دیوار

«س»، دوست من در ایران، از آن آدم هایی هست که من را دچار توهم می کند که این با بقیه فرق دارد… که من را دچار توهم می کند که دوست خوب من است…

دیشب در حال چت با «ح»، دوست فوق صمیمی او هستم… «ح» می گوید یک شب «س» و دوست دخترش داشتند چت می کردند و دختره می پرسد من چقدر برای تو مهم هستم و فکر کن «س» چه جوابی می دهد..

بعد می گوید بگذار برایت متن چت آن ها را برایت ایمیل کنم…

این بزرگ تر از آن است که برای من هضم شود. می گویم چرا «س» باید متن چت اش با دوست دخترش را برای تو بفرستد؟ و بعد تو آن را برای من بفرستی؟

می گوید ما خیلی صمیمی هستیم خب…

این را می گوید.. و من تمام آدم هایی را به یاد می آورم که به آن ها «اعتماد» داشته ام.. یا حداقل فکر می کرده ام به ذره ای از اصول پای بندند…

دیوار اعتماد فرو می ریزد.. یا بهتر بگویم.. دیوار بی اعتمادی تا خود آسمان قد می کشد…

و آرزو می کنم کاش  خیلی زودتر می دانستم آدم ها اینقدر غیرقابل اعتمادند… کاش کاش کاش.. اگر می دانستم، خیلی ها را آنقدر که دوست داشتم دوست نمی داشتم..

Advertisements
این نوشته در درباره آدم های دیگر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای دیوار

  1. اگه خودت فهمیدی چی نوشتی، بعدا واسه من هم تعریف کن 🙂
    اگر متن چت اش با دوست دخترش بود، چرا گفت بگذار متن «چت شان» را ایمیل کنم ؟

  2. ای ناقلا ! مثل اینکه رفتی توی متن و چیزی را عوض کردی. دیگه اون «چت اش» را نمی بینم
    اشکالی نداره، چون «س» خیلی عوضی بوده: ربط دادن گوزن با شقیقه
    ادامه بدهید 🙂
    ببین راستی، یکی دوتا چیز اینجا نوشته ام که ممکنه بخوای سانسور کنی. یکیش در بارۀ پرچم بود، یکی دیگه ش یادم نیست

  3. علیرضا :گفت

    من که هیچ مشکلی با این قضیه ندارم!!!!! {سوت}
    اگه خود طرف روش میشه که آشکار سازی عمومی کنه، بسم الله. ما هم حرفی نداریم. : دددددی

  4. drprincess :گفت

    من کاملاً درک میکنم چی میگی. الآن حوصله ندارم توضیح درست حسابی بدم ولی منم وقتی داشتم با یکی از دوستای دوست صمیمیم حرف میزدم که تازه یه سال بود همو میشناختن ودیدم تمام چیزهایی رو که رو حساب صمیمیت چندین ساله (یعنی حدود 20 سال از زمانیکه مدرسه میرفتیم) واسه من تعریف کرده بود واسه این دوست تازه شم تعریف کرده همچین حس بدی پیدا کردم. یه عده خوششون میاد که سرت منت بزارن که دارن اطلاعاتشونو باهات تقسیم میکنن. اینجوری بهت احساس خاص بودن میدن. وقتی میفهمی همش یه بازی بوده خیلی حس بدیه. نمی دونم این جور آدما چه دردی دارن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s