پارتنر

از جمعه تصمیم گرفتم برم کلاس سالسا. اگه یادتون باشه تو روسیه هم رقص یاد گرفتم اما مدام از پارتنرم شاکی بودم چون به نظر می اومد بد قیافه ترین پسر گروه نصیب من شده باشه.
خلاصه.. این بار عزمم رو جزم کردم که یه پارتنر تو دل برو پیدا کنم. وقتی رفتم سر کلاس دیدم دختر ها یه طرف کلاس و پسر ها با فاصله ی 3-5 متر در سمت دیگه ی کلاس دارن روبروی هم حرکت پا رو تمرین می کنن. فرصت خوبی بود که همه ی پسر ها رو از نظر می گذروندم و سعی کردم پسر ها رو از نظر جذابی رتبه بندی کنم. بعد از جستجوی فراوان در جمعیت عظیم ذکور بالاخره یک پسر قدبلند خوش هیکل چشم رنگی مورد پسندم واقع شد. آنتنم رو روش قفل کردم تا گمش نکنم!
در یک لحظه ی حیاتی معلم کلاس گفت که بچه ها قاطی شن و کنار هم بایستند. پسرها به سمت گروه دختر ها حرکت کردن و دختر ها به سمت پسرها! در یک لحظه توانم رو جمع کردم (خالی بندی محض!) و به پسره گفتم تو پارتنر داری؟
و مطمئن بودم می گه نه! ولی گفت بله!
خلاصه اولین تلاش با شکست روبرو شد!
بعد مجددا همه ایستادند و من به منظور جستجوی مورد های مناسب بعد مجددا به بررسی دقیق پرداختم. در این بررسی ها متوجه دو پسر شدم یکی قد بلند و بولند و یکی مشکی با هیکل ورزشکاری. از آنجایی که خوشبختانه این دو مورد نزدیک هم ایستاده بودم سعی کردم در نقطه ای بایستم که فاصله ی یکسانی با هردو داشته باشم!
در همین لحظات دختری که روبرویم بود توجهم را جلب کرد. یک لباس صورتی (از همان صورتی هایی که من و مامانم در ایران صورتی دهاتی خطاب می کردیم) پوشیده بود که بالایش پر پولک بود! با خودم فکر کردم یا عرب است یا ترک. چون تنها این دوجماعت لباس جیغ می پوشند. ولی وقتی معلم داشت حرکات چرخشی را آموزش می داد متوجه شدم پسری که کنارش است به او می گوید سرم گیج رفت! در همین لحظه ایرانی ها را هم در کنار عرب ها و ترک ها به جمع «عشق لباس جیغ» ها اضافه کردم.
در این مدت فرصت کافی داشتم که دو پسر مورد نظر و چندین پسر یدک را بررسی کنم. پسر مو مشکی چشم هایش قشنگ نبود! و پسر بولند لب هایش خیلی باریک بود که براساس اصول شخصیت شناسی من یعنی خسیس بود! پسرهای یدک هم یا خیلی بچه می زدند یا کوتاه بودند یا لنگ می زدند یا سیاه بودند یا خیلی زشت بودند یا هندی بودند یا بعد از چند دقیقه کنارشان یک دختر ظاهر می شد!
بعد از یک ساعت تنهایی تمرین کردن معلم گفت یک پارتنر انتخاب کنید. لحظه ی دیدار فرا رسیده بود! مامان من این لحظه را به این صورت توصیف می کند: در مهد کودک آهنگ می زدند و بچه ها دور صندلی ها می چرخیدند! وفتی آهنگ متوقف می شد هرکس باید سریع روی یک صندلی می نشست و هرکس بی صندلی می ماند می باخت! من در همین لحظاتی که آهنگ متوقف شده بود و همه به سرعت روی صندلی ها می نشستند همگام با آهنگ متوقف شده بودم و به همبازی هایم نگاه می کردم که روی صندلی های رنگارنگ می نشینند. در همین لحظات سرنوشت ساز بود که غرور و شرم و تردید باعث شدند من سر جایم بایستم و ببینم که دو پسر مورد نظرم دستشان را گذاشتند توی دست دخترانی که به ناگاه از زمین و هوا نازل شده بودند! و در همین لحظات بود که یک صندلی خالی متوجه من شد که ایستاده بودم.. بله.. دردر همین لحظات بود که یک صندلی سیاه هندی بد هیکل ریشوی زشت بد بو به من گفت آیا می خواهم با او برقصم؟ همه ی صندلی های مو مشکی و بولند و خوش هیکل و چشم قشنگ پر شده بودند. حتی صندلی های یدک که تا دقایقی پیش بچه سال و کوتاه به نظر می آمدند هم صاحب صاحب شده بودند! و من مانده بودم و صندلی قشنگم! صندلی ام نه تنها ظاهرا افتضاح بود که فیزیکی هم افتضاح بود طوری که انگار هیچ حس رمانتیکی از سالسا نداشت! وقتی دست من را بالا می برد تا من بچرخم دندان هایش را نشان می داد انگار دارد عذاب می کشد یا می میرد یا زور می زند!
لحظات دل انگیز رقص تمام شد. معلم مهد گفت تعطیل شدیم. صندلی ام از من تشکر کرد که با او رقصیدم. و من به خانه رفتم به امید روزهای بهتر!

Advertisements
این نوشته در آلمان ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای پارتنر

  1. اما عجب تحملی کردی این یارو رو هااا
    چه وضعی بوده
    من بودم که کلا بیخیال رقص میشدم :دی

  2. drprincess :گفت

    🙂 خنده دار بود خیلی

  3. خوب با طنز و صادقانه نوشتی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s