وین

اریک تصمیم گرفته فردا بره وین. می گه فردا یک سخنرانیه در مورد آتاتورک! به من هم می گه. حوصله ندارم برم. یعنی آنقدر کار ریخته روی سرم که حسش نیست. بعد توهم برم می دارد که وین خارج است و مردم خارجی هستند و بروم مردم را ببینیم و ببینم آن جا چه جور است و می گویم می آیم.

پروژه ام هنوز مانده! قرارمان 5 صبح در مرکز شهر است که با ماشین یکی از بچه ها برویم. تصمیم می گیرم همینجا در دانشگاه تا صبح کارکنم و بعد بروم! یادم می آید که پاسپورتم خانه است! مجبورم بروم خانه و پاسپورت را بردارم! اه!

 

اینکه در وین (خارج!) چه خبر است را وقتی برگشتم می گویم.

 

Advertisements
این نوشته در آلمان ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s