بایگانی ماهانه: نوامبر 2011

خانوم شکرابی و باقی ماجرا

مامان من در اداره یک همکاری داشت به نام خانوم شکرابی.  وقتی بچه بودم می نشستم روی پای خانوم شکرابی، پاهای خودم را  هم می گذاشتم روی میز اداره، نقاشی می کشیدم! گذشت و من بزرگتر شدم. آنقدر بزرگ که … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در از آنچه نمی دانیم, دکترا | 4 دیدگاه

بوی وطن

گاهک نوشته بود: اصلا چرا راه دور برويم؟ خود من چند وقت پيش به طور اتفاقي چشمم افتاد به يك پرايد در يكي از خيابان‌هاي ژنو. باور كنيد انگار برادرم را ديده باشم. اصلا بوي وطن مي‌داد برايم. اگر در … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در درباره آدم های دیگر | دیدگاهی بنویسید

دخترانی که فرشته هستند

خارجی هایی که اینجا می نشینند و از سیاست یا مذهب می گویند فقط چون شکم سیرند این ها را می گویند. مشروبشان را خورده اند با دوست دخترشان عشق کرده اند مسافرتشان را رفته اند حالا کاری ندارند می … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در ایران, از آنچه نمی دانیم | 6 دیدگاه

این همه آدم تو مملکت خود من جونشون در خطره! بعد ملت اومدن تو فیس بوک پیغام گذاشتن که باید از دختر مصری حمایت کنیم چون با گذاشتن عکس های لختش الان جونش در خطره!!!!!!!!!!!!!!!! یا یه عده می گن … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در درباره ی کشورهای دیگر, درباره آدم های دیگر | 2 دیدگاه

خب فکر می کنید چرا یک دختر باید لخت شود و عکس بگیرد بگذارد توی وبلاگش؟ شما این کار را می کنید؟ هر چقدر هم که معترض باشید، می کنید؟ فرض کنید که کردید! چه مشکلی حل می شود؟ عکس … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در درباره ی کشورهای دیگر, درباره آدم های دیگر | 2 دیدگاه

مدیا

نوشته ای که در پایین خواندید تنها نشان دهنده ی خشم و درماندگی من است. یکی از دوستانی که اینجا دارم از کشور سوریه می آید. یادم هست زمانی که حرف حمله به سوریه و کشته شدن مردم در سوریه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در ایران, درباره ی کشورهای دیگر | 2 دیدگاه

وقتی تحملم به نهایت رسید

هرجا که باشم باشم در لهستان در وین در مسکو در فرودگاه در آلمان در دانشگاه در مهمانی در رستوران  در سونا در استخر در خیابان هر جا که باشم باشم. ایرانی هستم. هرجا که باشم باشم. مدام از من … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در ایران | برچسب‌خورده با | 5 دیدگاه