازه پا به پایت هم راه می آید.

البته به خودمان که نگاه می کنم من بچه ی خوبی هستم برای مادرم. خب الان که مامانم تنها هست و فامیل تخمی هم تخمی است و همسایه هم تخمی است اگر من را نداشت باید صبح و شب در خانه بود و شاید با رفقایش بیرون می رفت اما در نهایت شاید از تنهایی دق می گرد. بخش دیگر قضیه این است که زمانی می رسد که حس می کنی خودت دیگر قدرت بارور شدن نداری. بارور شدن از آن جهت که نمی توانی آن چنان پیشرفتی و آن چنان موفقتی داشته باشی که شاید در زمان جوانی می توانسته ای. در این زمان تمام امیدت موفقیت فرزندت است گویا همه ی آنچه هستی را در فرزندت می بینی و باروری او باروری خود توست.

خب من هستم برای مامانم و خوشحالم که این باعث نمی شود او تنها باشد و روزی نیم ساعت حرف می زنیم و برایش دعوتنامه می دهم و او پای تلفن از من تشکر می کند که برایش دعوتنامه داده ام! به هر حال هم من حوصله ام سر می رود و هم او و من هم نمی خواهم مادرم در ایران تخمی گوربه گور شده باشد چون هیچ کس دوست ندارد عزیزانش در جاهای تخمی گور به گوری باشند. پس دعوتنامه می دهم که بیاید اینجا و روزی یکی دوبار فکر کند این جا را دوست دارد.

اما اگر من با ایفان ازدواج کنم که چند شب پیش هم خواب دیدم کرده ام یک سگ می خریم. البته ایفان الان خودش یک دوست پسر دارد. اما فکر نمی کنم دوست پسرش بتواند سگ بزاید.

Advertisements
این نوشته در قاب هایی از زندگی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای سگ یا بچه

  1. فرزانه :گفت

    نشستم همه پستهایی رو که نخونده بودم رو خوندم….ولی اگه بخاوم حرف دلمو برا هر کدوم بنویسم خیلی میشه…

    این بچه معضلی شده…داشته باشی دردسره نداشته باشی یه دردسره دیگه….این روزا من و همسرم یه وقتائی میشینیم حساب میکنیم ببینیم بچه داشته باشیم چه کارائی رو دیگه نمی تونیم انجام بدیم ..بعد به شماره سه نرسیده میگیم بیخیال بچه به این همه محدودیتش نمی ارزه 🙂 )

  2. ببین این آخرشو خیلی خوب نوشتی. اینکه خواننده را شوک کنی هنر میخواد. فکر کردم ای بابا! خانوم دکتر ما لزبین شده! بعد که قرار شد دوست پسر زنت (تو خواب) سگ بزاد خندیدم 🙂
    از اینا گذشته، زن بخواد باردار بشه، بهتره قبل از 30 سالگی بشه به نظر من. که بتونی باهاش حال کنی. که بزرگ شدنشو ببینی لذت ببری. دکتر هم بپرسی شاید همینو بگه.

  3. من به موقش تعریف هم می کنم. منفی نیستم، ولی اگه از یه نوشته خوشم نیاد، اونم میگم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s