می ریم به استقبال لحظات ملکوتی اذان

خب ما اینجا یه مدت رادیو فردا گوش می دادیم. بعد مامانم دچار جنون شد. یعنی استرس گرفت. خود من یه بار تصمیم گرفتم تو حمومم خودکشی کنم وقتی گفت هدی صابر تو زندان مرده. یعنی تو حموم بودم و رادیو روشن بود اینو گفت بعد گفت هدی صابر اول حالش بد می شه بعد می برنش درمانگاه زندان تازه اونجا می زننش… منم فک کردم این زندگی خیلی کثافته و باید خودم رو بکشم و دیگه نمی تونم تحمل کنم که از این بلاها سر مردم بیاد….

بعد رادیو فردا رو تحریم کردیم. خیلی تخمی بود. خیلی رو اعصاب بود. هر نیم ساعت گالنی از خبرهای مزخرف رو رو سرت خراب می کرد و همش استرس می داد که امروز و فردا جنگ می شه.

طوری که پارسال که مامانم اینجا بود من مطمئن بودم مامانم برگرده جنگ می شه! و امسال که دوباره اومد باز من داشتم مطمئن می شدم که برگرده جنگ می شه و الان دیگه فک نمی کنم چون مامانم می گه همه چی امن و امانه و من دیگه رادیو فردا گوش نمی کنم.

اما به هر حال ما عادت داریم توخونه یه چی گوش کنیم و این بار که مامانم اومد چون از رادیو فردا به ستوه اومده بود گفت بزن تو اینترنت رادیو تهران گوش کنیم.

بعد مامانم که رفت من صبح ها رادیو تهران گوش می دادم و برنامه ها خیلی تخمی بود. به وقت ما 8 و نیم که من از خواب بیدار می شدم یه برنامه داشت در مورد سلامتی یه دکتر میاورد در مورد مریضی صحبت می کرد. بعد 9 تا 10 آهنگ می زد مردم زنگ می زدن آهنگ درخواستی!

دقیقا عین 20 سال پیش که مردم نه اینترنت داشتن نه ویدئو نه سی دی نه ماهواره و جون می دادن که یه آهنگ بشنون برا همین زنگ می زدن رادیو! حالا یا واقعا مردم برگشتن به همون دوران که خیلی بعیده یا رادیو هنوز تو همون دوران مونده و فک می کنه مردم مونده ی این هستند که اونا براشون آهنگ پخش کنند. تازه مجری صد بار هم وسط برنامه عذر می خواد که  بعضی آهنگ های در خواستی رو نمی تونیم پخش کنیم چون اجازه نداریم! خب جمع کنید برنامه رو! خب وقی نمی تونید 90% آهنگ هایی که مردم رو شاد می کنه رو پخش کنید اصلا برنامه نذارید برا موسیقی درخواستی!

خلاصه.. روزایی که از 10 می گذشت و هنوزخونه بودم یهو می دیدم برنامه زد رو فاز غمگین انگار که همه غم های دنیا ریخته باشه تو دل تهیه کننده و نویسنده و یکی با لحن خیلی محزونی می گفت داریم به لحظات ملکوتی اذان نزدیک می شیم. خب در اینجا من تحملم تموم می شد چون طرف با لحن خیلی ناراحتی شعر های دپرس می خوند و نه آهنگی بود نه شادی ای بود که هیچی. وگرنه من کی باشم که با اذون مشکل داشته باشم. اتفاقا الان که دارم اینا رو می نویسم هم داره از رادیو تهران اذون پخش می شه و خوبه!

اما من نمی دونم چرا آدم باید با دپرسی و حال بدبختی به استقبال خدا بره؟ یعنی نمی تونن قضیه رو شاد کنن؟ که 4 نفر از خدا گریزون هم بیان بگن به چه باحاله قضیه این خدا که می گن می تونه آدم رو شاد کنه روحیه بده؟ نه نمی خوان قضیه رو شاد کنند چون خدا به معنای امیده. یعنی تو وقتی باور داری یک خدایی هست و از وجود اون خدا لذت می بری، باور پیدا می کنی که می تونی ادامه بدی و همه راه ها به روت بسته نشده و باید شاد باشی.

قضیه سر وجود خدا و عدم وجود خدا نیست. خدا یک فکر یا یک ایده هست که باعث امیدگرفتن می شه چون انسان از پایه و اساس تنها هست و کسی رو برای کمک نداره و خیلی راحت می تونه به احساس فلاکت و بدبختی برسه. پس مفهمومی به نام خدا می تونه باعث بشه انسان وقتی از همه چیز قطع امید کرد و فک کرد دیگه همه چیز تموم شده و هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه کمکش کنه، فکر کنه که خدایی وجود داره و حرفش رو می شنوه و کمکش می کنه و همین باعث می شه یه تکون دو تکون دوباره پاشه و رو پاهاش بایسته.

حالا کل این قضیه اینه که وقتی اینجوری برنامه پخش می شه، نه شادی و نه نیرو و نه حرکتی در خدایی که این ها ازش می گن می بینی. خدایی که اون ها می گن به اندازه ی تو غمگین و ناامید و ناتوان و بی کمک هست. پس تو همون آخرین امیدت رو از دست می دی و تموم می شی.

Advertisements
این نوشته در ایران ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای می ریم به استقبال لحظات ملکوتی اذان

  1. یعنی من حواسم هست جواب صحبت هاتو بدم هاااا
    فقط سرم اینقدر شلوغه الان نمیرسم
    حتما میام پیشت کمی سرم خلوت شه
    فقط بدی اینجا اینه که نمیشه خصوصی گذاشت شاید توی پرشین بلاگت بنویسم

  2. ها این پستت رو خوب قبول دارم راست میگی اما آخوند جماعت شعورش تا همین حد میرسه

  3. اتفاقا الان که دارم اینا رو می نویسم هم داره از رادیو تهران اذون پخش می شه و خوبه!
    اینم تخمی بود. اذان چی چیش خوبه مهندس؟
    من اگه برات رک و پوست کنده تعریف کنم، از قرآن شاهد بیارم که اوضاع از چه قراره، باز میرم تو «بررسی دیدگاه» بررسی ای که هیچوقت به پایان نمی رسه. و نباید هم به پایان برسه، چون شما میخوای برگردی ایران و باید مواظب گفتار خواننده هات باشی که به شما گیر ندهند. ما زندگی مونو، کشورمونو، آزادی مونو از دست داده ایم. باید این حقیقت تلخو بپذیریم. برای همین 90 درصد آهنگای درخواستی پخش نمی شن
    قضیه رو شاد کنن؟ عجب دل خوشی داری شما! در اسلام شادی حرامه، گریه و زاری خوبَه. با فتح ب. مگر اینکه شما یک موجود 100 در صد منفعل و فقط بفکر نسیه هایی باشه که در بهشت خواهی گرفت، برای الله ملق بزنی و از ملق زدنت مثل میمون شاد بشی. شما هم زیاد کفر نگو. یه وقت سنگ میشی، داغت می مونه روی دل ما

    • goldeneverstand :گفت

      خب من از صدای اذان لذت می برم… این ربطی به هیچ چیز دیگه نداره. من از خیلی چیزهای دیگه هم لذت می برم البته.. اما اذان ربطی به حکومت و این ها نداره…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s